عواملی وجود دارند که احتمال یا امکان سوء مصرف مواد و اعتیاد را افزایش می دهند که به آنها عوامل خطرساز می گویند . این عوامل ضامن اعتیاد در آینده نیستند ، بلکه بیشتر پیشبینی کننده یا شاخص اعتیادِ بالقوه هستند . همچنین عواملی وجود دارند که احتمال مصرف و وابستگی را کاهش می دهند که به آنها عوامل محافظتکننده گفته می شود .
دراین مقاله برخی از گزارشات مرتبط با عوامل خطرساز و محافظتکننده آورده می شوند :
از نظر متخصصین ، بروز برخی اختلالات از جمله افسردگی ، اضطراب ، سطح پایین تحمل استرس ، تصویر ذهنی منفی از خود و فقدان شایستگی ، احتمال گرایش به مصرف مواد را بالا میبرد و در صورت بروز چنین علائمی بایستی نسبت به ارائه ی خدمات ویژه با هدف جلوگیری از بروز اعتیاد حساس بود.
اجتماع ستیزی اولیه و رفتار بزهکارانه از قبیل اختلال کرداری با سوءمصرف اولیه مواد و اعتیاد مرتبط است . عملکرد تحصیلی ضعیف و فقدان تعهد آموزشی نیز با احتمال افزایش سوءمصرف مواد مرتبط هستند .
سوءمصرف اغلب به دنبال یک دوره نگرشهای منفی نسبت به خود و سایرین ، گرفتاری اجتماعی با سایر همسالان ناراحت ، و رفتار غیرقابل قبول از نظر اجتماعی به منظور دستیابی به خود ارزشی و رضای خاطر ایجاد میشود .
پژوهشها بیانگر آن است که در مجموع ، مردان میزان بالاتری از سوءمصرف و اعتیاد را نسبت به زنان نشان می دهند . برخی گروهها و طبقات اجتماعی در مقایسه با سایر گروههای اجتماعی بیشتر در معرض موادمخدر هستند . زندگی در داخل شهر، مهاجرت و منابع اقتصادی محدود از جمله عوامل گرایش به اعتیاد هستند .
انضباط متناقض والدین، فقدان حمایت خانوادگی و وجود والدینی که فاقد مهارتهای لازم هستند با درگیری اولیه با الکل و سایر مواد مرتبط هستند . برای مثال مصرف الکل و سایر مواد توسط والدین ، باعث نظارت کمتر آنان بر فرزندان خود می شود .
کودکان از طریق مصرف مواد توسط همسالان و نیز بواسطه ی نگرشهای این همسالان نسبت به مصرف مواد تحت تأثیر هستند . همچنین عواملی مثل در دسترس بودن مواد ، شرایط فشارزای اجتماعی و فقر می تواند مصرف مواد را دامن بزند .
داروشناسی ، عبارتست از مطالعه ی داروها و اثرات آنها بر بدن . مکانیسم تقویتی مغز در ارتباط نزدیک با اثرات داروشناختی مواد است . از جمله اینکه شواهد بسیار قوی مبنی بر تعامل سیستم لیمبیک میانی مغز با اثرات داروها وجود دارد . در این سیستم ، دوپامین که یک انتقال دهنده ی عصبی است و بیشتر به هنگام شادی ما فعال است ، ظاهراً نقش حیاتی در ایجاد اثر تقویتی تحریک الکتریکی بخش میانی قدامی مغز دارد . در این چارچوب ، شاید مهم ترین عامل دارو شناختی روانیِ مؤثر در سوءمصرف داروها به قابلیت دارو در تقویت وضعیت موجود و ایجاد وضعیت مثبت بستگی داشته باشد .
تشخیص علایم خطر آفرین در خصوص سوء مصرف مواد در بین کودکان و نوجوانان ، یکی از مهمترین شاخص های خدمات رسانی ، و نیز ارزیابی شرایط خود و یا فرزندانمان است .
در این راستا بایستی یادمان باشد ، اگر علائم زیر در شخصی چه کودک و چه بزرگسال مشاهده گردید ، بدون ارزیابی غلط از توانمندی خود و یا احساس غرور بی جا مبنی بر اینکه « من هرگز معتاد نمی شوم » لازم است نسبت به دریافت کمک از سوی مشاوران و افراد متخصص بطور جدی حساس شد . به علائم زیر دقت کنید :
• نسبت به محیط بیاعتنا و از نظر کلامی و جسمانی ، رفتاری توهینآمیز دیده می شود .
• خشم فوقالعاده ، نوسانات زیاد در خلق و رفتارهای توأم با سؤظن و گمگشتگی .
• ظاهری افسرده و کمتر از حد معمول بیرون می روند .
• مرموز بوده و درباره ی آنچه که انجام میدهد و یا جائیکه می رود ، دروغ می گوید .
• وسایل باارزش خود را مفقود می کند یا دست به سرقت می زند .
• پول زیادی دارد و یا همیشه درباره ی پول سئوال می کند .
• از خانواده و فعالیتهای خانوادگی کناره گیری می کند .
• فقدان مراقبت از نظر بهداشت و آراستگی .
• بی خوابی یا خواب بسیار زیاد .
• کاهش وزن یا اضافه وزن .
• فقدان اشتها .
• فوقالعاده بیش فعال یا فوقالعاده کم انرژی .
• رها کردن دوستان قدیمی و فعالیتها .
• افت وخیز زیاد در عملکرد مدرسهای .
• از دست دادن علاقه به کارهای مدرسه و کسب نمرات پایین .
• خوابیدن درسر کلاس .
• از دست دادن تمرکز و مشکل در یادآوری مطالب .
• ترس از رویاروئی معلمین با والدین .
• در ارتباط رو در رو با معلمان مبالغه کردن .
علائم مصرف مواد در کودکان و دانشآموزان ( بطور کلی ) :
• دیرآمدن به مدرسه ، مدرسهگریزی ، کاهش نمرات .
• از دست دادن انگیزش ، انرژی ، خودانضباطی .
• از دست دادن علاقه جهت فعالیتها .
• فراموشی کوتاه یا بلندمدت .
• دامنه توجه کوتاه ، دشواری در تمرکز .
• عصبانیت ، خصم ، و تحریکپذیری پرخاشگرانه .
• ترشروئی ، فقدان هرگونه نگرش یا رفتار توأم با همدردی .
• مجادلات خانوادگی ، نزاع با اعضاء خانواده .
• گمکردن پول وچیزهای باارزش .
• تغییرات در دوستان ، طفره رفتن درباره ی دوستان جدید .
• ظاهری ناسالم و چشمهای قرمز .
• تغییرات در لباس یا آرایش .
• دشواری با قانون درخارج یا داخل مدرسه .
• اشتهاء زیاد و غیرمعمول .
• استفاده ازخوشبوکنندهها در اطاق .
• علاقه ی افراطی به گروه راک یا ترسیمهای مرتبط به دارو و اشعار با چنین دستمایه هایی .
• پیپ ، جعبههای کوچک یا محفظههای خاص ، کیسهای متورم یا کاغذی لوله شده ، یا سایر موارد غیرمعمول .
• رایحهای عجیب و غریب ، وجود تهسیگار و یا برگ گیاهان در زیرسیگاری یا جیبهای لباس .

خوشبختانه در سالهای اخیر فرهنگ مصرف سیگار در مجالس و مجامع عمومی خصوصا مساجد حسینیهها و اتوبوسها بهبود یافته و حتی سیگاریها هم با قبح مصرف سیگار در این اماکن و محیطها آشنا شدهاند که این حرکت خود باعث زنده شدن امیدی تازه در کشور است که میتواند ادامه و آینده خوشی داشته باشد.
اما وقتی تابستان میرسد و در کوچه و خیابان و به ویژه پارکها نوجوانان سیگار به دست را میبینیم و یا این که شاهد افزایش هجوم جوانان تازه از نوجوانی درآمده به قهوه خانهها و چایخانهها که به مرکز استفاده از قلیان تبدیل شده، میشویم. این نگرانی بیشتر میشود، چرا که برخی آمارها شمار مصرف کنندگان دخانیات را 10 میلیون نفر اعلام میکنند یعنی از هر 7 ایرانی یک نفر به مصرف دخانیات (سیگار قلیان پیپ) معتاد است.
تلفات انسانی ناشی از مصرف دخانیات هم در کشور ما در مرز خطرناکی قرار دارد زیرا به طور میانگین هر 8 دقیقه یک ایرانی به واسطه بیماریهای ناشی از مصرف سیگار جان خود را از دست میدهد.
در کشور سالهاست قوانین و آئین نامههای مشخص برای مبارزه با استعمال دخانیات تصویب شده، اما برای اجرای آن هنوز فاصله بسیاری در پیش داریم که نقش مطبوعات و رسانهها و به موازات آن تک تک افراد غیرسیگاری و حتی سیگاری جامعه برای نتیجه گیری درست این حرکت بسیار حساس است و تا فرهنگ سازی درستی در این زمینه صورت نگیرد نباید به موفقیت این قوانین و آئین نامهها چندان دل خوش بود.
این نگرانی از آن جهت مطرح شده که بدانیم گرههای اصلی مبارزه با استعمال دخانیات کجاست زیرا هم اکنون در این زمینه شاهد سرچشمههای گل آلودی هستیم که مبارزه درست باید از آنجاها شکل گیرد زیرا سرچشمه ورود به جرگه سیگاریها سنین نوجوان و جوانی است که هم اکنون میزان گرایش جوانان و نوجوانان به مصرف سیگار افزایش یافته و علاوه بر کاهش سن شروع مصرف دخانیات به 13 سال تعداد مصرف کنندگان هم رو به افزایش است.
سطح فرهنگی جامعه در آلودگی افراد آن به مصرف سیگار بسیار موثر است و در کشور ما به دلیل بروزمشکلات اقتصادی، بیکاری و بیماریهای روحی و روانی خاص آن مصرف دخانیات افزایش یافته است
به اعتقاد پژوهشگران افرادی که سیگار کشیدن را از سنین نوجوانی آغاز کرده باشند حتی اگر این عادت خود را ترک کنند بیشتر از کسانی که در سنین بالاتر به سیگار روی آوردند ولی آن را ترک کردهاند دچار صدمات ژنتیکی میشوند.
وقتی در جامعه با چنین نوجوانانی مواجه میشویم بیش از هر چیز شاهد فقر فرهنگی آنها میشویم زیرا فرزندان خانوادههای متمول اما دچار مشکلات فرهنگی نیز به شدت در معرض آلودگی به استعمال دخانیات قرار دارند.
محسن نوجوان 17 ساله و قدبلندی است که حتی نحوه به دست گرفتن نخ سیگار ناشی بودن او را نمایش میدهد. وقتی درباره علت سیگار کشیدن از او میپرسم میگوید: از خرداد سال جاری و به اتفاق دوستان سیگار کشیدن را آغاز کردم و از آن ماه تاکنون هر وقت با دوستان به پارک میآئیم سیگاری هم میکشیم !

وی از اینکه سیگار میکشد ناراحت نیست و درباره آینده خود هم میگوید: تاثیری در آینده من ندارد زیرا بسیاری از مهندسان و دکترها هم سیگاری هستند و برای من هم هرچه پیش آید خوش آید!
نحوه سخن گفتن محسن نشان میدهد که برای آینده خود هیچ برنامهای ندارد و درباره معایب سیگار نیز بیاطلاع است که نشان میدهد اطلاع رسانی درباره مضرات سیگار هیچگاه در او نفوذ نکرده که میتواند به عوامل خانوادگی هم باز گردد.
وی درباره مصرف سیگار در خانواده خود میگوید: پدر و مادرم و برادرم سیگاری نیستند اما دائی هایم هستند ولی همه وضعشان خوب است !
علی اکبر جوان شهرستانی 20 سالهای که سیگار در دست دارد. او درباره علت استعمال سیگار میگوید: حدود شش ماه است که با جمعی از دوستان برای جستجوی کار به تهران آمدم اما کار آبرومندی پیدا نکردم و از همان ماههای اول که زیاد درباره مشکلات خود فکر میکردم برای کم شدن فکر و خیال به سفارش یکی از دوستان کشیدن سیگار را آغاز کردم.
وی ادامه میدهد: در لحظهای که سیگار میکشم بیشتر به همین کار فکر میکنم و لحظاتی آرام هستم و هر وقت فکر و خیال پیدا کردن کار و خانواده به ذهنم میآید برای فراموشی مشکلات سیگار میکشم" !
به اعتقاد پژوهشگران افرادی که سیگار کشیدن را از سنین نوجوانی آغاز کرده باشند حتی اگر این عادت خود را ترک کنند بیشتر از کسانی که در سنین بالاتر به سیگار روی آوردند ولی آن را ترک کردهاند دچار صدمات ژنتیکی میشوند
شاید بتوان بزرگترین حقی که به چنین نوجوانان و جوانانی داد "جهل" از واقعیات باشد زیرا نوجوان برای آنکه آینده خود را در قالب آرزو ترسیم کند و خود را در موقعیت عالی زندگی ببیند راحتترین راه را که نشانههای ظاهری "بزرگی" و وضعیت خوب زندگی و رفاه باشد انتخاب میکنند تا خود را در صورت شخصیتهای قابل قبول مجسم نمایند.

به راستی چه باید کرد تا نوجوانان و جوانان ما از معایب سیگار آگاه شوند!!
آنچه که مشخص است اینکه سطح فرهنگی جامعه در آلودگی افراد آن به مصرف سیگار بسیار موثر است و در کشور ما به دلیل بروزمشکلات اقتصادی، بیکاری و بیماریهای روحی و روانی خاص آن مصرف دخانیات افزایش یافته است. در کنار آن روحیه افراد برای جذب شدن به سمت سیگار و سایر مواد دخانی ، تربیت خانوادگی، تبلیغات رسانه ای، سیاستهای ملی و منطقه ای،تبلیغات، نگرش گروههای همسال و... مجموعهای دیگر از عوامل وابسته است که میتواند افراد را به سمت استعمال سیگار تشویق کند.که برای مبارزه با این عوامل هم در راستای مبارزه با دخانیات باید کاری کرد.
در مقابل تربیت صحیح خانوادگی درباره منفور بودن استعمال دخانیات در خانواده، تقید به مبانی اعتقادی خصوصا اثرات بسیار مفید روزهداری در مبارزه با استعمال سیگار و حتی مصرف مواد مخدر و... عوامل موثری در خودداری فرد خصوصا نوجوانان و جوانان از استعمال سیگار و سایر دخانیات است که میتوان با شناخت زمینهها و بسترها به مبارزه مفیدتری دست زد.

مواد مخدر، صنعت خطرناکی است که نسل جدید را تهدید می کند. چندی است کارشناسان در مورد خطر این مواد هشدار می دهند و جوانان و مسئولین را به آگاهی فرا می خوانند، اما علیرغم همه ی اینها ، سوداگران به کار خود مشغول اند و تلاش و تبلیغات وسیعی برای جذب جوانان به کار گرفته اند.
اگرچه خطر مواد مخدر اعم از سنتی و صنعتی همه کشورها را تهدید می کند، اما کشور ما به دلیل شرایط خاص جغرافیایی و هم مرزی با بزرگترین تولید کننده مواد مخدر در جهان (افغانستان) از مشکلات بیشتری برخوردار است. قرص های اکستازی یا به عبارتی قرص های شادی آور، نوع جدیدی از مواد مخدر است که مسئله شیوع آن در بین جوانان مدتی است موضوع بحث داغ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شده است. مسئولین نیروی انتظامی معتقدند: آنچه از این قرص ها کشف شده رقم بالایی نیست و به نظر می رسد که در قضیه قرص های اکستازی بزرگنمایی می شود. مسئولین مبارزه با مواد مخدر پنهان کاری مصرف کنندگان قرص های اکستازی را علت اصلی نبود آمار دقیق می دانند. اما واقعیت چیست و چگونه می توان به خانواده های نگران در این مورد اطمینان خاطر داد ؟ آیا شیوع قرص های جدید روان گردان هیاهوی مطبوعات و محافل خبری است یا در عمق جامعه مشکلی به وجود آمده که اگر دیر بجنبیم بخش قابل توجهی از بهترین نیروهای جوان کشور را از بین خواهد برد؟
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در سال 80 – 81 تنها در حد مراجعات به اورژانس ها، تعداد مصرف کنندگان مواد مخدر صنعتی را 50 هزار نفر اعلام کرده است.
ستاد مبارزه با مواد مخدر برای تعیین دقیق این آمار، شاخص مهم «افراد دستگیر شده و زندان رفته از سال 76 تا نیمه دوم سال 82» را در نظر گرفته که براساس آن کل سهم مجموعه دانش آموزی و دانشجویی از کل یک میلیون و 400 هزار نفر دستگیری، تنها 1/1 درصد بوده است. بر این اساس آمار اعتیاد در بین دانشجویان و دانش آموزان به ترتیب 3 درصد و 8 درصد بوده است.
این آمار نشان می دهد که آمارهای اخیر اعلام شده در زمینه اعتیاد دانش آموزان و دانشجویان بر مبنای نمونه گیری های مقطعی و ناقص در محیطی خاص بوده و این را نمی توان به کل کشور تعمیم داد.
دستگاه های امنیتی خارج از کشور می خواهند ایران را خط ترانزیت مواد مخدر صنعتی معرفی کنند. به گزارش اینترپل از سال 98 به بعد ، کشفیات اکستازی سیر صعودی داشته است. مسیر ترانزیت این مواد از غرب به شرق و از محور ایران است. به اعتقاد کارشناسان ، جوان بودن جمعیت ایران، رشد شهرنشینی و سهل بودن دسترسی و مصرف مواد مخدر صناعی و... از عوامل مهم شیوع مصرف این مواد در کشور است. ستاد مبارزه با مواد مخدر از شناسایی 40 هزار مصرف کننده مواد مخدر صنعتی در کشور خبر می دهد. از سال 1995 تا سال 2000 میزان مصرف اکستازی و آمفتامین ها به ترتیب 70 و 40 درصد رشد داشته است. به عقیده دکتر هاشمی این وضعیت برای نسل آینده بسیار خطرناک است. او می گوید: دستگاه ها نسبت به ورود و مصرف مواد مخدر صنعتی حساسیت زیادی نداشته اند و البته شکل و تنوع این مواد هم در شناسایی آنها دشواری ایجاد می کند.
سایت های خبری اینترنتی چندی پیش خبر دادند که قرص های اکستازی در رقابت با دیگر مواد مخدر به رتبه دوم رسیده اند. این خبر در وهله اول تعجب کسانی را برانگیخت که تاکنون می پنداشتند اکستازی ماده مخدر نیست و بر اثر تبلیغات دروغ، این ماده را نشاط آور می دانستند.
اکستازی برای مدت های مدیدی جهت رفع افسردگی های شدید تجویز می شد اما عوارض منفی آن و از جمله تشدید افسردگی باعث شد تا کمتر به آن توجه شود. در سال 1988 پزشکان هلندی اکستازی را ماده مخدر تشخیص دادند.
در اواخر دهه 80 با اوج گیری گرایش جوانان انگلیسی به موسیقی تکنو، مصرف این قرص ها در میان آنان گسترش یافت. اکنون آمارها حاکی از آن است که نوجوانان انگلیسی در دوره سنی 12 تا 15 سال بیشترین مصرف کنندگان اکستازی هستند. در اسکاتلند اجساد جوانانی کشف شده که بر اثر مصرف اکستازی مرده اند. در بسیاری موارد قرص های مصرفی توسط این افراد ناخالصی های زیادی داشتند. برخی قرص های اکستازی از ال.اس.دی و یا حتی مواد مخدر دیگری مثل آمفتامین تایلتامین، هروئین یا کوکائین تشکیل شده اند و برخی قرص های مکشوفه حتی درصد کمی از اکستازی هم نداشتند ولی به این اسم فروخته می شدند. در ایرلند مصرف این قرص ها معضلی شده بود اما با فشار پلیس اکنون کاملاً مهار شده است. در فرانسه اکستازی طرفداران زیادی دارد. در آلمان و اتریش هم رشد مصرف اکستازی بالاست. در ایتالیا مصرف اکستازی نوسان دارد و گاهی افزایش می یابد. در ایران هم اکنون به راحتی می توان این قرص ها را با قیمت هایی نه چندان بالا تهیه کرد اما بزرگترین مشکل تقلبی بودن آنهاست.
اکستازی از خانواده آمفتامین هاست که آثار تحریک کنندگی دارد. این ماده اولین بار توسط کارخانه داروسازی مرک آلمان ساخته شد تا چاقی را درمان کند. مدتی نیز به عنوان داروی اعتراف گیری و شستشوی مغزی در ارتش آمریکا مورد استفاده قرار گرفت.
قرص اکستازی در پارتی ها استفاده می شود و موجب انرژی زیادی در مصرف کنندگان که اغلب نوجوانان هستند، می گردد. این گونه میهمانی ها معمولاً در فضای باز برگزار می شود.
در فاصله سال های 1998 تا 1999 مرگ و میر بر اثر مصرف اکستازی 400 درصد افزایش پیدا کرد و اکثر قربانیان کمتر از 25 سال سن داشتند. از جمله علل افزایش مصرف اکستازی تبلیغات نادرست در مورد آن است زیرا مبلغان آن می گویند: مضرات آن از الکل کمتر است. حال آنکه شروع مصرف آن حتی به عنوان یک تجربه هم ممکن است مرگ آور باشد. بنابر آمار سازمان غذا و داروی آمریکا احتمالاً در سال جاری شمار مصرف کنندگان این قرص در آمریکا به 6/5 میلیون نفر خواهد رسید.
آنچه مسلم است جامعه ایران، جامعه جوانی است و جوانان با همه شور و نشاط، توان و خلاقیت هایی که دارند، همیشه به دنبال تجربه های نو هستند که گاهی اوقات این تجربه ها، خطرناک خواهد بود. بخش زیادی از این جوانان در مقاطع مختلف دانشگاهی مشغول به تحصیل هستند و با توجه به دلمشغولی اصلی آنها که تحصیل است از مواجه با چنین خطراتی در امان نیستند.
کمیته ای برای بررسی تخلفات دانشجویان وجود دارد که برخی مواقع در مورد اعتیاد دانشجویان نیز بررسی های انجام می دهد. اما نکته واضح این است که این موضوعات در میان دانشجویان از درصد بسیار پایینی برخوردار است و اگر هم باشد به اندازه ای نیست که بتوان آن را مطرح کرد. فرد معتاد قبل از هر چیزی چهره اش بیانگر گرفتاری او است و ما خوشبختانه با این گونه چهره ها کمتر مواجه هستیم.
در مورد این قرص ها بررسی خاصی صورت نگرفته و آنچه که در آمار و اطلاعات وجود دارد در مورد دانش آموزان و دانشجویان رقم بسیار پایینی است که بهتر است رسانه ها از بزرگنمایی آن جلوگیری کنند
اعتیاد از آسمان نمیافتد و سرنوشت هیچکس بهعنوان معتاد تعیین نشده با اینهمه در سراسر دنیا دائم تعداد انسانهایی که دچار ویروس اعتیاد میشوند افزایش مییابد.

برای اینکه شخصی واقعا معتاد شود باید قاعدتا شخصا خیلی فعال باشد و سعی کند خود را به مرحله معتاد برساند. کسی که در نوجوانی و جوانی شروع به سیگارکشیدن میکند باید میل مکانیزم طبیعی حافظ بدنش را نادیده بگیرد. او باید ابتدا مزه بد و تلخ سیگار را آگاهانه نادیده بگیرد و سرگیجه ناشی از اثر نیکوتین را تحت کنترل در آورد تا بالاخره بعد از مدتهای طولانی بتواند واقعا بگوید که او از سیگار کشیدن لذت میبرد. کسی که مرز استفاده از موادمخدر غیرقانونی را رد کند پی میبرد که تعداد موادمخدر بسیار وسیع است؛ خصوصا موادمخدر روانگردان، ولی معمولا این اشخاص اصلا به خطرات و ریسک استفاده از این مواد فکر نمیکنند و اصولا اثر این مواد و میزان اعتیاد به آنها نادیده گرفته میشود.
انسان منطقی سخت میتواند باور کند که اشخاصی هستند که با تمام نیرو سعی میکنند موادمخدر استفاده کنند؛ موادی که آنها را جسما و روحا وابسته میکند. در حقیقت این افراد موجودیت خودشان را نه تنها به خطر میاندازند بلکه در راه نابودی خودشان هستند، بههمین دلیل است که برای عقل این موضوع قابلقبول نیست چون اعتیاد در تاریخچه بشریت و در دنیای مدرن چیز جدیدی نیست و موجودیت موادمخدر متفاوت قرنهاست که در دنیای ما دیده شده است ولی متأسفانه مشکلات دنیای امروز با موادمخدر مسئلهای است که بهدست خودمان بهوجود آمده است.اول اینکه طمع پایانناپذیر و خودخواهی غیرقابل تصور انسانهای سودجو باعث شده که موادمخدر طبیعی که طبیعت برای معالجه بیماریها در اختیار بشر گذاشته بود با تکنیک جدید لابراتواری تبدیل به موادمخدر متنوع و مصنوعی شوند، یعنی آنچه تاکنون طبیعت به ما نداده بود به کمک طراحان مبتکر و طماع موادمخدر بهدست میآید. این موادمخدر مصنوعی تولید بازار اقتصاد جدید هستند.
انسان بهاصطلاح متمدن امروز با تعجب و خودخواهی خاص خود به عادات و سنتهای ابتدایی استفاده از موادمخدر در گذشته نگاه میکند و به این ترتیب خودش را از عادات سنتی استفاده از موادمخدر اجدادش دور کرده است
افراد بشر بیشتر از هزاران سال قدرت تأثیرگذاری موادمخدر طبیعی را در مرز مشخصی نگهداشته بودند زیرا انسانها آن زمان طبق قانون راههای کنترل را میشناختند. استفاده از موادمخدر طبیعی بهعهده اشخاص معتمدی بود که راههای صحیح استفاده از این مواد را میشناختند مثل حکیم، طبیب، شامان (طبیب سرخپوستان) پدران روحانی یا زنان دانایی که مورد اعتماد همگان بودند به همین دلیل هم نحوه و میزان استفاده از موادمخدر تحت کنترل بود و در موارد خارج از طبابت مثلا برای مراسم سنتی خاص مورد استفاده قرار میگرفت که در آنجا هم خارج از قانون نبود. آن زمانها تولیدکنندگان موادمخدر بیشتر در جهت آسایش و آرامش جامعه خدمت میکردند و کمتر برای منافع شخصی خودشان تلاش میکردند.
استفاده بیرویه و نابودکننده موادمخدر در جامعه مصرفی امروز صددرصد برای گذشتگان غیرقابل فهم و درک بوده و خصوصا مشکلاتی که در ارتباط با معتادین، جامعه مدرن امروز با آن درگیر است برای آنها چیز عجیب و غریبی محسوب میشود.
انسان بهاصطلاح متمدن امروز با تعجب و خودخواهی خاص خود به عادات و سنتهای ابتدایی استفاده از موادمخدر در گذشته نگاه میکند و به این ترتیب خودش را از عادات سنتی استفاده از موادمخدر اجدادش دور کرده است. دیگر قوانین وابسته به استفاده از موادمخدر و فرهنگ اجتماعی موجودیت ندارد. امروزه استفاده مادی از توسعه موادمخدر اولویت یافته و به هیچوجه وابستگی به مراسم سنتی ندارد. انگیزه معتادین کاملا تغییر کرده و متفاوت است برای مثال انگیزه امروز آنها عبارتند از: لذت بردن، فرار از واقعیت، ایجاد یک دنیای فانتزی، تسکین درد، وقتکشی، بیهدفی، یا افرادی که کلا دچار سردرگمی هستند و در هر صورتی با استفاده از موادمخدری که در دسترس دارند سعی در کنترل شرایط روحی خود دارند.
چرا هر روز انسانهای بیشتری نیاز دارند با موادمخدر زندگی خود را قابل تحمل کنند؟
آیا موادمخدر مقصرند، که موجودیتشان انسانها را مجبور به استفاده از آنها میکند؟
آیا انسانها بهعنوان تنها استفادهکنندگان موادمخدر مسئول عملکرد خود نیستند؟
جواب این سؤالها این است که ما باید در جایی دیگر در جستوجوی مقصر باشیم. مسئولیت اصلی برای گسترش غیرقانونی موادمخدر و افزایش ویروس اعتیاد بیشک بهعهده جامعه انسانی است که بهدلیل منافع اقتصادی، اجتماعی اعضای خودش را بهطور غیرمستقیم به رفتار اعتیادی تشویق میکند.

جامعه ارتباطی مدرن امروز یک جامعه مصرفی است که توقع زیادی از اعضای خود دارد، ولی از درون هسته داخلی آن بیمار است، زیرا عملکرد آن در تمام سطوح براساس قوانین معتادانه است، یعنی درست مثل یک معتاد که با بدنش بدون توجه به نیازهای آن و احساساتش رفتار میکند. جامعه امروز فقط در فکر وادارکردن اعضا به مصرف است و قادر به درک نیازهای عمیق انسانی، مثل عشق و محبت، حمایت و اطمینان دادن، ایجاد ارتباط انسانی و فراهمکردن امکانات پیشرفت صحیح برای اعضا تا رضایت نسبی نیست. اعضای سالم جامعه امروز دائم مجبور به فرار از مواد مصرفی فریبدهنده هستند. جامعه مصرفی از نیاز روحی انسانها در جهت منافع خودش سوءاستفاده میکند، زیرا در این صورت است که میتواند به موجودیت خود ادامه دهد.
اعتیاد درخواست بیحد و دائم افزون برای دریافت چیزی است که شخص بهطور دردناکی محتاج به استفاده از آن است، که بعد از رسیدن به آن بهاصطلاح معتاد تبدیل به یک انسان کامل و تطبیق یافته و فعال میشود. معتاد برای رسیدن به این هدف چیز غلطی را بیرویه استفاده میکند که از نظر اجتماع نفی شده است. انسانهای معتاد مایلند دائم شرایط روحی خودشان را تغییر دهند در این حالت آنها برای دستیابی به آن دنیای مطلوب به هر کاری دست میزنند زیرا نیاز عمیق درونی معتاد چنان قدرتی دارد که آنها را ناخودآگاه کنترل میکند بدین ترتیب معتادین بهمرور زمان چنان برده جامعه مصرفی میشوند که حتی نشانههای اولیه بشری را هم از دست میدهند.
ما باید چشمانمان را باز کنیم در این صورت است که پی میبریم که ما در جامعهای زندگی میکنیم که مکانیزم آن براساس روشهای وابستگی عمل میکند. یک انسان معتاد دائم احتیاج به مواد دارد، این تصویر را در جامعه امروز عینا مشاهده میکنیم زیرا در تمام سطوح زندگی میل به مصرف بیشتر را مشاهده میکنیم، کمی بیشتر، کمی بالاتر، کمی تندتر زیرا جامعه در حال توسعه امروز انتظار دارد که مصرف دائم بالا برود تا بتواند به بودنش ادامه دهد. اگر مصرف بالا نرود توقف بهوجود میآید و جامعه درجا میزند و توسعهای اتفاق نمیافتد و اگر مصرف کاهش یابد درست مثل اینکه به یک معتاد به مواد نرسد. جامعه مصرفی از نظر اقتصادی مثل یک نفر معتاد است که در حال ترک کردن دچار تشنج میشود و عاقبت ورشکسته و بیمار میشود.
جامعه مصرفی از نارضایتی مردم سوءاستفاده میکند چون بسیاری از مردم با خرید بهدنبال مستی خریدند که شاید آرامش بیابند که البته آن هم موقتی و کوتاهمدت است. پشت دلایل ظاهری استفاده سرسامآور و بیرویه موادمخدر متنوع در واقع مشکلات عمیق و ریشهدار است که اثرات شدیدی بر زندگی روانی اجتماعی ما دارد.
درست مثل یک معتاد که با بدنش بدون توجه به نیازهای آن و احساساتش رفتار میکند. جامعه امروز فقط در فکر وادارکردن اعضا به مصرف است و قادر به درک نیازهای عمیق انسانی، مثل عشق و محبت، حمایت و اطمینان دادن، ایجاد ارتباط انسانی و فراهمکردن امکانات پیشرفت صحیح برای اعضا تا رضایت نسبی نیست
مسلما انگیزه فردی و شخصی در متوسل شدن به موادمخدر انسانها بهعنوان یک موجود منحصر به فرد در نوع خود را نمیتوان نادیده گرفت، ولی هر دلیل و انگیزهای هم که آنها داشته باشند با دلایل اجتماعی اعتیاد مخلوط است و این مشکل به تنهایی در این رابطه قابل بررسی و تحقیق نیست.
مسئولان امور معمولا سعی میکنند مشکلات و دلایل اجتماعی گرایش به موادمخدر را بهصورت جمعی انکار کنند. آنها سعی دارند که اعتیاد را یک مسئله کاملا شخصی قلمداد کنند که ریشه آن در اختلالات بیولوژی و عدمرشد روحی فرد است و یک اختلال در" من" فردی محسوب میشود که بیمار معتاد را کنترل میکند. البته باید اعتیاد را یک بیماری ارتباطات شخصی دانست که ناشی از اختلال ارتباطات اجتماعی فرد است اما ما باید این مسئولیت را درست تقسیم کنیم. در حقیقت مسئولان جامعه باید که معتادین را از انزوای فردی و خانوادگی خارج کنند و بدینترتیب مسئولیت جامعه را در قبال این افراد به رسمیت بشناسند.
چگونه انسان میتواند با خودش درست و با مسئولیت رفتار کند وقتیکه او هیچگاه احترام و مراقبت را تجربه نکرده است؟
همه ما متعلق به این جامعه هستیم ولی تکتک ما خیلی کم و شاید اصلا تأثیری بر سازمان پیچیده آن نداریم، جامعه یک سازمان پیچیدهای است که براساس یک سیستم وابسته کار میکند که هر قسمت به قسمت دیگر ارتباط دارد. بههمین دلیل تغییرات مثبت کاری پر زحمت است و جرأت زیادی میخواهد. با این شرایط ایدههای متحول خیرخواهانه بسیاری از انسانهای بشردوست بهعلت عدمامکانات مالی متوقف میشود. این، زخمی است که ما باید به آن توجه کنیم. یک انسان معتاد از آن لحظهای میتواند زندگی خودش را از نو سازمان دهد، وقتیکه آمادگی این را داشته باشد که از درون به اعتیاد خودش اعتراف کند. در آن صورت است که امکان تغییرات زیربنایی را مشاهده خواهیم کرد نه با پروژههایی که فعلا فعال هستند ولی در واقع فقط بهعنوان آرام بخش استفاده میشوند و اکثرا موفقیت قابل توجهی نداشتهاند.
کشورمان ایران ، که دارای ویژگی های منحصر به فردی می باشد . از یک طرف به دلیل بافت جمعیتی بسیار جوان که نزدیک به 45% جمعیت آنرا جوانان زیر 20 سال تشکیل می دهند ( در مقایسه با جمعیت زیر 20 سال جهان که قریب به 36% می باشد) و از طرف دیگر تحولات اجتماعی سریع در سطح جامعه ، بروز انقلاب ، جنگ تحمیلی ، هجوم فرهنگی و علل و عوامل دیگر متاسفانه بطور روز افزون دچار افزایش آسیب های اجتماعی شده است

آسیب های اجتماعی مختلفی همچون بیکاری ، اعتیاد ، طلاق ، همسر آزاری ، کودک آزاری ، خودکشی و دهها عامل دیگر در این روزها ، جوامع مختلف بشری را در بر گرفته است .
یک عامل افزایش جمعیت ، جوان بودن نسل کنونی و طبعا بیکاری در جامعه می باشد . بیکاری باعث سرقت ، اعتیاد به مواد مخدر ، اختلافات خانوادگی ، بیماری های روانی ناشی از بیکاری و مسائل اجتماعی دیگرمی شود . مهاجرت به شهرهای بزرگ نیز بر این معضلات افزوده است .
در ایران تجزیه و تحلیل فراوانی بروز سالانه سوء مصرف مواد نشان می دهد که اگر چه بروز مصرف مواد در سالهای متوالی از نوسانهایی برخوردار است . لیکن در طی 30 سال گذشته روند کلی آن رو به افزایش بوده است . بیشترین میزان افزایش سالهای 52 تا56 با میزان 166 درصد رشد بوده است . پس از آن تا سال 66 به تدریج از شدت آن کاسته شده است و سپس مجددا در دوره زمانی 76 تا 71 به میزان رشد 59 درصد رسیده است . در 20 سال گذشته از سال 57 تا 77 به طور متوسط میزان رشد بروز سوء مصرف مواد سالانه 8 درصد بوده است و یا به عبارت دیگر تقریبا هر 12 سال دو برابر شده است . با مقایسه این نرخ رشد جمعیت که در طی 20 سال گذشته 2.63 درصد بوده است .
ملاحظه می شود که میزان رشد بروز سوء مصرف مواد بیش از 3 برابر نرخ رشد جمعیت بوده است . همچنین میزان رشد مصرف تزریقی مواد در 10 سال گذشته 33 درصد به طور متوسط بوده است .
آمار درستی در مورد تعداد مبتلایان به اعتیاد نداریم ، در حالی که اعتیاد از طرف صاحبنظران به عنوان دومین اولویت آسیبهای اجتماعی کشورشناخته شده است و این نکته ضرورت پرداختن به موضوع را بیش از پیش نمایان می کند .
با این حال این در صورتی است که ما در ایران ، آمار درستی در مورد تعداد مبتلایان به اعتیاد نداریم ، در حالی که اعتیاد از طرف صاحبنظران به عنوان دومین اولویت آسیبهای اجتماعی کشورشناخته شده است و این نکته ضرورت پرداختن به موضوع را بیش از پیش نمایان می کند .
شیوع اعتیاد در ایران بستگی به 2 عامل دارد : 1- عوامل بیرونی یعنی عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی 2- عوامل درونی که شامل عوامل فردی ، بیولوژیکی ، شخصیتی و روانی می باشد .

یکی از عوامل مهم اجتماعی این است که میزان مصرف مواد مخدر و الکل یا اعتیاد به آنها با وضعیت اشتغال افراد نیز ارتباط دارد . چناچه پژوهش ها نشان می دهد با افزایش مشاغل علمی – تخصصی در سطح محلات شهری ، از میزان اعتیاد کاسته می شود و با افزایش مشاغل ابتدایی ، بر میزان آن افزوده می گردد .
اغلب مصرف مواد مخدر در بین آن دسته از نوجوانان و جوانان طبقات کم درآمد مشاهده می گردد که نتوانسته اند خرده فرهنگ جرم و جنایت را بپذیرند . گذراندن اوقات فراغت با دوستان سیگاری یا معتاد ، وجود فرد معتاد یا سیگاری در خانواده ، در دسترس بودن مواد مخدر در محل تحصیل و وضعیت تحصیلی پائین در افزایش سوء مصرف مواد موثر است .
ریسک اقدام به خودکشی در وابستگان به مواد مخدر افیونی بالاتر از افراد عادی جامعه است و این ریسک به شدت و درجه افسردگی آنان وابسته است و نوع ماده مخدر و طول مدت اعتیاد تاثیری در این ریسک ندارد .
فرایند های اجتماعی شدن درون خانواده ، سرمشق گیری و تقلید از رفتار والدین ، تقویت اجتماعی ، درون سازی ارزشها و رفتارهای خانواده ، شیوه های کنترل اجتماعی و انضباطی والدین بر آمادگی فرزندان و شیوع مواد موثر است . مثلا تحقیقات نشان داده است که در نوجوانان خانواده های معتاد نسبت به خانواده های عادی،میزان بیشتری از رفتارهای قانون شکنانه مشاهده می شود .
همچنین افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی ضد اجتماعی بیشتر در معرض سوء مصرف مواد و اعتیاد می باشند ، زیرا این افراد نیاز بالایی به سطح برانگیختگی و محرک دارند .
افزایش مصرف قلیان در میان جوانان نگرانی های زیادی را به وجود آورده است زیرا برخی از جوانان به مشتریان ثابت سفره خانه های سنتی و قهوه خانه ها تبدیل شده و در نتیجه روند مصرف قلیان در بین جوانان افزایش چشمگیری داشته است و این موضوع اهمیت مبارزه با آن را دوچندان میکند.

افزایش مصرف قلیان در میان جوانان نگرانی های زیادی را به وجود آورده است زیرا برخی از جوانان به مشتریان ثابت سفره خانه های سنتی و قهوه خانه ها تبدیل شده و در نتیجه روند مصرف قلیان در بین جوانان افزایش چشمگیری داشته است و این موضوع اهمیت مبارزه با آن را دوچندان میکند اما مبارزه با آن همچنان کمفروغ است و این دودهای قلیان است که جولان میدهد.
دهه های پیش، مصرف قلیان در انحصار پیرتر ها و مسن ها بود. قهوه خانه ها ، میزبان پیرمرد هایی بودند که برای خستگی در کردن، روی صندلی می نشستند و همزمان با نوشیدن چای، پکی هم به قلیان می زدند و مشغول گپ با دیگران می شدند. اما امروزه قلیان، علاوه بر این بیشتر به عنوان یک تفریح روزمره، میان جوانان ایرانی شایع شده است ومغازه هایی هم در شهرها باز شده که خود قلیان را در شکل های مختلف، و البته به تازگی با سیستمی مدرن تر که با واشر های پلاستیکی آب بندی می شود به فروش می رسانند.
مصرف قلیان امروزه در مراکز تفریحی به عنوان یک سرگرمی نامناسب در بین برخی خانواده ها به ویژه جوانان تبدیل شده است. بعضی از پارکها امروزه مکان هایی شده اند که بعضی از جوانان دختر و پسر بیشتر وقت خود را در آن ها صرف کشیدن قلیان میوه ای می کنند. در ساعات عصر که معمولا ساعات بیکاری جوانان است این مکان ها میزبان جوانانی است که به جای استفاده مفیدتر و بهتر از وقت خود ، به دلیل نداشتن برنامه ای مناسب به کشیدن قلیان روی آورده اند و گاهی علاوه بر اتلاف وقت ، آسیب های جدی جسمی به خود وارد می کنند . در این میان تصورات مردم از قلیان جالب است! خیلیها آن را آرامشبخش تصور میکنند و میگویند با هر پکی که به قلیان میزنند آرام میشوند. برخیها هم آن را به صورت تفریحی میزنند و به قول خودشان تفننی میکشند و برخی هم آن را تفریح سالمی میپندارند که شادی به همراه دارد.
همچنین از طرفی قبح مصرف قلیان بین بزرگترها و کوچکترها شکسته شده و معمولاً وقتی فامیل دور هم جمع میشوند یکی از پایههای ثابت مهمانی، قلیان است.
وزیر بهداشت خاطر نشان می کند:" بسیاری از مردم فکر میکنند که قلیان عامل تفریح است و ایجاد عارضه نمیکند لذا میبینیم شیوع مصرف قلیان از 12.1 درصد به 26.1 درصد رسیده است و متأسفانه بیشترین مصرفکنندگان آن نوجوانان و جوانان هستند".
همچنین دود استنشاق شده از قلیان، نه تنها همه ی مواد سرطان زای دود سیگار را دارا است، بلکه مونوکسیدکربن بیشتری هم دارد و در فرهنگ جامعه ی ما به این حقیقت علمی توجهی نمی شود
درصورتی که کشیدن یک یا دو بار قلیان در روز، فرد استفاده کننده را دچار اعتیاد می کند، ولی تصور غلط جامعه این است که دود حاصل از قلیان از آب رد می شود و مواد سمی آن از بین می رود .امروزه ترکیبات مخصوص تنباکو اغلب با میوه ، عسل ، شهد و بعضی گیاهان با غلظت زیادی طعم دار شده اند که باعث ایجاد جذابیت کاذب در مصرف کننده می شود. درحالی که اثبات شده است که تنباکو های فعلی هیچگونه خاصیت مفیدی ندارد و طبق هیچ استانداردی تهیه نمیشوند . همچنین دود استنشاق شده از قلیان، نه تنها همه ی مواد سرطان زای دود سیگار را دارا است، بلکه مونوکسیدکربن بیشتری هم دارد و در فرهنگ جامعه ی ما به این حقیقت علمی توجهی نمی شود.
این تصور، تصوری کاملاً غلط است، که اگر دود قلیان وارد ریه نشود و فقط از راه دهان خارج شود، آسیبی به ریهها وارد نمی شود، چون دود از طریق مخاط دهان و حنجره جذب بدن گشته و آثار سوء خود را می گذارد. حتی در هوایی که دود قلیان آزاد می شود، افرادی که قلیان نمی کشند و در معرض دود قرار گرفته اند، در طولانی مدت دچار عوارض آن خواهند شد.

گویی این موضوع که قلیان مضر است و 100 برابر سیگار آسیبزاتر است؛ ریه را به خاک سیاه مینشاند و عامل انتقال عفونتهای مختلف به خاطر استفاده از سر قلیانهای مشترک است به یک موضوع مضحکه و خندهدار تبدیل شده که وقتی اینها و خیلی از حرفهای دیگر را برای جوانان میگویی باورشان نمیشود و برخی از آنها با خندهای طعنه آمیز میگویند “این حرفها الکی است. مادربزرگ من 20 سال قلیان میکشد هیچ اتفاقی برایش نیفتاده است.
اگر میزان سرطان ریه و بیماریهای عفونی که در آینده در بین جوانان افزایش می یابد را کنار بگذاریم ،در حال حاضر موضوع مهم این است که با این وسیلهای که این قدر در بین فرهنگ مردم رسوخ کرده است و هر از گاهی مدلهای متنوعی هم از آن به بازار می آید چگونه باید مبارزه کرد؟
و سوال دیگر این که آیا مسئولان از ادبیات مناسب برای قانعکردن جوانان جهت کنار گذاشتن این وسیله آسیبزا به سلامت عموم مردم استفاده کردهاند؟ و در نهایت آیا فرهنگسازی کافی در این باره صورت گرفته است؟
در نتیجه برای ممانعت از گسترش استفاده از این وسیله ضرورت توجه به نکات زیر الزامی است:
* اجرای مداخله آموزشی درخصوص از بین بردن باورهای غلط درمورد قلیان و اتخاذ عملکردهای پیشگیری کننده از کشیدن قلیان به عنوان یک رفتار پرخطر و دروازه سایر رفتارهای پرخطر در بین بزرگسالان و نوجوانان .
این تصور، تصوری کاملاً غلط است، که اگر دود قلیان وارد ریه نشود و فقط از راه دهان خارج شود، آسیبی به ریهها وارد نمی شود، چون دود از طریق مخاط دهان و حنجره جذب بدن گشته و آثار سوء خود را می گذارد. حتی در هوایی که دود قلیان آزاد می شود، افرادی که قلیان نمی کشند و در معرض دود قرار گرفته اند، در طولانی مدت دچار عوارض آن خواهند شد
* مسئولان وزارت بهداشت و درمان باهماهنگی وزارت آموزش وپرورش نسبت به برنامه ریزی آموزش دانش آموزان براساس الگو های آموزشی و بصورت مستمر جهت اصلاح باورهای غلط و پیشگیری از استعمال قلیان اقدام نمایند.
* از گروههای همسالان جهت انتقال آموزشها به عنوان لیدر در مدارس ومحلات استفاده گردد
* دربرنامه های آموزشی ودرسی دانش آموزان مطلب آموزشی مناسب جهت اگاهی وراهنمایی دانش آموزان ومعلمان درنظرگرفته شود.
* برنامه های آموزشی فراگیرازطریق رسانه های جمعی وهمچنین استفاده از تیزرهای آموزشی جذاب ومناسب بطور مستمر تهیه وارائه گردد.
قوانین پیشگیری از استعمال قلیان به خصوص درمورد نوجوانان بصورت جدی ومستمرتصویب و اجراگردد.

انفجار جمعیت به طور غیرمستقیم مسایل و دشواریهای مختلفی را به وجود میآورد که به نوعی منجر به افزایش مصرف مواد مخدر میشود. وقتی جمعیت بدون قاعده در طی مدت زمان کوتاهی رو به افزایش گذارد بدون شک توانایی جامعه در برطرف کردن نیاز کاهش یافته و افراد از امکانات رفاهی کمتری برخوردار خواهند بود نیازهای به وجود آمده و عدم ارضای آنها شخص را دچار سرخوردگی و محرومیت کرده این مساله میتواند زمینه ساز اعتیاد و مصرف مواد مخدر باشد از طرف دیگر افزایش بی رویه جمعیت که برنامه ریزی نشده در طول زمان باعث افزایش بی کاری، فقر و نابرابری، مهاجرت روستا به شهر، حاشیه نشینی و آسیبهای اجتماعی از جمله طلاق، فحشا، بزهکاری و انحرافات اجتماعی میشود که هرکدام میتواند به طور غیرمستقیم یا مستقیم در سو مصرف موادمخدر موثر باشد.
وجود فرصتهای اضافی و خالی بودن اوقات فراغت
وقتی افراد جامعه به ویژه جوانان اوقات فراغت زیادی داشته باشند و این فرصتها به دلیل کمبود امکانات و تجهیزات کافی که معمولا از ضعف سیستم اقتصادی جامعه است نتواند از مجاری درست و صحیح مورد استفاده قرار گیرد طبعا آنان به روشهای غیراصولی ضداجتماعی و مصرف مواد مخدر برای تخلیه هیجانات و نیروهای درونی خویش روی میآورند. اگر جامعه نتواند جلوی مصرف مواد مخدر را بگیرد حداقل چه برای جوانان و نوجوانان و چه برای بزرگسالان باید امکانات ترک آن را در اختیار آنها قرار دهد مثلا در کشور آلمان مکانهایی برای معتادان ساخته شده است که پرستاران با امکانات کاملا بهداشتی روزانه مواد مخدر مورد نیاز معتادان را فراهم میکنند و برای ترک آنها هر روز مقداری از این مواد را کم میکنند واین روش تا به حال جوابگو بوده است.وقتی افراد جامعه به ویژه جوانان اوقات فراغت زیادی داشته باشند و این فرصتها به دلیل کمبود امکانات و تجهیزات کافی که معمولا از ضعف سیستم اقتصادی جامعه است نتواند از مجاری درست و صحیح مورد استفاده قرار گیرد طبعا آنان به روشهای غیراصولی ضداجتماعی و مصرف مواد مخدر برای تخلیه هیجانات و نیروهای درونی خویش روی میآورند
نداشتن شغل و درآمد
براساس نتایج به دست آمده از تحقیقات، بیکار ناچار باید به نحوی زندگی خود را بگذراند و برای زندگی باید درآمدی داشته باشد. چون کسب چنین درآمدی نمیتواند ازراه ها و شیوههای درست و قانونی تامین شود یعنی فرد وسایل نیل به هدف خود را در دست ندارد، بنابراین سرخورده میشود و زمینه استفاده از مواد مخدر برای او بیشتر میشود.در بسیاری از موارد نیز این افراد راههای غیرقانونی را برای رسیدن به هدفهای خود که همان کسب درآمد است انتخاب میکنند یعنی از طریق دزدی یا تبهکاری به کسب درآمد میپردازند که درآن صورت هم احتمال آن که در باند قاچاق و مواد مخدر و اعتیاد گرفتار شود بسیار زیاد است.

بحران فقر و نابرابری و عدم توجه به عدالت اجتماعی
نتایج و تحقیقات حاکی از آن است که نابرابریها در هر جامعه به دلیل عدم وجود عدالت اجتماعی است. هنگامی که توزیع ثروت به صورت عادلانه صورت نگیرد و فقرا هر روز فقیرتر و اغنیا ثروتمندتر میشوند، فاصله طبقاتی فزونی مییابد و افرادی که قادر به ستیز با این بی عدالتی اجتماعی نیستند احساس محرومیت کرده منزوی شده و زمینه روی آوری به اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر برای آنان بیشتر میشود.دگرگونی سریع فرهنگی
براساس تحقیقات بحران هویت از آن جهت باعث بروز اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر میشود که فرد اعتماد خود را نسبت به هنجارها از دست داده و در حالت تعلیق آنومی و از خود بیگانگی قرار میگیرد. در این صورت فرد منزوی میشود و احتمال سو مصرف مواد مخدر افزایش مییابد.ضعف سیستم کنترل درونی
از دیگر عوامل اجتماعی فرهنگی موثر در سوء مصرف مواد مخدر، سستی مذهب و تعهدات اخلاقی است. براساس تحقیقات انجام شده مشخص گردیده است که بین پایبندیها و شرکت در مراسم مذهبی با مصرف مواد مخدر رابطه وجود دارد. نوجوانانی که حداقل 4 بار در ماه در مراسم مذهبی شرکت میکنند خیلی کمتر از کسانی که فقط یک بار در ماه یا حتی کمتر در آیینها شرکت میکنند احتمال دارد به سوی مشروبات الکلی و مصرف ماری جوآنا کشیده شوند. در واقع یکی از دلا یل مصرف مواد مخدر از دست دادن ارزشهای معنوی و اخلاقی و بی هدفی انسان است. از آن جا که مذهب نقش مهمی در هدفمند نمودن زندگی انسان دارد و وسیلهای برای دوری از گروههای منحرف کسب ارزشهای سازنده و مشارکت افراد در جامعه است در صورتی که ضعف اعتقادات دینی در جامعهای نمایان شود زمینه بروز انواع انحرافات از جمله اعتیاد افزایش مییابد.مدرسه یکی از کانونهای مهم اطلاع رسانی به جوانان و نوجوانان است. زیرا شروع مصرف مواد مخدر برای اغلب مصرف کنندگان به سالهای مدرسه باز میگردد. یک برنامه خاص آموزشی و آگاهی دهنده میتواند شامل موارد ذیل باشد:
در سنین دبستان، از طریق بحث و بررسی در خصوص محصولا ت خطرناک از جمله حلا ل ها.
در واقع یکی از دلا یل مصرف مواد مخدر از دست دادن ارزشهای معنوی و اخلاقی و بی هدفی انسان است. از آن جا که مذهب نقش مهمی در هدفمند نمودن زندگی انسان دارد و وسیلهای برای دوری از گروههای منحرف کسب ارزشهای سازنده و مشارکت افراد در جامعه است در صورتی که ضعف اعتقادات دینی در جامعهای نمایان شود زمینه بروز انواع انحرافات از جمله اعتیاد افزایش مییابد
در سنین راهنمایی، برنامههای آگاهی دهنده و آموزشی که در خصوص فعالیتهای خطرناک هشدار میدهند.
برنامههای پیشگیری که در مدارس انجام میگیرند برنامههایی هستند که بیشترین مخاطبان را در سراسر جهان دارند. شواهد نشان میدهد رویکردهایی که در سراسر طول تحصیل دانش آموز شکل گرفته و ایشان و والدینشان را در این امر درگیر نموده موفق بودهاند. این امر همچنان نشان میدهد که موفقترین برنامههای پیشگیری سو مصرف مواد مخدر در مدارس، برنامههایی است که یک رویکرد جامع را دنبال نموده و مکمل سیاستهای آموزشی و بهداشتی باشد.
مشارکت فعالانه دانش آموزان از همان سالهای نخستین یک جو مثبت و حمایتی را ایجاد خواهد نمود.

مطالعاتی که در زمینه پیشگیری در مدارس انجام شده است نشان میدهد که برنامههای پیشگیری برای کودکان و نوجوانان بایستی:
به گونهای طراحی شوند که باعث ارتقای سطح عوامل حمایتی شده و سعی شود تا عوامل شناخته شده خطر را کاهش داده یا از بین ببرد.
کلیه اشکال سوء مصرف موادمخدر از جمله سیگار، الکل، حشیش و حلا ل ها را هدف قرار دهند.
شامل آموزش مهارتهایی جهت مقاومت در برابر مواد مخدر زمانی که پیشنهاد یا تعارف میشوند، باشند. تعهدات شخصی را در عدم مصرف مواد مخدر تقویت نمایند قابلیتهای اجتماعی را در برقراری ارتباطات، ارتباط با دوستان و همکلا سیها خودکفایی و اعتماد به نفس و جسارت افزایش دهند.
زمانی که نوجوانان، مدنظر این برنامه هستند بایستی شامل روشهای تعاملی مثل گروههای بحث و گفت وگو بین همکلا سیها باشند نه این که از تکنیک آموزشی صرف استفاده شوند.
دراز مدت باشند ودر سراسر طول تحصیل و مدرسه انجام گرفته و جهت تقویت اهداف اولیه پیشگیری هرازگاه تکرار شوند.
هر چه خطر تجربه کردن سوء مصرف مواد مخدر توسط گروه مورد نظر بیشتر است این برنامهها نیز جدیتر و زودتر انجام گیرند.
برای سنین مشخص، متناسب با فرهنگ و جنسیت طراحی شوند.
برنامههای آموزشی مبارزه با مواد مخدر معمولا با مشکلاتی در ارتباط با هدف قرار دادن یا دسترسی پیدا کردن به آن بخش از جامعه که احتمال سوء مصرف مواد غیرمجاز در آنها بالاتر است روبه رو هستند.