زنان برای کاهش ابتلا به پوکی استخوان باید ورزش را پیش از 30 سالگی آغاز کنندزنان بیش از مردان دچار بیماریهایی مانند پوکی استخوان میشوند و فعالیتهای ورزشی نقش پیشگیری و درمان بیماریها را دارند.: ورزشهایی مانند پیاده روی و شنا با فشار آوردن بر استخوانها موجب افزایش مواد معدنی، غلظت و تراکم استخوانی میشوند. همچنین ورزشهای تعادلی مانند ایستادن روی یک پا احتمال سقوط افراد به ویژه زنان میانسال مبتلا به پوکی استخوان را کاهش میدهد. ورزشهای مناسب نقش بسزایی در پیشگیری از بیماریهای قلبی و عروقی، چاقی، دیابت و فشار خون دارند طبق آمار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سن بروز دیابت از 43 سال به 38 سال کاهش یافته است که علت اصلی آن کاهش فعالیتهای فیزیکی و ورزشی است ورزشهای هوازی مانند دویدن آهسته، طناب زدن، پیاده روی تند و دوچرخه سواری به مدت 150 دقیقه در هفته از بروز بیماری دیابت و عوارض آن مانند نارساییهای کلیوی، نابینایی و بیماریهای قلبی و عروقی جلوگیری میکند. ورزش همچنین از افزایش وزن جلوگیری میکند، اگر افراد میخواهند ورزش کردن را شروع کنند حتما باید ارزیابی خطر ورزش برای بیماریهای قلبی و ارتوپدی را انجام دهند تا دچار عوارضی مانند زانودرد نشوند.
ورزش یکی از ارکان سلامتی است و باید در تمام روزهای هفته گنجانده شود. اهمیت ورزش در زندگی افراد بهعنوان یکی از ارکان اصلی دستیابی به سلامتی انکارناپذیر است و میتواند بهعنوان یک عامل پیشگیرانه مناسب در پیشگیری از ابتلا به بیماری مختلف موثر باشد. انجام ورزشهای روزانه به میزان 20 تا 30 درصد از احتمال ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی و برخی سرطانها میکاهد. معصومی فعالیتهای روزمره کاری را نمیتوان جزء ورزش قلمداد کرد زیرا ورزش باید در زمان فراغت و با آمادگی کامل جسمی و روحی انجام گیرد.: برای دستیابی به سلامتی افراد باید روزانه 45 دقیقه ورزش کردن را در برنامه زندگی خود بگنجانند به این ترتیب که بایستی پنج دقیقه ابتدایی ورزش کردن به نرمش، پنج دقیقه بعد به گرم کردن اختصاص یابد. دوچرخه سواری، شنا، پیاده روی تند، تردمیل و ... از جمله حرکتهای گردشی هستند. ورزش اصلی باید نه خیلی آرام باشد که آن را احساس نکنیم و نه خیلی تند باشد که فرد دچار تنگی نفس شود. معصومی در مورد شیوه محاسبه حداکثر ضربان قلب مجاز گفت: برای این منظور سن فرد را از عدد 220 کم میکنیم بدین ترتیب عددی که بهدست میآید حداکثر ضربان مجاز برای ورزش کردن فرد است بهعنوان مثال ضربان یک فرد 40 ساله باید حدود 140 تا 150 برسد. پنج دقیقه آخر ورزش کردن باید به سرد کردن اختصاص یابد. وی بهترین زمان ورزش کردن را دو ساعت بعد و یک ساعت قبل از زمان غذا خوردن دانست. معصومی تاکید کرد: مدت، شدت و زمان ورزش اصلیترین فاکتورهای یک ورزش مناسب هستند.
در حالی که هرگز بهترین زمان برای سیگار کشیدن یا خوردن غذاهای بیکیفیت و چرب وجود ندارد اما از نظر علمی و پزشکی رفتارهای سالم را باید در بهترین زمان خودش انجام داد. در زیر به برخی از این رفتارها و چگونگی و چرایی آنها اشاره میشود.
برای خوردن
بستگی دارد. اگر لاغر باشید بدن میتواند انرژی خود را تأمین کند و زمان غذا خوردن از اهمیت کمتری برخوردار است اما سه وعده غذایی پایه باید حفظ شود. اگر اضافه وزن دارید یا پیش دیابت هستید وعدههای غذایی باید در عین زیاد بودن، کم حجم و بدون کربوهیدرات تصفیه شده باشد.
برای سفر
اگر از قطارهای سریع استفاده میکنید اواخر صبح بهتر است. اما برای قطارهای سبک و کند، عصر هنگام بهتر است. با این حال بهترین زمان را باید برای «رفتن» در نظر گرفت نه بازگشت تا بدن خود را هماهنگ کند.
برای خوردن کربوهیدرات
اگر دچار اضافه وزن هستید و از مشکلات کلسترول، تری گلیسیرید و قند خون رنج میبرید بهترین زمان برای مصرف کربوهیدراتهای ساده «هرگز» است. مگر مقداری اندک پس از ورزش.اگر لاغر هستید یا بسیار فعال، بهترین زمان، پس از ورزش و همچنین پیش از خواب، است چرا که کربوهیدراتها کیفیت مناسبتری را برای خواب فراهم میکنند. این مواد مغذی با تأثیرات شیمیایی مغز را آرام میکنند. به همین دلیل است که در زمان استرس دوست داریم کربوهیدرات بخوریم.
برای مصرف مکملها
اغلب، بهتر است مکملها همراه با غذا خورده شوند چرا که هضم غذا موجب جذب بهتر مکملها میشود. تنها استثنا ماده غذایی محرک مانند کافئین یا کارنیتین است که باید با معده خالی خورده شوند.
برای کارهای فکری
ایدهآل است کارهای فکری در صبح انجام شود. با آغاز روز باید تمرکز کرد ولی همان طور که روز میگذرد باید بر آرامش بدن و ذهن خود بیفزاییم تا برای خواب آماده شویم.
مصرف میوه
کارشناسان تغذیه بر این باورند که میوهها باید زمانی خورده شوند که معده خالی است. زیرا هضم میوه در معده به زمان کمی لازم دارد در حالی که غذا به زمان طولانیتری نیاز دارد و اگر همزمان با غذا و یا بلافاصله قبل یا بعد از غذا خورده شود معده تکلیفش را نخواهد فهمید و همین باعث سوء کارکرد معده و در نتیجه باعث درد معده و نفخ و کلاً باعث سوء هاضمه میشود. اگر عادت کنیم صبحها به جای لبنیات از میوهها استفاده کنیم بهترین زمان برای سود بردن از ویتامین موجود در میوهها است. البته در مورد افرادی که کمخونی و فقر آهن دارند خوردن کمی مرکبات مانند آب پرتقال یا لیموترش نه تنها مشکلی ایجاد نخواهد کرد بلکه به جذب بهتر آهن کمک میکند.میوههایی که کم کالری و سرشار از مواد مغذی است حاوی ترکیبات آنتیاکسیدان و ریزمغذی هاست که در صورت مصرف بین ساعت 4 تا 11 صبح (زمان مصرف صبحانه) در بدن بهتر جذب میشود.
مصرف ماست
خوردن ماست همراه با غذا توصیه نمیشود، چرا که خلطی که با خوردن ماست همراه غذاهای پختنی مخصوصاً غذاهای گوشتی تولید میشود، خلط سالمی نیست. ماست را در قدیم همراه غذا نمیخورند، بلکه بهصورت میان وعده مصرف میشده است. متأسفانه امروزه در اکثر سفرههای ما ایرانیان، ماست همراه غذا مصرف میشود در صورتی که این رویه اشتباه است.باید بدانیم که بهترین نحوه مصرف و خوردن ماست در قدیم این گونه بوده است که داخل ماست دانههایی مانند گردو، کشمش، بادام زمینی، پسته و فندق میریختند و بهصورت عصرانه یا چاشت بهعنوان میان وعده میل میکردند. با این کار اولاً اثر بدی که ماست خورده شده با غذا، در تولید خلط سالم دارد از بین میرود (چرا که با یک فاصله از غذا مصرف میشود)، ثانیاً سردی ماست نیز گرفته میشود، برای بچهها و سالمندان خوردن ماست با مصلحات توصیه میگردد.بچهها امروزه معمولاً ماست را خیلی دوست دارند، لذا به جای دادن ماست همراه غذا به کودکان، توصیه میشود ماست به همراه دانهها بهصورت میان وعده یا حتی در برخی مواقع آن را بهعنوان غذا (بدون این که در کنار آن غذای پختنی دیگری مصرف شود) همراه با مقداری نان سنگک به کودک بدهید. حتی میتوان با مقداری دم کرده زعفران هم سردی ماست را بگیرید و هم آن را رنگی نمایید تا برای کودکان جذابتر شود. آب لبوی پخته شده نیز برای جذاب کردن رنگ ماست پیشنهاد میشود.
برای خواب
زود به رختخواب رفتن و زود بیدار شدن ایده بسیار خوبی است. بر اساس طب شرقی، کانالهای مهم انرژی برای احیای بدن در ساعت 11 شب فعال میشوند. در مطالعات علمی غربی نیز آمده است هورمونهایی که به شما کمک میکند به طور مناسبتری بافت را ترمیم و چربی و قند را بسوزانید، در صورت خواب کافی ترشح میشوند.پس سعی کنید در ساعت 11 شب به خواب بروید.
اعتیاد اینترنتی: دلایل و انگیزه ها
در این مقاله سعی بر آن است تا به بررسی یکی از آسیبهای ناشی از فضای مجازی پرداخته شود. بی شک قدم گذاردن در دنیای مجازی بیخطر نبوده و پیامدهایی را برای فرد کاربر به همراه دارد.
در این مقاله سعی بر آن است تا به بررسی یکی از آسیبهای ناشی از فضای مجازی پرداخته شود. بی شک قدم گذاردن در دنیای مجازی بیخطر نبوده و پیامدهایی را برای فرد کاربر به همراه دارد. اعتیاد به اینترنت یکی از این آسیبهاست که در این مقاله سعی خواهد شد از منظر دو نگرش علوم ارتباطی و روان شناسی به تبیین آن پرداخته شود. اعتیاد با یک نیاز آغاز می شود، بی شک اعتیاد اینترنتی نیز در پی تامین بیش ازحد یک یا چندین نیاز برای فرد کاربر به وجود می آید و مسئله اصلی این مقاله نیز، بررسی این نیازهاست. بر این اساس سعی شده است با در نظرگرفتن هرم نیازهای مازلو که نیازهای بنیادین بشر را طبقه بندی کرده است به تبیین این اعتیاد پرداخته شود. هم چنین ازمنظر نظریه استفاده و خشنودی که استفاده از رسانه ها را بر مبنای تامین نیازی در مخاطب می داند و معتقد است این مخاطبان هستند که برای تامین نیازهای موجود در زندگی شان به سمت رسانه ای می روند و براساس رویکرد رفتارگرا که معتقد است به هر میزان که این خشنودی به دست آمده برای آنها بیشتر باشد و پاداش بیشتری را در انجام این عمل کسب کنند، کشش آنها نیز به سمت رسانه افزایش خواهد یافت، سعی شده به واکاوی این مسئله پرداخته شود. آن چه در پایان این مقاله بدان دست می یابیم این است که اینترنت به عنوان رسانه ای قوی و تکنولوژی چند رسانه ای، اکثر نیازهای بنیادین بشر را تأمین میکند و همین مسأله موجب کشش آنها برای تامین نیازهایشان به دنیای مجازی است تا حدی که این وابستگی تبدیل به اعتیاد آنها به این محیط می شود.
● مقدمه
استفاده از فن آوری و تکنولوژیهای نوین یکی از جلوه های آشکار دنیای پیش روست. اینترنت نیز به عنوان یکی از ابعاد نوپای این فن آوری های جدید جهان معاصر، نقش به سزایی درتغییر و تحول زندگی افراد جامعه دارد.
اینترنت توانسته با ورود خود به سرعت به یکی ازابزار لازم زندگی تبدیل شود. تا جایی که حذف آن از امور روزمره زندگی امری اجتناب ناپذیراست. این تغییر را می توان با اختراع تلفن دراوایل قرن بیستم و تلویزیون دردهه پنجاه مقایسه کرد. اینترنت بشارتگر کم کردن فاصله ها وگسترش روابط میان آدمیان شده است. تکنولوژی های نوین ارتباطی که امکان همزمان و نامحدود افراد را فارغ از مکان قرارگیری آنان درجهان جدید فراهم ساخته است، عامل تولدجهان جدیدی است که با عنوان "جهان مجازی" (Virtual World) معرفی شده است. جهان مجازی برخلاف جهان واقعی امکانات بی شماری چون سهولت دسترسی، بیست و چهار ساعته بودن، سادگی کار، هزینه پایین، گم نام ماندن کاربران درآن وسایر موارد را داراست. ازطریق این جهان دوم می توان به آسانی به تجارت پرداخت، خریدکرد، آموخت، به منابع اطلاعاتی وسیع دست یافت، از تازه ترین اخبارمطلع گردید، سرگرم شد، به راحتی ودرعرض چند دقیقه با یک کشوردریک قاره دیگر ارتباط برقرارکرد، هویت جدیدی یافت و در نهایت یک زندگی دوباره و نو یافت. بودن در فضای مجازی اینترنت به کاربران فرصت های بی شماری می دهد و به هراندازه که این فرصت ها و خشنودی های ناشی از استفاده اینترنت افزایش یابد، کاربران بیشتربه سمت این پدیده نوین سوق خواهند یافت.
علی رغم تمام ویژگی های برتری که اینترنت دارد، با این حال نگرانی های جدیدی درخصوص استفاده از آن و تاثیراتی که این تکنولوژی بر جسم و روح و روان انسان می گذارد وجود دارد. کاربران در پی استفاده روزافزون از اینترنت وزندگی در فضای مجازی به مدت طولانی، نوعی وابستگی کاذب نیز به آن می یابند که دیگر رهایی ازآن امری دشواراست. درواقع همین وابستگی افراط آمیزموضوع اصلی این مقاله است. اعتیاد به اینترنت که نوعی وابستگی بیش از اندازه وغیر معمول به آن است، دلایلی دارد که دراین مقاله سعی خواهد شد از منظر علوم ارتباطات و روان شناسی بررسی شود. در این نوشته هدف این است که از منظررویکرد ارتباطی استفاده وخشنودی و رویکرد روان شناسی رفتار گرا دلایل و انگیزه های این اعتیاد را واکاوی شود. این مقاله ضمن ارایه تعاریفی از شبکه جهانی اینترنت، اعتیاد، معتاد اینترنتی، بررسی نیازهای اولیه بر اساس هرم مازلو، بررسی رویکرد استفاده و خشنودی ورویکرد رفتارگرا، درپاسخ به این سوال اساسی است، اینکه کاربران اینترنتی کدام نیازهای خود را ازطریق استفاده از اینترنت تامین می کنند که ترک این محیط برای آنها مشکل می شود و عنوان معتاد اینترنتی رابه خود می گیرند.
ادامه مطلب ...
امروزه افسردگی یکی از رایجترین و نیز جدیترین اختلالات مرتبط با سلامت ذهن است که بشر با آن دست به گریبان است. اما با وجود این،امروزه ما قادر هستیم این بیماری را که به ام المرض معروف است، خیلی موثرتر از سابق درمان کنیم. افسردگی نوعی غم و اندوه و کاهش بیش از حد شادمانی به خاطر موضوعی است. پس افسردگی یک اختلال خلقی است که به وسیله تغییرات وسیعی در احساس ، نگرش و اعتقاداتی که شخص از خود و جهان دارد مشخص میشود. به طور کلی هر فردی ممکن است گاهی بعد از یک شکست یا زیان، احساس حزن و اندوه کند یا اینکه احساس کند انرژی بسیار پایینی دارد اما برای افرادی که از دیدگاه روانشناسی به آنها افسرده اطلاق میشود این حالت ناراحتی و یا بیعلاقگی که زندگی عادی دارند پیش میآید. افراد در هر سنی و با هر شغل و از هر نژادی ممکن است مبتلا به افسردگی شوند. تخمین زده شده که سالانه در حدود 20 میلیون نفر از بالغین در ایالات متحده از افسرگی رنج میبرند و اینکه 25 درصد از زنان و 12 درصد از مردان در آنجا یک دوره شدید افسردگی را در طول مدت زندگی خود تجربه کردهاند.به طور کلی انسان در حالت طبیعی باید از موقعیتهای خاص برای پیشرفت از نظر علمی، اخلاقی، اجتماعی و روانی استفاده کند. گاهی بعضی از افراد نسبت به این موفقیتها بیتفاوت هستند، تحرک ندارند و آن مسیری را که لازم است برنمیگزینند. چرا انسان چنین میشود؟ چرا درانسان عامل ایستایی رشد میکند و شخص را از حرکت بازمیدارد؟ این عدم تحرک در وجود هر شخص علل و عوامل و راه درمان دارد که در این مطلب میخواهیم از دیدگاه قرآن، آن را مورد بررسی قرار دهیم. قرآن کریم علل و عوامل زیادی از جمله: ترس از شکست، ترس از دست دادن والدین، بی حوصلگی، شتاب زدگی، حسادت، کم طاقتی و کم حوصلگی، احساس گناه، بیماریهای مزمن و ... را موجب افسردگی میداند و برای هر کدام یک از عوامل آیات زیادی در قرآن آمده است. مثلاً در مورد کم طاقتی و کم حوصلگی در سوره (آل عمران، آیه 25) خداوند فرموده است: « قالَ رَبَّ اشرَح لی صَدری» یعنی خدایا سینهام را وسیع گردان، و در مورد آرامش (سوره فجر، آیه 27) فرموده است: «یا اَیتها النفسُ المطمئنه ارجعی اِلی ربّکَ راضیه مرضیه» (ای نفس مطمئنه به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که تو راضی و او نیز خشنود است) یعنی به طور کلی نفس لوامّه نباید موجب افسردگی شده و قدرت توبه و تحرک را از انسان بگیرد. در زندگی لازم است هر فردی در هر کاری، راه بهتر و مناسبی انتخاب کند برای اینکه تا راه مناسب انتخاب نشود نتیجه کافی از آن کار به دست نخواهد آمد. راه مناسب زمانی پیدا میشود که انسان نسبت به آن کاری که میخواهد انجام دهد آگاهی و شناخت داشته باشد. پس در شناخت انسان، به این نتیجه میرسیم که او از میان مخلوقات الهی تنها موجودی است که جهان پهناور در وجود او گنجانده شده است و اهمیت وجودی او به روحش برمیگردد. زیرا این همه فضایل و تعاریف که برای انسان در بیان قرآن و احادیث آمده است همه به مراحل رشد و کمالات روحی او متوجه هستند.روشهای مقابله با فشارهای روانی در قرآن کریم در سه حوزه شناختی، رفتاری و عاطفی قابل بررسی هستند.در حوزه شناختی که به شناخت افکار فرد درباره رویدادها یا رابطه فرد با رویدادهای میپردازد و دیدگاه انسان نسبت به زندگی از جمله: ایمان به خدا، نگرش مثبت،ا نقلاب روحی. از شاخصترین آیات مربوط به ایمان به خدا (سوره انعام، آیه 82) میباشد که خداوند میفرماید: «والذّین آمنو و لَم یلبسوا ایمانُهم بظلم اولئکَ لَهُم الَاْمن و هم مُهتدون» (آنان که به خدا ایمان آوردند، ایمانشان را به ستم نیالودند، از امنیت برخوردارند و آنها به حقیقت هدایت یافتند.)در حوزه رفتاری که مقصود راه حل رفتاری است و آن دسته از راه حلهای عملی و تمرینی است که بیشتر با جسم انسان سرکار دارد. که از جمله: «النَّومُ راحه الجَسَد و انطق راحه الرُّوح» (خواب عامل استراحت بدن و سخن مایه راحتی روان است.) یعنی خواب، اضطراب و ترس و رنج شدید را از بین میبرد. ناگفته نماند که خواب زیاد این عوامل را افزایش میدهد و خواب بسیار عامل پریشانی میشود.در حوزه عاطفی که قرآن برای مقابله عاطفی با فشارهای روانی راههای بسیاری ارائه میدهد از جمله: توبه، صبر و ذکر. هر عبادات نوعی ذکر یا مددکار ذکر است. مثلاً نمازگزار در نماز با گفتن الله اکبر و تلاوت قرآن، گفتن تسبیحات در رکوع و سجود به حمد و ثنای خداوند میپردازد و در پایان نماز به استغفار و تسبیح و حمد و تکبیر خدا و دعا مشغول میشود و اینها همه ذکر هستند. پس به طور کلی قرآن بیشترین تاثیر را در ایجاد تغییرات بسیار مهم در کلیه جنبههای زندگی جوامع در سراسر جهان، برجای می نهد. به طوری که امروزه روانشناسی غرب به راهکارهای درمانی که حدود 1400 سال پیش که در قرآن به پیامبر (ص) نازل شده است رسیدهاند و آنها فقط نام این راهکارها را چیز دیگری گذاشتهاند و چه خوب است افرادی که دچار مشکلات روحی میشوند برای درمان فقط از یک علم استفاده نکنند بلکه علم را با قرآن تلفیق کنند که بسیار مفید واقع خواهد شد.فوبیا یا ترس نیز نام مرضی است که به مجموعهای از علائم که هنگام ترس از شیء یا موقعیتی ظاهر میشود، اشاره میکند. واکنشهای فوبیا به حیوانات (مانند عنکبوت)، فعالیتها (مانند سوارشدن هواپیما) یا موقعیتهای اجتماعی مانند غذا خوردن در جمع، ممکن است افراد را در هر سنی و در هر مرحله از زندگی و در هر کجا تحت تأثیر قرار دهد. موسسههای بهداشت روانی گزارش داده اند که 15 درصد آمریکاییها فوبیا دارند. همچنین این آمار با اندکی بیش و کم در مورد کشورهای دیگر نیز صادق است. فوبیا شایع ترین بیماری روانی درهر رده سنی در زنان و دومین بیماری شایع در بین مردان بالاتر از 45 سال است. ترس، اشکال متعددی دارد. بعضی افراد از سگ می ترسند، بعضی افراد حتی از اینکه فکر می کند که باید در میان جمعی سخن بگویند، میترسند. بعضیها میترسند سوار هواپیما شوند. عدهای از صدای رعد و برق میلرزند و مخفی میشوند و... میلیونها نفر در جهان از فوبیا یا اختلالات ترس در عذاب هستند و برای رهایی از این احساسات به جاهایی میروند تا از شیء، مکان یا وضعیتی که تحریکشان میکند، دور شوند. علت به وجود آمدن اختلال هراس، پیچیده است وهیچ عامل مجزایی به تنهایی نمیتواند همه موارد این اختلال را توجیه کند. علاوه بر آن، تعیین عمل ویژه اختلال در مورد هر فرد مجزایی غیر ممکن است. بهترین شیوه فکر کردن در باره علت شکل هراس، فهم این مسئله می باشد که به احتمال قوی این مسئله با تعامل پیچیده بین عوامل روانی، عوامل بیولوژی و عوامل محیطی ایجاد میشود. با وجودی که برای غلبه بر هراس، فهم کامل علتهای اختلال ضرورتی ندارد، فهمیدن شیوههایی که عوامل مختلف درمان این مشکل هستند آموزنده می باشد. در عوامل بیولوژیکی هراس مطالعات بسیاری نشان میدهد که اختلال هراس تحت تأثیر عوامل ژنتیکی قرارد دارد. عوامل روانشناختی هراس این گونه است که انواع علائم جسمانی که افراد طی حالت هراس تجربه میکنند، با نوع افکار آنها رابطه دارد. از منظر قرآن علل ایجاد هراس متعدد است از جمله: ترس از مرگ، ترس از حوادث آینده، بحرانهای سیاسی و اقتصادی. خداوند در سوره (آل عمران،آیه 85) در مورد مرگ میفرماید: «کُلُّ نفسٍ ذائقه الموت». هر موجود زندهای طعم مرگ راناگزیر خواهد چشید. برای درمان این بیماری قرآن راههای گوناگونی را جلوی راه افراد گذاشته است. مثلاًٌ قرآن میگوید هنگامی که از چیزی ترسیدی خود را با آن مواجه ساز. که معنای معادل آن رفتاردرمانی امروز است. یعنی همان طور که با مفهوم روانکاوی و ناخودآگاه نیز مخالفتی ندارد. زیرا در احادیث اسلامی دائماً به نقش ناخودآگاه و ارتباط آن با بروز بعضی عارضهها اشاره شده است. مثل تکبر و ارتباط آن با احساس کمبود. مزاح و شوخی و رابطه آن با تمایلات خصمانه و یا لغزشهای زبانی و رابطه کامل آن با خودآگاهی.راههای درمانی وجود دارد از جمله: نگاه مثبت به مرگ، غلبه بر ترس، داشتن ظرفیت و توان روانی مناسب، قرب و نزدیک شدن به خدا. خداوند در سوره (عنکبوت،آیه 5) در مورد نگاه مثبت به مرگ میفرماید:
«من کانَ یَرجوا لقاءِ الله فَإنَّ اَجَلَ لآتٍ و هولاسمیع العلیم.» (هر کس که به لقای خدا امیدوار و مشتاق است هنگام اجل و وعده معین خدا فرا رسد و او شنوا و داناست.) همچنین خداوند در سوره (عنکبوت، آیه 6) در مورد غلبه ترس از فقر میفرماید: «و کأَیِنَّ من دابه لا تحمِلُ رزقَها اللهُ یرزقها و ماویاکم و هو السمیعُ العلیم» (و چه بسیار جنبنده ها که خود بار روزی خود را نکشند و خدا به آنها و هم به شما روزی میرساند و او شنوا و داناست.)به طور کلی اکثر فشارهای روانی از دیدگاه قرآن در تأسف به خاطر گذشته، از دست دادن فرصت ها، تن دادن به شکست، عقب افتادگی یا ترس از فردا، ریشه دارد. آموزههای معصومین (ع) ما را به تأمل در وضعیت موجود فرامی خواند. البته این نگرش باید جامع باشد و با توجه به حقایق معنوی صورت بگیرد. بدبینی یک بیماری روحی است و موجب بروز بسیاری از انحرافهای اخلاقی میشود. حضرت علی (ع) می فرماید: «آن که به خداوند، خوشبین است، هیچ گاه به بنبست نمیرسد و گرفتار فشار روانی از جمله هراس نمی شود.» هر چند عوامل استرس زا افزونی یابد تسلیم و رضا و مقاومت صبورانه اش بیشتر خواهد شد.
محققان با انجام بررسیهای خود در یک دوره 5 ساله بر روی 681 زن 92 -70 ساله که 601 نفر آنها در معرض خطر بالایی برای وقوع بیماری قلبی و سکته مغزی بودند و اندازهگیری سلامت جسمانی آنها و بهرهگیری از آزمون MMSE که میزان حافظه، زوال عقل و نیز سرعت تسلط کلامی آنها را اندازه میگرفت، دریافتند که خوردن آسپرین با دوز کم به صورت روزانه روند کاهش قدرت مغز و زوال مغزی در زنان مسن مستعد ابتلا به سکته مغزی و قلبی را آهستهتر میکند.
تنبیه عبارت است از آگاه ساختن کودک نسبت به نتایج نامطلوب رفتار وکردارش. تنبیه جسمی کودکان تا همین اواخر بهطور گستردهای شیوهای مورد قبول بوده و نه تنها تنبیه جسمی نوعی کودک آزاری شناخته نمیشد، بلکه آن را راهی مناسب برای واداشتن کودک به انجام رفتارهای مطلوب تصور میکردند اما به نظر روانشناسان تنبیه جسمی اثرات جانبی بالقوه زیانباری خواهد داشت.همه خواهان آنند که از شرایط ایجاد کننده پیامدهای منفی دوری کنند. زمانی که پاداش به بچهها یاد میدهد چیزی را به دست آورند، تنبیه به بچهها میآموزد که خشمگین شوند. تنبیه رابطهای را که بر مبنای ترس است تضمین می کند. تنبیه حمله به عزت نفس کودک است و طغیان را فرا میخواند. تنبیه ممکن است با موارد زیر توام باشد: تهدید کردن، فریاد زدن، سرکوفت زدن، واکنش بیش ازحد ، کتک زدن و عقب نشینی. پیام تنبیه جسمانی این است که بزرگترها، با زدن کوچکترها میتوانند حرفشان را به کرسی بنشانند و با ایجاد دردهای جسمانی آنها را بترسانند. گرچه ممکن است کتک زدن برای مدتی کوتاه باعث توقف سوء رفتار شود، در طول زمان تاثیر خود را بهعنوان راهی برای کنترل رفتار از دست میدهد. بسیاری از والدین پس از آن احساس گناه میکنند. بعضی از بچهها یاد میگیرند که پس از کتک خوردن از احساس گناه والدین استفاده کنند و همه گونه امتیازی به دست آورند. هیچیک از پژوهشها پیامد مثبتی برای تنبیه جسمی کودکان نشان نداده اند. اغلب آنها بیانگر بروز طیفی از عواقب منفی از افزایش رفتار ضد اجتماعی، پرخاشگری تا بزهکاری و خشونت نسبت به همسران یا ناکامی در سنین بالاتر هستند. همچنین تنبیه جسمی با انواع گوناگونی از اختلالات روانپزشکی در کودکان و بزرگسالان مرتبط دانسته شده است، از جمله افسردگی، اضطراب و مصرف مواد مخدر. پژوهشهای تازهتر نشان میدهد که تنبیه جسمی رشد شناختی کودک را کند میکند و باعث ایجاد مشکلات یادگیری میشود. تصویربرداریها از مغز نشان میدهد که تنبیه جسمی واقعا حجم ماده خاکستری در مناطقی از مغز را کاهش میدهدکه با کارکرد فرد درآزمونهای هوش مرتبط بوده و باعث تغییراتی در مناطقی از مغز میشود که ناقل عصبی دوپامین در آنها عمل میکند. بالعکس تغییرات رفتاری والدین با کاهش قابل توجه در رفتارهای مشکل آفرین در کودکان همراه است. لذا روانشناسان معتقدند هیچ سرمایه گذاری برای خانواده مهمتر از آموزش فرزندان نیست به این منظور همواره باید مراقب مدرسه رفتن منظم کودک بود.

بررسیها
نشان می دهد 65 تا 85 درصد مراقبتها به وسیله خود شخص قابل انجام است.امسال برنامه
"ترویج
خود مراقبتی" در برنامه های وزارت بهداشت قرار دارد که بر اساس این برنامه،
افراد می توانند با آموزشهایی که فرا می گیرند،مراقبتهای لازم در پیشگیری از
بیماریها را انجام دهنداین برنامه هم اکنون در حال تدوین است و تا آخر سال در قالب
"مدل
ملی"، در کشور اجرایی می شود. گروه هدف ما زنان 25 تا 60 سال کشور هستند، بیماریهای قلب و عروق
شایعترین بیماریهای زنان کشور است که عوامل خطر و راههای پیشگیری از این بیماریها،
به جامعه هدف آموزش داده می شود. اجرای آزمایشی برنامه سلامت بانوان ایرانی(سبا)
برای گروه سنی 25 تا 60 سال کشور: این برنامه اختصاص به آموزش شیوه زندگی سالم
دارد و بعد از اینکه نتایج آن مشخص شد، در سراسر کشور اجرا می شود
.