
درباره اثر ورزش در درمان افسردگی در سالهای اخیر مطالعات متعددی انجام شده است که بیشتر آنها نشان دادهاند، ورزش به بهبود افسردگی کمک میکند.
اگرچه ساز و کار اصلی اثر درمانی ورزش مشخص نیست، ولی به نظر میرسد که ترشح برخی مواد (مثل اندورفین، دوپامین، سروتونین و نوراپینفرین) با ورزش کردن در بدن بیشتر میشود و این مساله به بهبود روحیه کمک میکند.
همچنین ورزش کردن باعث میشود توجه بیمار از نگرانیها و سایر مسایل ناراحتکننده به نکات دیگر جلب شود. به علاوه به بهبود اعتماد به نفس کمک میکند. این مسایل هم میتوانند به کاهش افسردگی بیانجامند.
اما اگر موثر بودن ورزش را بپذیریم، «میزان» تاثیر آن در کاهش افسردگی هم اهمیت دارد.
در کوتاهمدت، بله. ولی درباره اثربخشی طولانیمدت ورزش برای درمان افسردگی مطالعات کافی انجام نشده است.
از طرف دیگر، متاسفانه این درمان برای گروه زیادی از بیماران قابل اجرا نیست، زیرا نیاز به انرژی، انگیزه و مداومت زیاد دارد و باعث میشود بسیاری از بیماران افسرده این درمان را نپذیرند، یا در میانه درمان، آن را رها کنند.
این درمان تقریبا برای هیچ یک از بیماران مبتلا به افسردگی شدید قابل اجرا نیست. تصور کنید چگونه میتوان یک فرد افسرده را وادار کرد هفتهای پنج روز و هر روز به مدت نیم ساعت، ورزشی با شدت متوسط را انجام دهد.
بنابراین در حال حاضر از این روش درمانی فقط به عنوان یک درمان کمکی استفاده میشود، نه یک درمان اصلی.
البته این درست است که در صورت اجرا، آثار درمانی آن زودتر از دارودرمانی ظاهر میشود، زیرا دارو برای اثر کردن، نیاز به چند هفته زمان دارد.
پس اگر بتوان فرد افسردهای را که تحت درمان با روش دیگری نیز هست ، به انجام ورزش، تشویق نمود، میتواند مفید باشد.
ادامه مطلب ...
تداوم احساس غم و یاس به افسردگی و ناامیدی میانجامد که از آن گریزی نیست.

غم نوعی احساس طبیعی است که در واکنش به شرایط ناخوشایند و وقایع ناراحت کننده پدید میآید. این حالت معمولا با اضطراب، کاهش انرژی بدن، کسالت عمومی و خواب کم همراه است.
معمولاً حوادث و رویدادها تغییر میکنند، مشکلات حل میشوند و این تغییرات خلق و خویی برطرف میشود. ولی تداوم احساس غم و یاس به افسردگی و ناامیدی میانجامد که از آن گریزی نیست.
علائم افسردگی
- خلق افسرده مانند: احساس غمگینی، درماندگی، احساس پوچی و همچنین گریه کردن بیمورد
- کاهش قابل ملاحظه علاقه نسبت به تمام فعالیت ها یا فقدان احساس لذت
- کاهش یا افزایش اشتها
- بیخوابی یا پرخوابی که بیخوابی شایع تر است
- کندی روانی حرکتی
- کاهش یا افزایش میل جنسی که کاهش آن شایع تر است
- خستگی یا فقدان انرژی
- احساس بیارزشی یا گناه بیجا
- کاهش تمرکز و به دنبال آن کاهش قدرت تفکر و تصمیم گیری
- افکار خودکشی تکرار شونده
اگر فردی پنج مورد یا بیشتر از علائم ذکر شده در بالا را به مدت دو هفته داشته باشد، بیمار افسرده است و باید به روانپزشک مراجعه کند. البته باید حداقل یکی از دو علامت، خلق افسرده و از دست دادن لذت را نیز داشته باشد.
شخص نباید علایم ناشی از تاثیر داروی تجویزی یا مورد سوء مصرف و یا نوعی بیماری جسمی مثل کمکاری تیروئید را داشته باشد.
بعضی مواقع، افراد افسرده با شکایت های جسمانی و درد مراجعه میکنند. این علائم شامل: مشکلات شکمی، سوءهاضمه، نفخ، کاهش اشتها، تپش قلب، احساس ناراحتی در قفسه سینه، سردرد، درد گردن، درد پشت و شانهها میباشد.
علل افسردگی
- عوامل ژنتیکی
- نوع شخصیت فرد
- عوامل محیطی
- بیماری های جسمانی و معلولیت جسمانی
- وقایع پراسترس زندگی
سروتونین و افسردگی
شواهد روز افزونی از اختلالات بیوشیمیایی در بیماران افسرده وجود دارد، ولی ماهیت آنها هنوز مشخص نیست. بررسی ها نشان داده که در مایع مغزی- نخاعی بیماران افسرده، غلظت سروتونین (هورمون شادی)، پایین میباشد. همچنین سطح کورتیزول (هورمون استرس) خون در نیمی از بیماران افسرده بالا میباشد.
درمان افسردگی
برخی روانشناسان، درمان افسردگی را به معنای تولدی دوباره میشناسند. فردی که یک مرحله از افسردگی را پشت سر گذاشته و درمان شده است، توان مقابله با مشکلات در این فرد بالا می رود و نگرش او به زندگی واقعبینانهتر میشود.
روان درمانی
افسردگی اگر خفیف باشد، میتوان با استفاده از روش های روان درمانی، حمایت های اجتماعی و حل مسئله ، آن را درمان کرد.
برای درمان روان شناختی نباید با گذشته بیمار مبارزه کرد و یا بیش از حد به گذشته پرداخت، زیرا خلق او را بیشتر سرکوب میکند.
در مورد داغدیدگی، بیمار را باید تشویق کرد که در مورد احساسات خود با دیگران صحبت کند و مشکلات خود را با دیگران در میان بگذارد.
بیمار افسرده را باید تشویق کرد که از گوشه گیری پرهیز کرده و فعالیت های اجتماعی مناسبی داشته باشد. ولی نباید او را به فعالیتهایی وادار کرد که به علت تمرکز ضعیف یا کندی، احتمال شکست در آنها وجود دارد.
تشویق کردن بیمار برای انجام کارهای بدنی از جمله ورزش و استحمام روزانه و مرتب کردن ظاهر و پوشیدن لباس های مرتب و ... برای درمان مفید است.
درمان دارویی
روانپزشک برای فرد بیمار، داروی مناسب را تجویز می کند. اثر داروهای ضد افسردگی پس از حداقل دو هفته مصرف، دیده می شود.
درمان با الکتروشوک
اثر درمانی این روش نسبت به درمان دارویی سریع تر دیده می شود و بیشتر در افسردگی های شدید موثر است. در این روش بعد از بیهوش کردن بیمار، به وی شوک الکتریکی داده میشود.
بیمارانی که کاهش وزن شدید، بیدار شدن در صبح زود، کندی حرکتی و هذیان دارند، اثر این روش در آنها بهتر خواهد بود.
بررسی ها نشان داده که بیمارانی که اعتقاد به مذهب و دین دارند، کمتر به افسردگی مبتلا میشوند و در صورت ابتلا، پاسخ خوبی به درمان نشان می دهند.
رضایت الهی و درمان افسردگی
دین اسلام برای پیشگیری از افسردگی راهکارهایی را ارایه کرده که عبارت است از: یاد خدا و متصل شدن به دریای رحمت الهی. حضرت علی (ع) نیز در نهج البلاغه می فرمایند: چیزی جز خدا، تو را آرام نمی کند.
ارتباط های صحیح و درمان افسردگی
حضرت علی (ع) می فرمایند:
- روابط خود را با افراد با شخصیت و اصیل و خاندان های صالح و خوش سابقه برقرار ساز و پس از آن با مردمان شجاع و سخاوتمند و افراد بزرگوار، چرا که آنها کانون گرم و مراکز نیکی هستند.
- قلب ها افسرده می شوند همچون بدن ها، برای رفع ملامت آنها، سخنان حکمت آمیز و جالب انتخاب کنید.
استفاده صحیح از فرصت های زندگی و درمان افسردگی
امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: از دست دادن فرصت ها، غصه آفرین است و واگذاری نتیجه امور به خداوند، مهم ترین عامل برای جلوگیری اضطراب و افسردگی است.
فروتنی و درمان افسردگی
حضرت علی (ع) می فرمایند: حلقه های زنجیر خودبرتربینی را از گردن فرو نهید و فروتنی و تواضع را سنگر میان خود و دشمنانتان (ابلیس و سپاهیانش) برگزینید.
دیر خوابیدن و افسردگی
افرادی که تمایل دارند شب ها تا دیروقت بیدار بمانند که اصطلاحا به آنها «بوف» می گویند، خیلی بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی، استرس و یا حتی اضافه وزن هستند.
از سوی دیگر اشخاصی که صبح ها زودتر و راحت تر از خواب بیدار می شوند و سریع تر به انجام کارهای روزانه خود می پردازند، اغلب شادتر و سالم تر هستند و از نظر تناسب اندام و مقابله با چاقی نیز در وضعیت بهتری قرار دارند. افراد سحرخیز به طور متوسط تا ساعت 7 صبح از خواب بیدار می شوند، در حالی که اشخاص بوف معمولا تا ساعت 9 صبح برخاستن از رختخواب را طول می دهند.
رنگ ها و افسردگی
افراد سالم رنگهای سبز، آبی و صورتی را انتخاب می کنند. آن ها رنگ های قهوه ای، خاکستری و مشکی را نمی پسندند.
در بیماران دچار بیماری روانی، رنگ سرخ، جایگزین رنگ صورتی است. همچنین این افراد رنگ زرد را نمیپسندند. بیماران دچار افسردگی شدید، رنگهای تیره و به ویژه مشکی را می پسندند.
مواد غذایی مفید در افسردگی
- چای سبز
- ماهی
- روغن زیتون
- چربیهای ضروری : یکی از روشهای کمک به روحیه فرد، خوردن چربی به مقدار کافی و نه زیاد است.
- قهوه و مواد دیگر حاوی کافئین : افرادی که دچار افسردگی هستند، معمولا از کافئین برای بالابردن انرژی خود استفاده میکنند. کافئین، سیستم عصبی را تحریک میکند. تحریک بیش از حد سیستم عصبی میتواند باعث افزایش سطح اضطراب شود. اضطراب و افسردگی معمولا دست در دست هم حرکت میکنند و این امر، بهبودی را دشوارتر میسازد. پس به اندازه قهوه بنوشید، نه زیاد.
ادامه مطلب ...
افسردگی علاوه بر ایجاد مشکلات روحی و روانی، می تواند باعث ایجاد مشکلات جسمی زیادی شود، مثل تهوع، اسهال، دلدرد و سردرد و ... . در این مطلب تعدادی از علائم جسمی افسردگی را برایتان بیان می کنیم.

مشکلات گوارشی
ناراحتی معده یکی از مشکلات شایع در افراد افسرده و یا مضطرب می باشد.
مشکلات گوارشی در کودکان و نوجوانان شایع تر می باشد. بسیاری از کودکان که از درد شکم ناله می کنند، ممکن است درد شکم آنها مربوط به اضطراب در مدرسه و یا مشکلات در روابط خانوادگی آنها باشد.
بزرگسالان دچار افسردگی ممکن است تهوع و یا اسهال داشته باشند.
برخی از بیماری های گوارشی مانند: بیماری کرون، کولیت و یا زخم های گوارشی با استرس و افسردگی بدتر می شوند.
سردرد
سردرد می تواند علل مختلفی داشته باشد و گاهی می تواند به علت افسردگی باشد.
سردرد وابسته به افسردگی معمولا آهسته می باشد.
برخی افراد افسرده می گویند که سردرد آنها در صبح و شب شدیدتر می باشد.
این سردرد، مانند سردرد تنشی است و هنگامی رخ می دهد که عضلات گردن و پوست سر منقبض و سفت شود.
مشکلات خوابیدن
افراد افسرده مشکلاتی در خوابیدن دارند و گاهی ممکن است در نصفه های شب بیدار شوند و دیگر نتوانند بخوابند.
اگر مشکل خوابیدن شما بیش از چند هفته طول کشید، باید ببینید آیا ناراحتی های روحی باعث بروز این مشکل گردیده است یا نه.
حدود یک سوم افراد مبتلا به افسردگی ممکن است بیش از حد معمول بخوابند.

درد پشت و عضلات
افراد افسرده، کمتر ورزش می کنند و کمتر به آنچه که می خورند، اهمیت می دهند.اگر شما به سلامتی خود اهمیت ندهید، دچار دردهای جسمی زیادی خواهید شد، از جمله درد مفاصل، عضلات و پشت.
اگر هم درد مزمن داشته باشید، افسردگی آن را بدتر می کند.
خستگی
خستگی و بیحالی و احساس ضعف، یکی از علائم جسمی افسردگی می باشد. اغلب خستگی و افسردگی، با هم در بدن یک فرد بروز می کنند، بنابراین سخت است بگوییم کدام یک زودتر ایجاد شده و کدام یک موجب بروز دیگری بوده است.
تغییر اشتها
آیا شما زیاد می خورید و وزنتان زیاد شده است و یا غذاهای مورد علاقه خود را دوست ندارید و کاهش وزن یافته اید؟
هر گونه تغییر اشتها، یکی از علائم جسمی افسردگی می باشد.
غالبا افراد برای مقابله با فشار روحی غذا می خورند.
تغییرات وزن
تغییرات وزن بدن می تواند وابسته به عادات غذایی و میزان فعالیت بدنی باشد.
برخی مواقع، افراد افسرده بیشتر از 12 ساعت می خوابند، در نتیجه فعالیت بدنی آنها کم می شود و به همین خاطر افزایش وزن پیدا می کنند.
اگر هم در اثر کاهش اشتها، به اندازه کافی غذا نخورید، ممکن است کاهش وزن پیدا کنید.
اگر شما دارای کاهش و یا افزایش وزن بی دلیل گشتید، با پزشک خود صحبت کنید و ببینید این نوسان وزن به علت افسردگی است و یا بیماری دیگری.

درد قفسه سینه
درد قفسه سینه می تواند نشانه ای از بیماری قلبی و یا دیگر بیماری های خطرناک قلبی باشد.
درد قفسه سینه همچنین می تواند به دلیل مشکلات روحی باشد.
هنگامی که یک فرد بترسد، دارای تپش قلب و سختی تنفس می شود و این علائم درست همانند علائم حمله قلبی می باشد.
اگر پزشک به شما اطمینان دهد که درد قفسه سینه شما مربوط به بیماری قلبی نیست، از او بخواهید که به شما بگوید این درد می تواند نشانه ای از افسردگی و اضطراب باشد.
تشخیص افسردگی
علائم روحی افسردگی عبارتند از: ناراحتی، گریه کردن، از دست دادن انرژی و از دست دادن علاقه.
علائم جسمی افسردگی را نیز در متن بالا نام بردیم، اما باید توجه کنید که اگر این علائم به مدت چند هفته ادامه داشت و به علت بیماری های دیگر نبود، می توان گفت که این علائم مربوط به افسردگی است.
شما می توانید با گفتار درمانی، ایجاد تغییرات در شیوه زندگی و دارودرمانی، افسردگی خود و یا عزیزانتان را درمان کنید.
مریضی اش که شدت گرفت چند روزی در بیمارستان بستری بود و بعد با اصرار پدر و مادرم قرار شد زمستان را در خانه ما بماند. در همان زمستان بود که فهمیدم نگهداری از سالمندان راه و رسم خودش را دارد و وارد شدن به دنیای مادربزرگ ها و پدربزرگ ها به این سادگی نیست. مادربزرگم تمایلی برای بیرون رفتن از خانه نداشت، اشتهایش را از دست داده بود و سر سفره با اصرار فراوان ما، کمی غذا می خورد، روزها را می خوابید و شب ها بیشتر بیدار بود، مدام از گذشته شکایت می کرد، انگار نه انگار که روز های خوشی هم در زندگی گذرانده است، گاهی اوقات بی صدا گریه می کرد و تمام نشانه ها به ما می گفت که افسرده شده است.
عوامل افسردگی دوران کهنسالی
اولین نشانه های افسردگی، پس از تنهایی به وجود می آید. مرگ همسر و تنهایی پس از آن، یکی از بدترین اتفاقات این دوره از زندگی است. بازنشستگی از کار هم، به تنهایی دامن می زند. علاوه بر این، کاهش سلامتی موجب مصرف داروهایی می شود که افسردگی و ناراحتی های روحی، از عوارض جانبی آن ها است. به تمام این مشکلات، ترس از مرگ، اضطراب از روبرو شدن با مشکلات مالی و ترس از ناتوانی برای اداره خویشتن را نیز باید اضافه کرد. زمانی که افسردگی در سطح متوسط قرار دارد، سالمندان واکنش هایی نظیر گریه از خود نشان می دهند، اما در موارد جدی آن ها می گویند که دوست دارند گریه کنند، اما نمی توانند. داستان زمانی جدی تر می شود که آن ها مدام از مرگ حرف می زنند و هر لحظه انتظار مردن را می کشند.
به آن ها حس مفید بودن بدهید: ممکن است سرعت کار سالمندان زیاد نباشد اما به سادگی می توانند کارهایی را که نیاز به دقت و حوصله بیشتری دارد، انجام بدهند. دستور یک غذای سنتی را از مادربزرگ بپرسید یا از پدر بزرگ بخواهید وقتی از پارک برمی گردد کمی خرید کند. حتی می توانید چند دقیقه ای موهایتان را به دستشان بسپارید تا برایتان ببافند. خلاصه اینکه راه های مختلفی وجود دارد تا از آن ها کمک بگیرید تا آن ها حس نکنند در این سنین سربار شما هستند.
سالمندان را نگهبان خانه نکنید: یکی از ساده ترین کارها برای افسرده کردن سالمندان این است که در سفر ها و میهمانی ها به خاطر ناتوانی یا بی حوصلگی شان، آن ها را تنها بگذارید، زیرا طولی نمی کشد که احساس می کنید نگهبان خانه شما شده اند. اگر میزبان شما شرایط خاصی دارد و به عنوان مثال میهمانی پر سر و صدایی در انتظارتان است یا خانه میزبان پله های زیادی دارد، شرایط را برای مادربزرگ و پدربزرگ توضیح دهید و تا حد امکان کسی را در خانه بگذارید تا تنها نمانند. می توانید از خواهر یا برادری که دعوت نشده بخواهید آن شب به منزل شما بیاید.
نگذارید اعتماد به نفس سالمندان ضعیف شود: پدربزرگ و مادربزرگ را درک کنید، آن ها از یک سو به گذشته ای فکر می کنند که دیگر بر نمی گردد و از سوی دیگر به آینده ای که چندان درخشان نیست. از نظر جسمی روز به روز ضعیف تر می شوند و همین امر موجب می شود اضطراب و نگرانی زیادی را تجربه کنند. آن ها گاهی حرف هایی می زنند یا کارهایی انجام می دهند تا شما بیشتر به آن ها توجه نشان بدهید. هرگز گمان نکنید که قصد دارند شما را آزار بدهند، بلکه بدانید به دنبال اندکی توجه بیشتر هستند. پس سعی کنید که حس زیبایی و جوانی را در آن ها زنده نگه دارید. خودتان صورتشان را اصلاح کرده و موهایشان را رنگ کنید، اگر هنوز دوست دارند از حنا استفاده کنند مانعشان نشوید، لباس های نو برایشان بخرید و به همان اندازه که به اتوی لباس خودتان اهمیت می دهید، آراسته بودن آنان نیز برایتان مهم باشد. تمام این کار ها برای این است که آن ها حق دارند هنوز زیبا باشند و زندگی کنند.
جای خاصی به آن ها بدهید: اگر مادربزرگ یا پدربزرگ میهمان خانه شما هستند، برایشان فضایی شخصی را فراهیم کنید. شاید دیده باشید که سالمندان برخی لوازم خود مثل پول یا جواهراتشان را در رختخواب یا زیر بالش می گذارند، اگر به آن ها فضایی شخصی بدهید، خیالشان را راحت تر می کنید. به خصوص که سالمندان را در این سنین وسایلی دارند که مایل نیستند دیگران آن ها را ببینند، مثل دندان مصنوعی. بنابراین اگر خانه تان بزرگ است و امکان اختصاص دادن یک اتاق به آن ها را دارید حتما این کار را انجام دهید و اگر خانه تان کوچک است یک کمد یا کشو را برای آنان خالی کنید و کلید را به خودشان بدهید.
به آن ها توجه کنید: یکی از مهم ترین کارهای شما در برابر سالمندان خوب گوش دادن است. ممکن است سخنان مادربزرگ را برای چندمین بار و تکراری باشد، اما شما باید مثل بار اول به آن ها توجه کرده و فراموش نکنید تنهایی و بازنشستگی اتفاق خاص و جدیدی را به ارمغان نیاورده تا آن ها سخنی نو داشته باشند و کهولت سن این را هم از یادشان برده، که خاطره عید سال 62 را تا به حال، بارها برایتان تعریف کرده اند. پدربزرگ ها و مادربزرگ ها هنگام تعریف کردن خاطرات دوران جوانی شان یا افسانه ها و داستان های قدیمی احساس خوبی دارند. از این رو، به فرزندانتان هم بیاموزید که شنوندگان خوبی باشند.
خواب سالمندان با خواب جوان تر ها تفاوت دارد: اگر دیدید سالمندان سر شب خواب آلود هستند و صبح زود بیدار می شوند، تعجب نکنید، زیرا با افزایش سن ساعت خواب بدن تغییر می کند و سالمندان روزانه به 6 تا 8 ساعت خواب سبک هم نیاز دارند، اما بیش از 50% سالمندان از بی خوابی های شبانه شکایت می کنند که ممکن است بر اثر عوارض داروها یا نداشتن فعالیت بدنی باشد. بسیاری از سالمندان به دلیل درد مفاصل رغبتی به حرکات بدنی نشان نمیدهند. بنابراین در طول روز آن ها را تشویق کنید تا کمی راه بروند، حتی در خانه، یا این که برخی از حرکات ورزشی سبک را انجام دهند تا هنگام خواب کمی خسته باشند. استفاده از تشک های طبی و تشک های برقی که گرما تولید می کند، می تواند از درد مفاصل بکاهد و خواب شبانه سالمندان را آسان تر کند.
سالمند باید تحت نظر پزشک باشد: بعضی از داروهایی که سالمندان مصرف می کنند دارای عوارض افسردگی است. بنابراین بد نیست درباره دارو ها با پزشک مشورت کنید. همچنین برنامه غذایی سالم و مقوی که سرشار از میوه، سبزیجات، ویتامین ها، مواد معدنی و پروتئین ها باشد، برای بیمار طراحی کنید. درست کردن یک غذای جداگانه برای آن ها نه فقط موجب تامین سلامت جسمی آنان می شود، بلکه تداعی کننده میزان مهم بودنشان نزد شماست و در آخر اینکه افسردگی یک زنگ خطر است، زیرا سالمندانی که افسرده می شوند، به احتمال بیشتری دچار آلزایمر، سکته مغزی، دیابت و سایر بیماری های جسمی خواهند شد.
مطالعات اخیر نشان می دهند که "پنومونی"یا مشکلات تنفسی ناشی از عفونت ریه ها،شایع ترین بیماری عفونی در سالمندان بوده به طوری که بین 20 تا 25 درصد موارد بیماری های عفونی در افراد بالای 60 سال مربوط به پنومونی است.سالمندی فرآیند پیچیده ای است که درهمه موجودات زنده رخ می دهد و در انسان این دوران حساس ویژگی های منحصر به فردی دارد. در دوران سالمندی و سالخوردگی استعداد ابتلا به عفونت ها افزایش می یابد،:در سالمندان موارد بروز بیشتر عفونت ها شایع تر بوده و درواقع در این سنین بروز ناتوانی و مرگ و میر ناشی از بیماری های عفونی بالا است. با توجه به شیوع بالای عفونت ها و عوارض و مرگ و میر ناشی از آنها و نیز علایم بالینی متفاوت عفونت ها در سالمندان که می تواند منجر به تاخیر در تشخیص بیماری شود، مطالعات گوناگونی برای بررسی تظاهرات بالینی و یافته های آزمایشگاهی بیماری های عفونی صورت گرفته است. الگوی بروز و شیوع بیماری های عفونی در افراد سالمند با بقیه گروه های سنی تا حدودی متفاوت است، مطالعات اخیر نشان می دهند که "پنومونی" یا مشکلات تنفسی ناشی از عفونت ریه ها،شایع ترین بیماری عفونی در سالمندان بوده و پس از آن بیماری "سپسیس" دومین بیماری عفونی در افراد سالمند است. براساس نتایج مطالعات اخیر بین 20 تا 25 درصد موارد بیماری های عفونی در افراد بالای 60 سال مربوط به پنومونی و بیش از 15 درصد موارد این بیماری ها مربوط به "سپسیس" بوده است. گر فردی به پنومونی مبتلا شده باشد،به طورحتم علایمی از بیماری را داشته،اما به علت تشابه علایم با سایر بیماری ها ممکن است با آنها اشتباه شود. سرفه،گاهی اوقات همراه با خلط زرد،سبز یا به همراه رگه های خونی، تنگی نفس،درد قفسه سینه،تب و لرز،کاهش اشتها و ضعف علائم مهم بروز پنومونی است. فشارخون بالا شایع ترین بیماری زمینه ای در سالمندان مبتلا به بیماری های عفونی موارد ابتلا به بیماری های عفونی در زنان و مردان سالمند تا حد زیادی با هم برابر است و در واقع احتمال ابتلا به بیماری های عفونی در سالمندان،ارتباطی با جنسیت فرد سالمند ندارد. براساس نتایج مطالعات اخیر،شایع ترین شکایت اصلی بیماران سالمند مبتلا به بیماری های عفونی،تب و پس از آن تنگی نفس بوده است؛به طوری که حدود 20 و 15 درصد سالمندان مبتلا به بیماری های عفونی به ترتیب دچار تب و تنگی نفس بوده اند و بقیه افراد سالمند نیز درجاتی از این دو علامت بالینی را در طول مدت ابتلا به عفونت ها تجربه کرده اند. نتایج مطالعات اخیر نشان می دهند که فشارخون بالا شایع ترین بیماری زمینه ای در سالمندان مبتلا به بیماری های عفونی است و در واقع نزدیک به 40 درصد این بیماران دچار فشارخون بالا بوده اند. باتوجه به اینکه با افزایش سن احتمال بروز برخی از عفونت ها افزایش می یابد و تاخیر در تشخیص آنها منجر به بروز عوارض شدید و حتی مرگ می شود؛لذا توجه بیشتر به پیشگیری از بروز این بیماری ها و تشخیص و درمان به موقع و مناسب بیماری های عفونی به ویژه در سالمندان ضروری است.

افسردگی به عنوان یکی از معمول ترین مسائل احساسی و عاطفی در سنین سالمندی است. طبق تحقیقات انجام یافته مشخص گردیده است که این حالت در 12 درصد سالمندان بستری در بیمارستان وجود داشته است و 15تا 17 درصد افرادی که در بیمارستانهای خصوصی و خانه سالمندان بستری هستند از این بیماری رنج می برند .
افسردگی در دوران سالمندی را چنین تعریف می کنند: از بین رفتن علاقه و تمایل نسبت به انجام فعالیت های معمولی و تفریحات و سرگرمی ها .
کاهش اشتها، بی خوابی و یا خواب زیاد ،از دست دادن انرژی ،خستگی و بیزاری، اضطراب و تشویش ، کندی در انجام فعالیت ها، از دست دادن علاقه و یا فقدان احساس خشنودی رضایت و لذت نسبت به فعالیت ها معمولی و همیشگی ، ابراز شکایت و سرزنش خود و یا محکوم کردن بی مورد خویش، گله و شکایت از کاهش قابلیت تفکر و تمرکز گرفتن تصمیماتی در مورد خود کشی .
اغلب اوقات این موارد منجر به کاهش میل به غذا و بی اشتهایی می شود .
هم چنین این مورد شامل خستگی های جسمی نیز هست که موجب عدم در خواست غذا از طرف فرد خواهد شد.
بنابراین بیماران افسرده به طور قابل ملاحظه ای در معرض خطر ابتلا به سوء تغذیه قرار دارند .
به طور کلی دلایل به وجود آمدن افسردگی در افراد سالمند ناشی از فقدان چند مورد ذیل است:

- مرگ همسر یا دوست
- اختلال در انجام وظایف
- از دست دادن آزادی و استقلال و اتکا به نفس
- کاهش و فقدان اراده و تصمیم گیری
تقریبا در همه افراد افسرده درجاتی از غمگینی شدید یا ناشادمانی که دامنه آن از یک مالیخولیا و اندوهگینی متوسط تا ناامیدی شدید در نوسان است گزارش شده است. این نوع غمزدگی ممکن است توسط فرد به صورت نومیدی شدید، تنهایی یا دلگیری توصیف شود .
افرادی که افسردگی ملایم یا متوسط دارند ممکن است از طریق سردادن گریه آن را بروز دهند، اما افرادی که دچار افسردگی شدید هستند اغلب اظهار می دارند دوست دارند گریه کنند، اما نمی توانند .
در اغلب موارد افسردگی به کاهش انگیزه همراه است .انرژی فرد کاهش یافته و فرد بدون انجام دادن کار همواره احساس خستگی و فرسودگی می کند. فرد افسرده احساس گناه دارد و فکر می کند موجود بی ارزشی هستند و نسبت به توانمندی و استعداد و قابلیت های خویش بی اعتنا است و آنها را دست کم می گیرد .
از نگاه پیران افسرده، زندگی آنان بر اساس تفکری که به آن دچار شده اند حاصل و ثمری در بر نداشته است . کاهش انگیزه و بی تفاوتی را در اغلب افراد مبتلا به اختلال افسردگی به ویژه پیران می توان مشاهده نمود .
افسردگی در دوران پیری در زنان حدود چهل سالگی و در مردان حدود پنجاه سالگی بروز می کند، در ضمن این افراد ممکن است سابقه افسردگی قبلی نداشته باشند تا این اواخر پژوهشگران بر این باور بودند که تغییرات جسمانی که در موقع

یائسگی در زنان بروز می دهد علت اصلی ایجاد این نوع از افسردگی است. اما مطالعات و مشاهدات کلینیکی انجام شده نشان داد که تغییرات متابولیسم بدن تنها دلیل و یاحتی مهم ترین علت بروز افسردگی دوران سالمندی نیست و سن چهل سالگی به بعد دورانی است که همه افراد دچار مسایل و مشکلاتی می شوند، اما برخی از افراد به دلایل متعدد و گوناگون توان مقابله با مشکلات زندگی و سازگاری با آن را از دست میدهند .برخی از زنان و مردان در سنین بالا ممکن است احساس کنند که قوای آنان تحلیل رفته و به فردی بی مصرف تبدیل شده اند، به اصطلاح تاریخ مصرف آنان سپری شده و مورد نیاز نیستند بنابراین احساس پوچی نموده و خود را عاطل و باطل می پندارند.
اغلب افراد سالخورده توانایی انطباق با واقعیت های زندگی را دارند، اما برخی از آنها به دلایل متعدد قادر به تحمل واقعیت ها نبوده و خاطری افسرده پیدا می کنند و بدین ترتیب افسردگی آنان(به مصداق افسرده دل ، افسرده کند انجمنی را) موجب ایجاد مشکل در خانواده می شود
پس :
می توان با تشخیص زود هنگام و درمان اساسی از افسردگی در سالمندان از ایجاد هر گونه مشکل بین افراد سالخورده و نزدیکان آنان جلوگیری به عمل آورد.
بسیاری از سالمندان وقتی احساس افسردگی میکنند، به تنهائی با این احساس دست و پنجه نرم میکنند. ورود به دوران سالمندی امتیازات بسیاری با خود دارد؛ از قبیل خردمندی، صبوری و رضایت خاطر. اما همین دوران مسائل منفی هم به دنبال دارد، به ویژه آنکه با ضعیفتر شدن بدن، فرد قادر به انجام کارهایی که قبلاً انجام میداده، نخواهد بود. با این اوصاف شاید شیوع بیماری افسردگی در سالمندان تعجبآور نباشد.این مقاله بیماری افسردگی در سالمندان و راههای درمان و مواجهه مؤثر با آن را بررسی میکند.این تصور که افسردگی بخش جداییناپذیر دوران سالمندی است، تصوری نادرست است، اما با وجود این، بسیاری از سالمندان نگرانیهای خود را بروز نمیدهند و وقتی احساس افسردگی به آنان دست میدهد، بهتنهایی با این احساس دست و پنجه نرم میکنند.اگرچه راههای مؤثر برای درمان این بیماری وجود دارد اما به احتمال بسیار افراد سالمند خودکشی را تنها راه رهایی خود میدانند. اگر شما یا یکی از دوستان و بستگانتان دچار افسردگی شدهاید، هرچه زودتر از پزشک خود کمک بگیرید.
بیولوژی افسردگی
افراد سالمند به احتمال بسیار حوادث یا عوامل محیطی را مسئول افسردگی خود میدانند، در حالی که مرگ همسر یا دوستان و یا یک بیماری مزمن همگی عوامل مهمی هستند که در افسردگی آنان نقش دارند، عوامل طبیعی بیولوژیک علت بروز افسردگی هستند.مطالعه و بررسی تصویرهایی که از مغز گرفته شده نشان میدهد که در افسردگی، مدارهای مغز که مسئول تنظیم و کنترل حالات روحی، تفکر، خواب، اشتها و رفتار فرد هستند، بهخوبی از عهده انجام کامل این وظایف برنمیآیند. ترکیبات شیمیایی که سلولهای مغزی برای ایجاد ارتباط با یکدیگر استفاده میکنند از کنترل خارج میشوند و این امر هم در افراد سالمند و هم در جوانان یکسان اتفاق میافتد و همیشه هم امری است غیرطبیعی.
الگوهای خاص در سالمندان
افسردگی علل خاصی دارد که الگوهای معینی را در افراد سالمند نشان میدهند. مثلاً بسیاری از افراد پس از بازنشستگی از کار دچار افسردگی میشوند؛ یعنی هنگامی که میکوشند تا خود را با وضعیت جدید و جریان عادی زندگی جدید خود وفق دهند، دچار افسردگی میشوند. سپس این افسردگی در دهه بعد زندگی کمتر میشود تا اینکه در اواسط دهه 70 عمر عواملی نظیر بیماریهای مزمن، مرگ مکرر همسالان و دوستان و محدودیتهای حرکتی عامل افسردگی آنان میشود.نحوه بروز علائم افسردگی در سالمندان و جوانان متفاوت است. اضطراب و کند شدن جریان تفکر و فعالیت در سالمندان شایع است.علاوه بر این، سالمندان تمایل به داشتن علائم بیماریهای جسمانی دارند، اگرچه پاسخ به این موضوع که این علائم، افسردگی هستند یا فقط بخشی از علائم بیماریهایی هستند که با بالا رفتن سن بروز میکنند، مشکل است. سالمندان علاوه بر ابتلا به ضعفهای جسمی، احتمالاً بیشتر گرفتار بیماریهای سردرد، تپش قلب، کاهش میل جنسی، دردهای شکمی، دردهای کمری، تنفس کوتاه و یبوست میشوند، بیماریهای خیالی و توهمات نیز بسیار شایع است.همچنین اختلالات ذهنی در بیماران افسرده در سنین 18 – 88 سالگی رخ میدهد، اما جوانان از قوای ذهنی بیشتری برخوردارند و لذا این مسائل در سالمندان بیشتر دیده میشود. اما مهم، تفاوت قائل شدن میان تاثیرات افسردگی و بیماریهایی نظیر آلزایمر است.
بیماری و افسردگی
چندین بیماری وجود دارد که موجب افسردگی سالمندان میشوند، از جمله مشکلات قلبی، کمکاری تیروئید، کمبود ویتامین 12B، اسیدفولیک و بیماری سرطان.بسیاری از داروها نیز موجب شروع یا تشدید افسردگی میشوند، مانند بتابلوکرها، اما داروهایی که در درمان فشار خون استفاده میشوند مانند دیگوکسین و استروئیدها و داروهای مسکن نیز موجب حادتر شدن یا شروع افسردگی میشوند.افسردگی غالباً پس از سکته پیش میآید و درمان آن میتواند در بهبودبخشی به تواناییهای طبیعی بیمار نقش کلیدی داشته باشد.
درمان مؤثر
داروهای ضدافسردگی میتوانند در بازگرداندن تعادل به هدایتکنندههای عصبی مفید باشند. حمایتهای اجتماعی و رواندرمانی نیز در رفع بسیاری از عوامل افسردگی مؤثر هستند. مطالعات نشان میدهند که 80 درصد افراد مبتلا به افسردگی اگر تحت درمان مناسب دارویی و رواندرمانی و دیگر اقدامات درمانی قرار گیرند، بهبود مییابند.اما این بهبودی در سالمندان دیرتر از جوانان حاصل میشود و بهطور متوسط 12 هفته برای رسیدن به بهبود نسبی زمان لازم است و لذا باید صبور بود. تحقیقات نشان میدهند که استفاده همزمان از رواندرمانی و دارو درمانی در پیشگیری از بازگشت افسردگی بسیار مؤثر است.
سلامت کامل جسمی، روحی و رفاه اجتماعی باید در سالمندان وجود داشته تا وی احساس رضایتمندی کامل داشته باشد. همچنین با توجه به اینکه اکثر جوامع به سمت سالمندی حرکت میکنند نسبت به این موضوع باید آگاهیهای لازم وجود داشته باشد ما نباید سالمندی را بیماری و ناتوانی تلقی کنیم بلکه یک مرحله از چرخه زندگی است که به مسائل رشد مربوط میشود به نحوی که در بسیاری از موارد از دست رفتن تندی و چابکی، بهره هوشی و موقعیت اجتماعی است که فرد قدرت خودرا از دست میدهد البته برخی ازاین افراد سالمندان سالمی هستند و از نظر جسمی و روحی مشکل خاصی ندارند ولی بسیاری از سالمندان به دلیل بیماری خود را نمیتوانند منطبق کنند و دچار مشکل میشوند «خانوادهها باید آگاهی داشته باشند که روند پیری همراه با کاهش تدریجی تمام سیستمهای بدن و کاهش شناخت فرد همراه است به طوری که یک مطلب را چندین بار تکرار میکند البته کاهش فراموشی خفیف در بین سالمندان شایع است ولی بیماری مهمی تلقی نمیشود مگر اینکه این موضوع شدید و با علائم بیماری آلزایمر همراه باشد که بیشتر در سنین بالای ۶۵ سال در ۵ درصد افراد مشاهده میشود و به صورت شدیدتر در سن بالای ۸۰ سال این بیماری شدیدتر میشود۵ علت قطعی مرگ در سالمندان بیماری قلبی، سرطان، سکته مغزی، آلزایمر و عفونتهای ریوی است ولی در موارد دیگر فرد دچار از کار افتادگی میشود به نحوی که چندین سال میتواند زندگی کند مثل بیماری آرتروز، آرتریت، پروستات، آب مروارید، کاهش شنوایی و بینایی، توهم و... که خانوادهها باید از این موضوع آگاهی کاملی داشته باشنددر خصوص نقش ورزش در سلامت روح سالمندان سلامت جسم و روح دو جزء جدایی ناپذیر هستند و یکی از مواردی بوده که در پیشگیری و درمان بیماری روانی موثر است. همچنین در بررسیها مشخص شده است که اگر کسی ورزش منظمی داشته باشد با کاهش افسردگی و اضطراب مواجه میشود چرا که کاهش حافظه و آلزایمر مربوط به فشار خون، چربی و قند بالا است با ورزش مادهای به نام سروتونین ترشح میشود که باعث شادابی و افزایش روحیه در فرد شده که اگر این ماده در مغز کم باشد باعث افسردگی و اضطراب در افراد میشود. مقوله سالمندی در خانمها و آقایان به دلیل متفاوت بودن هورمونها متفاوت است در واقع طول عمر خانمها به دلیل هورمون محافظت کننده ۷ سال بیشتر از آقایان است و مشخص شده جنس مردعامل خطری برای بیماریهای قلبی و عروقی است.