X
تبلیغات
موبایل قسطی
 
کلینیک جامع آموزش پزشکی
                                                                 
آخرین مطالب
پیوندها
آمار وبلاگ
شبکه وبلاگی استان کردستان
جشنواره
دوشنبه 28 مهر‌ماه سال 1393 :: 01:25 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس

http://img.tebyan.net/ts/persian/blue/Parts/box-payameSalamat.jpg


به مناسبت هفته بهداشت روان http://www.irannaz.com/user_files/image/13/42.jpg

در علم پزشکی به انسانی سالم می‌گویند که هم از نظر جسمی و هم از نظر روح و روان سلامت باشد. با وجود اینکه کنترل انواع بیماری‌ها و درمان آنها از اهمیت بالایی برخوردار است، مراقبت از سلامت روان نیز به همان اندازه دارای اهمیت بوده و هرگونه مشکلی در این بخش از شخصیت آدمی نه‌تنها سلامت او را به خطر می‌اندازد بلکه جامعه و اطرافیان را نیز تهدید می‌کند. این موضوع تا جایی اهمیت دارد که 10 اکتبر هر سال به نام روز جهانی بهداشت روان نامگذاری شده است. روز 10 اکتبر هر سال میلادی (مطابق با 18 مهر ماه 1388) از طرف فدراسیون جهانی بهداشت روان (WFMH) به عنوان "روز جهانی بهداشت روان " نامگذاری شده است.این فدراسیون برای این روز در هر سال، یک شعار خاص را انتخاب می کند. در ایران هفته پایانی مهر ماه (24 تا 30 مهر) به نام "هفته بهداشت روان" نام گذاری شده است.
http://upload7.ir/images/45036838120844095389.jpg


بهداشت روان علمی است برای بهتر زیستن و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی را در بر می گیرد. سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روان را قابلیت ارتباط هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب تعریف کرده است.بهداشت روان، دانش و هنری است که به افراد کمک می‌کند تا با ایجاد روش هایی صحیح از لحاظ روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری نموده و راه حل های مطلوب‌تری را برای حل مشکلاتشان انتخاب نمایند. 

تعریف سازمان جهانی 
بهداشت روان، عبارتست از: قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران, تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی, عادلانه و مناسب. نتیجه آنکه مفهوم بهداشت روانی عبارت خواهد بود از تامین رشد و سلامت روانی فردی و اجتماعی، پیشگیری از ابتلاء به اختلال روانی, درمان مناسب و بازتوانی آن.

در حقیقت بهداشت روان را می توان یکی از قدیمی ترین موضوعات به شمار آورد. زیرا بیماری های روانی از زمان های قدیم وجود داشته بطوریکه بقراط در حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد عقیده داشته که بیماران روانی را مانند بیماری جسمی باید درمان کرد . تقریبا از سال ۱۹۳۰ (۱۳۰۹ هـ . ش ) یعنی بعد از تشکیل اولین کنگره بین المللی بهداشت روان بود که این رشته بصورت جزئی از علوم پزشکی درآمد و سازمان های روانپزشکی و مراکز پیشگیری در کشورهای مترقی یکی بعد از دیگری فعالیت خود را شروع کردند. 


بیماری های روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته و هیچ فردی، از هیچ طبقه اقتصادی ـ اجتماعی خاصی، در مقابل آن ها مصونیت نداشته و خطری است که بشر را مرتبا تهدید می‌کند. خوشبختانه نهضت بهداشت روانی در نیم قرن اخیر، افکار غلط و خرافات در مورد این بیماری ها را کنار گذاشته و نشان داده که اوّلا بیماری های روانی، قابل پیشگیری بوده و ثانیا در صورتی‌که مانند سایر بیماری ها به موقع تشخیص داده و تحت درمان قرار گیرند به همان نسبت از مزمن شدن و عوارض آن ها کاسته خواهد شد. در راستای همین ایده, بهداشت روانی که جزئی از بهداشت عمومی محسوب می شود به پیگیری موارد زیر می پردازد:

- افزایش سطح بهداشت روانی از طریق ارتقاء آگاهی های جامعه در مورد بیماری های روانی

-شناسایی و تشخیص زودرس اختلالات روانی و درمان آن ها

-پیشگیری از عوارض و عود بیماری و توانبخشی بیماران

-پیشگیری از بروز بیماری های روانی از طریق پیشگیری و درمان بیماری های جسمی

ویژگی افرادی که از نظر روانی سالم هستند:

* احساس آرامش، امنیت و کفایت می کنند.

* توانایی های خود را در حد واقعی، ارزیابی می‌کنند، نه بیشتر و نه کمتر.

* به خود احترام می‌گذارند (Self- respect) و کمبودهای خود را می‌پذیرند.

* به حقوق دیگران احترام می‌گذارند.

* می‌توانند به دیگران علاقمند شوند و آن ها را دوست بدارند. می‌توانند احترام و دوستی دیگران را جلب کنند.

* می‌توانند نیازهای زندگی خود را برآورده سازند و برای سختی های زندگی خود، راه حلی پیدا می کنند.

* قادرند مسئولیت های روزمره ی خود را با انتخاب اهداف معقول پیش ببرند.

* طوری تحت تاثیر عواطف، ترس، خشم، عشق یا گناه خود قرار نمی‌گیرند که زندگی شان آشفته شود.
نشانه هایی که درباره به خطر افتادن سلامت روان هشدار می دهند:
بیماری روانی

- احساس نگرانی و غمگینی و ترس دائمی و بدون دلیل

- از دست دادن سریع تعادل روانی

- بی خوابی های مکرر

- افسردگی و سرخوشی متناوب و به صورت ناتوان کننده

- بی‌علاقگی و تنفر دائمی نسبت به مردم

- آشفتگی زندگی

- عدم تحمل دائمی فرزندان

- همواره خشمگین شدن و بعد دچار پشیمانی گشتن

- دائما حق را به خود دادن و دیگران را ناحق شمردن

- احساس درد و شکایت های بی‌شمار بدنی که علتی برای آن پیدا نمی شود

اگر شخصی وجود یکی از علائم فوق را در خود قطعی بداند، باید به روانشناس مراجعه کند.

افراد آسیب پذیر از نظر سلامت روان:

بیماران و معلولین روانی، عقب ماندگان ذهنی، بیماران صرعی، سالمندان، معتادان، بیکاران، فقیران، کودکان و نوجوانان، زنان باردار، افراد طلاق گرفته و داغدیده، افراد بی سرپرست، زندانیان و مهاجران.

قشر آسیب پذیر در الویت درمان قرار دارند.

انواع بیماری های روانی:

1- بیماری های عمده یا روان پریشی (Psychosis)

الف) روان گسیختگی (schizophrenia): شکاف شخصیت و عدم احساس واقعیت

ب) افسردگی ـ سرخوشی (Manic- depressive): افسردگی ژرف و هیجان شدید نوسان دار

ج) سوء ظن شدید و هذیان (paranoia): سوء ظن بی دلیل به همه چیز در چارچوب توهم

2- بیماری های غیر عمده

الف) روان نژندی یا نِوروز: از دست دادن توانایی واکنش مطلوب و هنجار در برابر موقعیت های گوناگون زندگی

ب) اختلالات شخصیتی: ناشی از تجربیات ناگوارو بد دوران کودکی
عوامل موثر در بروز بیماری های روانی:

بیماری های جسمی: آترواسکلروز عروق مغزی، سرطان ها، بیماری های متابولیک، برخی بیماری های اعصاب، بیماری های غدد درون‌ریز، صرع و ... .

وراثت: کودکی که پدر و مادرش هر دو روان گسیخته اند، احتمال ابتلای او به روان گسیختگی، 40 برابر بیشتر از کودکان دارای پدر و مادر سالم است.

عوامل اجتماعی: نگرانی ها، تنش های عاطفی، ازدواج های اجباری، گسیختگی خانواده، فقر، شهرنشینی، صنعتی شدن جامعه، مهاجرت، عدم امنیت اقتصادی، طرد شدن، از یاد رفتن، ظلم و ... .

عوامل محیطی:

- سمومی مثل جیوه، دی‌اکسید کربن، منگنز، قلع، ترکیبات سرب

- داروهایی نظیر باربیتورات ها، گریزوفولوین، الکل

- کمبودهای تغذیه ای مثل کمبود ویتامین B6 و ید

- عفونت ها مثل سرخک، سرخجه و عفونت های هنگام زایمان که بر تکامل مغزی جنین و کودک تاثیر دارند.

- پرتوتابی (مثل عکسبرداری اشعه x) در هنگام تکامل عصبی جنین

حوادث و تصادفات: اعم از حوادث و بلایای طبیعی (مثل زلزله) یا ساخت دست بشر (مثل تصادف رانندگی)

مذهب: افراد مذهبی و مومن کمتر به بیماری های روانی مبتلا می شوند و نیز بهتر به درمان ها پاسخ می گویند.
http://www.salamatnews.com/thumb/580/222/uploads/image_13930719409156.jpg

 از آنجا که بهداشت روان از جنبه‌های متفاوتی برخوردار است، به دلیل تمرکز بیشتر روی آن، هر سال به یک موضوع اختصاص می‌یابد و از این طریق سیاست‌ها در جهت بالا بردن سطح آگاهی و هوشمندی دنیا نسبت به آن مساله خاص مطرح می‌شوند. در همین راستا، 10 اکتبر امسال به «زندگی با شیزوفرنی» اختصاص یافته است.شیزوفرنی به‌عنوان یکی از جدی‌ترین مشکلات روانی در کل دنیا، باید بیش از پیش مورد توجه سازمان‌ها و متخصصان این امر قرار گیرد. آمارها حکایت از آن دارد که حدود 26 میلیون نفر از مردم جهان به شیزوفرنی مبتلا هستند. متخصصان بر این باورند که این اختلال روانی تا حد قابل توجهی قابل درمان است ولی بیش از 50 درصد مبتلایان به دلیل ناآگاهی از این امر، یا به سراغ درمان آن نمی‌روند یا اینکه به درمان‌های مناسب دسترسی ندارند.تمرکز روز جهانی بهداشت سلامت امسال روی مساله زندگی با شیزوفرنی بوده و این بهانه‌ای است تا از این طریق آگاهی خانواده‌ها و دوستان افراد مبتلا به این بیماری، پزشکان و سایر افراد جامعه افزایش یابد.

محققان معتقدند مبتلایان به شیزوفرنی نیز می‌توانند مانند سایر بیماران از بهترین روش‌های درمانی و مراقبتی بهره‌مند شده و از حمایت‌های مدیریتی برای مقابله با بیماری خود بهره‌مند شوند. شیزوفرنی نوعی اختلال روانی است که فکر، احساس و عمل بیمار را مختل کرده و در واقع تشخیص بین واقعیت و خیال را برای آنها دشوار می‌کند.ازجمله برخی علائم این بیماری می‌توان به اختلال خواب، اختلال در اشتها، رفتارهای غیرمعمول مشخص و احساسات غیرواقعی اشاره کرد. مبتلایان به شیزوفرنی غالبا در ارتباط با اطرافیان خود دچار مشکل هستند و از اتفاقات بیرونی معمول زندگی تعبیر نادرستی دارند.آنها در بیشتر واقع به دنبال درمان علائم مرتبط مانند اضطراب، افسردگی و سایر اثرات ناخوشایند روحی هستند. در واقع، نقص‌ موجود در الگوهای اجتماعی و روابط بین فردی از جمله ویژگی‌های مبتلایان به این بیماری محسوب می‌شود که با رنج‌های مزمن همراه است.
http://www.allwebs.ir/Content/UserFiles/Images/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%B2%D9%88%D9%81%D8%B1%D9%86%DB%8C-1.jpg


علل افزایش شیوع بیماری های روانی
-بیماری های روانی مانند بیماری های جسمی کشنده نیستند و در نتیجه, مبتلایان به این نوع بیماری ها روی هم انباشته می شوند و احتیاج بیشتری جهت درمان سرپائی, بستری شدن و تخت بیمارستانی پیدا می‌کنند.

-عدم درک از نحوه شروع و طولانی مدت بودن بیماری در نتیجه عدم اطلاع از بیماری, درمان به موقع انجام نمی‌شود که همین امر باعث مزمن شدن بیماری گشته و بیماری غیرقابل علاج می‌گردد

-عدم برنامه صحیح و اطلاع کافی از روش های پیشگیری و درمانی که خود باعث انباشته شدن و ازدیاد این نوع بیماران می‌گردد

-برحسب برآورد سازمان جهانی بهداشت امروزه 25% مردم جهان دچار یکی از انواع اختلالات روانی ـ عصبی ـ رفتاری هستند. (به جز اعتیاد به مواد مخدر, الکل و سایر موارد).

ناتوانی و از کارافتادگی (disability) ناشی از بیماری های روانی، اغلب شدید و طولانی است و بار سنگینی بر بیمار, خانواده و جامعه تحمیل می‌کند. بطور کلی 6/10% بار کلی بیماری ها (Global Burden of Diseases) مربوط به بیماری های روانی است و با محاسبه سال های تقریبی ناتوانی در طول عمر (Disability Adjusted life years: Daly) این رقم به 28%  افزایش می‌یابد.

پیشگیری از بیماری های روانی1-پیشگیری اوّلیه (سطح اوّل)

پیشگیری اوّلیه عبارت است از کلیه اقداماتی که منجر به جلوگیری از بروز بیماری می‌شود، مثل واکسیناسیون در طب عمومی، پیشگیری اوّلیه در روانپزشکی به دلیل چند عاملی بودن اتیولوژی بیماری ها به سادگی امکان پذیر نیست و لذا هدف اصلی پیشگیری در این سطح، مقاوم نمودن افراد جامعه و بویژه اقشار آسیب پذیر در برابر اختلالات روانی از طریق مهار و کنترل ناهنجاری های ژنتیکی، وراثتی، محیطی و خانوادگی است. در حالیکه کلیّه افراد جامعه گروه هدف را تشکیل می دهند.، اهداف زیر بطور اختصاصی در این مرحله دنبال خواهد شد :

1 ـ تاثیر شرایط محیطی و آلودگی های زیست محیطی، شرایط اجتماعی و اقتصادی بر سلامت روان

2 ـ نقش عوامل ژنتیکی در بروز اختلالات روانی

3 ـ پی آمد های اجتماعی ازدواج های خویشاوندی، زودرس و ازدواج با افراد حامل و ناقل ژن معیوب

4 ـ ارتباط بین وضعیت روانی، در دوران بارداری و سلامت روان کودک پس از تولد

5 ـ نیازهای انسانی در مراحل مختلف رشد ازجمله طفولیت، کودکی، نوباوگی، نوجوانی، میانسالی و سالمندی

6 ـ نقش اولیاء و محیط خانواده در سلامت روان کودکان و نوجوانان

7 ـ نحوه رویارویی با عوامل اضطراب انگیز محیطی و اجتماعی

اهداف فوق از راه های زیر قابل حصول است :

1- انجام تحقیقات سبب شناسی به منظور کشف نقش عوامل ژنتیکی، محیطی و خانوادگی در تخریب سلامت روانی افراد در جامعه

2 ـ همکاری بین تخصصی با متخصصین رشته های مختلف و همکاری بین بخشی با ارگان های ذیربط

3 ـ آموزش همگانی بهداشت روانی کلیه اقشار

4 ـ همکاری مستمر با رهبران مذهبی و سیاسی مردم

5 ـ مشاوره های خانوادگی و فردی و گروهی

6 ـ جلب همکاری و تشویق افراد جامعه در بهره برداری مطلوب از خدمات بهداشت روان

براساس مطالعات انجام شده در دانش آموزان مشخص شده است که مذهبی بودن دانش آموزان و خانواده های آنان رابطة معکوس و معنی داری با بروز افسردگی دارد و بنابراین توجّه به عقاید معنوی و باورهای مذهبی و التزام به احکام دینی در فضای فرهنگی جامعه و خانواده ها نقش اساسی در پیشگیری اوّلیه افسردگی و به دنبال آن تامین سلامت روانی دارد و به طور قطع یکی از سازوکارهای این پدیده جملة روح افزای دل آرام گیرد به یاد خدای، مُلهَم از آیه شریفه قرآن “ اَلا بِذِکرِاللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب ”، می‌باشد.

2ـ پیشگیری ثانویه (سطح دوّم)

هدف اصلی در این مقطع جلوگیری از عوارض اختلالات روانی در افراد جامعه با تشخیص به موقع، درمان مناسب و زودرس و پیگیری منظم می‌باشد.

انتظار می رود اهداف زیر در این سطح پیشگیری برآورده شود :

1 ـ بیماریابی به منظور تشخیص سریع و به موقع علایم غیرعادی و یا رفتارهای نامتعادل در افراد

2 ـ درمان فوری، زودرس و کامل، جهت رفع علایم سبک اختلالات در بین افراد شناسایی شده

3 ـ درمان نگهدارنده به منظور پیشگیری از بازگشت عوارض اختلالات تا حصول کامل بهبودی در بین افراد آسیب دیده جامعه

4 ـ پیشگیری از بروز علایم شدید در بین افراد مبتلا و ایجاد سازگاری بین آنها و خانواده

5- جلوگیری از بالارفتن میزان عود و دفعات بستری

6- ارائه خدمات مراقبت.

اهداف فوق از طریق زیر قابل حصول می باشد :

1 ـ آموزش چهره به چهره افراد جامعه در خصوص نقش پیگیری به خصوص پیگیری الزامی در موارد سایکوز و صرع

2 ـ شناسایی افراد در مدارس، خانواده ها و محل کار آن ها جهت تشخیص و درمانی به موقع

3 ـ ارائه خدمات درمانی مناسب و به موقع از طریق فراهم آوردن امکانات و شرایط لازم (اورژانی، سرپائی و بستری)

4 ـ همکاری بین تخصص های مختلف بهداشتی درمانی

5 ـ آموزش های لازم در جهت حذف باورهای غلط و تعصبات نادرست مردم و اصلاح نگرش، دانش، و مهارت آنها در خصوص تفسیر و تعبیر اختلالات روانی، انتخاب درمان و نحوه برخورد با بیماران روانی، در خانواده، مدرسه، محل کار و اجتماع.

3 ـ پیشگیری ثالثیه (سطح سوّم)

هدف اصلی، پیشگیری از تداوم اختلالات روانی مزمن در بین مبتلایان و کاهش ناتوانی های فردی، اجتماعی، شغلی و خانوادگی ناشی از آن می‌باشد. برای دستیابی به این هدف رعایت موارد زیر الزامی است :

1 ـ شناسایی مبتلایان به اختلالات روانی مزمن

2 ـ حمایت از مبتلایان شناخته شده به منظور جلوگیری از عوارض احتمالی ناشی از اختلال، مانند خودکشی، اعتیاد، فرار از منزل، فحشاء و سایر انحرافات اجتماعی، با درگیر ساختن خانواده ها و سایر مراجع ذیربط

3 ـ اقدامات عملی برای بازتوانی مبتلایان از طریق کاریابی، حمایت مالی و اشتغال در مراکز نیمه وقت

4 ـ  ارائه خدمات مراقبت

5 ـ تاسیس واحد های نوتوانی در بخش های روانپزشکی

6 ـ آموزش خانواده ها در نحوه برخورد با بیماران خود و مسئولیت پذیری آنها نسبت به بیماران.

 
 
  
بهداشت روان وباورهای اجتماعی
 
بهداشت روان وجامعه سالم
 
 
 
بهداشت روان و رسانه
 
بهداشت روان وسلامت خانواده
 
       
 
 
بهداشت روان و پزشک خانواده
 
بهداشت روان درمحیط های آموزشی
 
 
 
بهداشت روان در جمهوری اسلامی
    
بهداشت روان درگروه های خاص  


منابع:

1 ـ طرح کشوری بهداشت روانی 1367، اداره کل مبارزه با بیماری ها، وزارت بهداشت، درمان آموزش پزشکی

2 ـ بحثی کوتاه در باره اولویّت های بهداشت روانی در جمهوری اسلامی ایران، فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران، گروه علوم بهداشتی و تغذیه

 3 ـ سیمای سلامت روان در جمهوری اسلامی ایران، 1380، دکتر نوربالا و همکاران

 4 ـ طرح بهداشت روان مناطق شهری، تهیه شده توسط گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی  اصفهان

 5 ـ کتاب بهداشت روانی، دکتر بهروز میلانی فر، 1370،نشر قومس، تهران

 6 ـ گزارش اوّلین کارگاه برنامه ریزی تجدید نظر برنامه ملّی بهداشت روان، 1378، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها

7 ـ گزارش کارگاه برنامه ریزی پیشگیری اوّلیه در بهداشت روان، 1376، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها 

8 ـ گزارش دوّمین کارگاه برنامه ریزی پیشگیری اوّلیه در بهداشت روان، 1378، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها






دوشنبه 18 شهریور‌ماه سال 1392 :: 12:37 ب.ظ ::  نویسنده : کارشناس
مصرف دخانیات به عنوان یک مشکل بهداشت عمومی درسطح جهان مطرح می باشد، همچنین می تواند موجب کاهش امید به زندگی ، افزایش هزینه درمانی، کاهش خلاقیت در ابعاد زندگی فردی شود. بیش از پنج میلیون نفر در سال در دنیا در اثر استعمال دخانیات جان خود را از دست می دهند که اغلب این موارد در کشورهای با درآمد پایین و متوسط است و پیش بینی ها بیانگر این نکته است که چنانچه این روند ادامه یابد، تعداد مرگ و میر ناشی از استعمال دخانیات تا سال 2030 به حدود 8 میلیون نفر در سال افزایش خواهد یافت.نتایج تحقیقات نشان می دهد که هر نخ سیگار هشت دقیقه از عمر انسان را کاهش می دهد و در هر شش ثانیه یک نفر در جهان در اثر استعمال دخانیات جان خود را از دست می دهد.افرادی که روزانه کمتر از پنج نخ سیگار می کشند به عنوان معتادان به مصرف نیکوتین به شمار نمی آیند.

معتادان نیکوتین به طور متوسط روزانه بین هشت تا 10 نخ سیگار مصرف می کنند ولی در بین آنها افرادی نیز هستند که بین 40 تا 80 نخ سیگار در طول روز استفاده می کنند.سالانه 10 هزار میلیارد تومان برای خرید سیگار و درمان بیماری های ناشی از آن در ایران هزینه می شود.بر اساس آمار حاصل از تعداد افراد سیگاری، میزان مصرف روزانه سیگار آنها و قیمت فعلی سیگار،سالانه دو برابر هزینه خرید سیگار در کشور صرف درمان بیماری های ناشی از مصرف این ماده دخانی می شود.طبق یک آمار حدود 20 میلیون نفر در کشور سیگار می کشند که از این تعداد بین 8.5 تا 10 میلیون نفر به عنوان افراد معتاد به مصرف نیکوتین شناخته شده اند.بسیاری از جهش‌ها و رخدادهای اجتماعی و سیاسی در چند قرن اخیر را به وجود آورده‌ایم اما در نگهداری، حفاظت و ادامه آن ‌مشکل داشته‌ایم. در بحث مبارزه با دخانیات چندین بار مقام اول را در جهان دریافت کرده‌ایم، پیشگام هستیم اما با وجود اینکه حرکت را آغاز کرده‌ایم و الگو می‌شویم اما در جا می‌زنیم و عقب‌گرد داریم.هم اکنون کشورهای عربستان و مصر در بحث کنترل دخانیات از ما جلو زده‌اند.طبق قانون،استعمال دخانیات در اماکن عمومی ممنوع است، آیا مطب دکتر اماکن عمومی نیست یا قهوه‌خانه و تاکسی محل عمومی حساب نمی‌شود که به راحتی سیگار و قلیان مصرف می شود؟

پدیده سیگار کشیدن در بین نوجوانان و جوانان یکی از مشکلات بزرگ در بسیاری از جوامع امروزی است. بسیاری از کار‌شناسان، سیگار کشیدن را آغاز راهی می‌دانند که در انتها باعث اعتیاد جوانان به مواد مخدر می‌شود.دوستان ناباب واژه آشنا در بررسی آسیب های اجتماعی است.در حقیقت باید اعتراف کرد که این یک حقیقت است و دوستان افراد نوجوان در شکل گیری شخصیت و رفتار آن‌ها بسیار مهم هستند. نکته مهم در اینجا این است که زمانی که فرد نوجوان در یک گروه همسال قرار می‌گیرد سعی در تقلید از رفتار سایرین می‌کند و در صورتی که یک یا چند فرد سیگاری در این گروه حضور داشته باشند احتمال آلوده شدن فرد بالا است.

بسیاری از نوجوانان در جامعه امروزی استفاده از دخانیات را نشان ویژه ای برای آزادی خود می دانند به ویژه زمانی که رفتار آنها توسط عده ای به ویژه هم سالان تحسین می شود.تاثیر گروه هم سن و سال در دوران نوجوانی به حداکثر میزان خود می رسد و هم سالان نقش پررنگی در تصمیمات آنها در خصوص چگونگی انجام این عادت دارند همچنین نوجوان ممکن است در خانه هایی زندگی کنند که والدینشان سیگار می کشند،در چنین محیطی اگر پدر و مادر یک نوجوان، سیگاری باشد احتمال اینکه او نیز سیگاری شود بیشتر دیده شده و زمانی که یک خواهر یا برادر سیگاری نیز داشته باشد این احتمال چندین برابر می شود.در بسیاری از اوقات استعمال دخانیات و سوء مصرف مواد مخدر و سایر رفتارهای مخاطره آمیز،اغلب بدان جهت توسط نوجوانان مورد توجه قرارمی گیرد که می خواهند استفاده از آنها را به عنوان نمادی برای رسیدن به دوران بزرگ سالی جلوه دهند.

نهادهای متولی باید نسبت به برخورد قانونی با فروش سیگار به افراد کمتر از 18 سال اقدام کنند.رسانه‌ها نیز در بیان زیاندهی‌های این رفتار نابهنجار تلاش چشمگیری نداشته و صدا و سیما باید در این زمینه با آموزش جوانان و خانواده‌ها، زیان‌های ناشی از مصرف سیگار را به آنها انتقال دهدنوع فرهنگ حاکم بر یک خانواده، شهر و جامعه در این مسئله بسیار مهم است. برای نمونه در جوامعی که ورزش کردن و تحرک داشتن به عنوان یک ارزش کلی مطرح باشد شما شاهد تعداد کمتری از افراد سیگاری هستید. اما در صورتی که در خانواده و یا محل زندگی شخص فرهنگ غالب بر استفاده از مواد دخانی باشد مطمئنا احتمال سیگاری شدن افراد بسیار بالا‌تر است. البته نباید از تاثیر رسانه ها و الگوهای رسانه ای غافل شد.تاثیر رسانه‌های جمعی بر تربیت و رفتار افراد مختلف در جامعه غیر قابل انکار است.

 امروزه بسیاری از ستاره‌های دنیا هنر و موسیقی و یا حتی تعدادی از ورزشکاران دخانیات مصرف می‌کنند. این مسئله می‌تواند در جذب بسیاری از نوجوانان و جوانان به سمت سیگار موثر باشد. مهمترین راه پیشگیری از این مشکل، شناخت علل گرایش به استعمال سیگار و در نهایت ارتقاء میزان آگاهی و نگرش مردم بویژه قشر نوجوان و جوان آسیب پذیر جامعه در مورد مضرات مصرف سیگار است.هرچند شیوع کلی مصرف مداوم سیگار نسبت به مطالعات دیگر نقاط کشور کمتر است ولی تجربه مصرف سیگار نسبتاً بالا است،بنابراین ضمن آنکه میزان آگاهی دانش آموزان از مضرات سیگار در حد مناسب نیست و با توجه به اینکه افراد سیگاری سطح آگاهی کمتری از مضرات سیگار دارند لذا افزایش سطح آگاهی دانش آموزان در جهت کاهش گرایش به سیگار و بهبود عملکرد مؤثر است. باید برنامه های آموزشی و تشویق به ترک در سطح محلی و کشوری انجام شود تا بتوان با ارائه مداخلات آموزشی مناسب در جهت پیشگیری از این معضل مهم بهداشتی در کشور گام های مهمی برداشت.باید در برنامه های تولیدی رسانه ها از جمله فیلم و سریال چنان قبح مصرف دخانیات برجسته گردد که جوانان به راحتی نتوانند از آن استفاده کنند و همواره شرم و خجالتی نسبت به مصرف آن داشته باشند.در رسانه‌هایی همچون رادیو و تلویزیون کارهایی در خصوص منع ترویج دخانیات صورت گرفته،اما اقدامات صورت گرفته ناکافی است.در این موازنه طرف مقابل یعنی کمپانی‌ها و شرکت هایی که از تولید و فروش دخانیات سود می‌برند تبلیغات بسیار گسترده‌تری دارند و نتایج نشان می دهد کفه ترازو به نفع آنها سنگین شده است.

نبود قبح اجتماعی سیگار در جامعه یک عامل افزایش مصرف سیگار است.متاسفانه مصرف سیگار در جامعه قبح لازم را نداشته و از طرف دیگر به راحتی در دسترس می‌باشد و تبلیغاتی هم که توسط کمپانی های آن صورت می گیرد جذابیت ظاهری به این محصول داده که جوانان و نوجوانان را به سمت خود می کشاند.در فیلم و سریال‌ها به شکل زنده و با تجسم عینی و واقعی مصرف و یا منع منصرف دخانیات ترویج داده می شود، به گونه ای که اگر بازیگر نقش اول فیلم سیگاری را بکشد، کشیدن سیگار توسط او می تواند تبلیغاتی را که در خصوص منع مصرف دخانیات در بسیاری از کتاب ها و نشریات به چاپ رسیده خنثی کند.متاسفانه در حال حاضر در فیلم ها و سریال های امروزی به خوبی به بحث مضرات دخانیات پرداخته نشده و قبح آن نیز اصلا نشان داده نمی شود.درفیلم ها و سریال ها با توجه به نقش تاثیرگذار آنها بر روی جوانان باید کشیدن سیگار به یک شخصیت منفی در فیلم واگذار شود.اگر اطرافیان شخصیت اول فیلم نیز دخانیات مصرف کنند و در فیلم واکنش منفی نسبت به این امر نشان داده نشود باز هم تاثیرگذاری خود را در ترویج دخانیات خواهد داشت. لذا ضروری است که در فیلم ها واکنش های منفی نسبت به مصرف دخانیات توسط بازیگران فیلم و سریال نشان داده شود".

بر اساس مباحث مطرح شده در حوزه روان درمانی و رفتار درمانی افراد سیگاری، لازم است به معرفی جایگزین هایی برای سیگار به این دسته از افراد توجه شود.از این طریق می توان سیکل معیوب مصرف مداوم و عادتی سیگار را شناسایی و با ارائه راهکاری جایگزین های مناسبی به آنها معرفی کرد. افزایش مصرف آب روزانه، انجام 20 تا 30 دقیقه ورزش و نرمش و به طور کلی تغییر سبک زندگی می تواند در این مسیر بسیارکمک کننده باشد.همچنین به تازگی روش های نوینی مانند رایحه درمانی و موسیقی درمانی برای ترک دادن افراد سیگاری در ایران (در بین 40 نفر به عنوان گروه شاهد) و استرالیا مورد بررسی قرار گرفته و نتایج آن مثبت گزارش شده است.

 بنابراین می توان از اینگونه روش ها نیز برای همراهی کردن با افراد سیگاری در ترک سیگار استفاده کرد.تولید سیگار در کشور باید تابع برنامه راهبردی شود، ما یکی از کشورهایی بودیم که دخانیات در انحصار دولت بود اما متأسفانه آن را خصوصی‌سازی کردند. دخانیات یک صنعت است و هدف آن تولید، برطرف کردن نیاز و سودآوری است بنابراین زمانی که از انحصار دولت خارج شود سلامت دیگر حرف اول را نخواهد زد.باید بر مصرف کننده سخت بگیریم و هر فردی در هر جا نتواند سیگار مصرف کند. استعمال دخانیات در اماکن عمومی ممنوع است و این شامل مطب، مدرسه، آموزشگاه، تفریحگاه، رستوران و قهوه‌خانه می‌شود. اگر مصرف را سخت بگیریم این یک عامل بازدارنده می‌شود و افراد نمی‌توانند به راحتی دخانیات مصرف کنند.






سه‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1392 :: 11:45 ب.ظ ::  نویسنده : کارشناس


ترامادول یک داروی ضد درد است. که با نام های مختلفی از جمله بایومادول در داروخانه ها عرضه می شود. از ترامادول برای تسکین درد های متوسط تا شدید استفاده می شود. با اینکه تاکنون مکانیسم اثر ترامادول دقیقا مشخص نشده است ولی این دارو مانند مورفین عمل می کند. ترامادول مانند مورفین در مغز به گیرنده های اپیوئیدی متصل شده، باعث ایجاد تسکین می گردد. این دارو بصورت آمپول، قرص یا کپسول های 50 و 100 میلیگرمی در بازار دارویی کشور وجود دارد و در داروخانه ها عرضه می شود. بالاترین دوز روزانه آن 400 میلیگرم است. خوردنش با غذا یا بدون غذا تاثیری در میزان جذب آن ندارد.

تداخلات داروییداروهایی مانند کاربامازپین و کینیدین مانع از خنثی شدن ترامادول در بدن شده، غلظت آنرا در خون بالا می برند! استفاده همزمان ترامادول با داروهای مهار کننده مونوآمینواکسیداز و مهارکننده انتخابی گیرنده های سروتونین مانند فلوکستین منجر به عوارض جانبی شدیدی از جمله تشنج می شود. این دارو در صورتیکه با الکل، داروهای بیهوشی، مواد مخدر، داروهای آرام بخش یا خواب آور استفاده شود خطر ایست تنفسی را به شدت افزایش می دهد.سالم بودن آن برای زنان حامله یا در مرحله شیردهی هنوز ثابت نشده است.عوارض جانبی آن عبارتند از:  تهوع، یبوست، سردرد، خواب آلودگی، خارش، اسهال، خشکی دهان، بثورات جلدی، اختلالات بینایی، سرگیجه واقعی، تشنج

و اما ارتباط ترامادول با اعتیاد و سوء مصرف مواد....

این دارو از بدو ورودش به بازار دارویی کشور مورد توجه بیماران معتاد به مواد مخدر قرار گرفت. و آوازه آن تا جایی پیش رفته است که متاسفانه گروه ها و خواننده های رپی وجود دارند که نام ترامادول را برای خود انتخاب کرده اند!تجربه نویسنده در زمینه مدیریت سایت های مشاوره درمان اعتیاد ، نشان می دهد که نام ترامادول بعد از کراک دومین نامی است که کاربران اینترنت با جستجوی آن به چنین سایت هایی راه پیدا می کنند. و سئوالی که همیشه چنین کاربرانی مطرح می کنند اینست که:

 آیا ترامادول باعث اعتیاد به مواد مخدر می شود؟

 آیا ترامادول  داروی مناسبی برای ترک اعتیاد است؟

آیا ترامادول باعث ایجاد تشنج می شود؟

در پاسخ به این سئوالات باید بگوییم که: با توجه به اینکه مکانیسم کنترل درد در ترامادول مشابه مورفین است. مصرف مداوم آن منجر به وابستگی فیزیکی و روانی مشابه اعتیاد به مواد مخدر می شود. و مصرف طولانی مدت ترامادول منجر به اعتیاد به آن شده و درمانی کاملا مشابه با درمان سوء مصرف مواد مخدری چون تریاک، کراک و هروئین دارد! باز هم تجربه نویسنده نشان می دهد که: بیمارانی که در مراکز بستری جهت ترک ترامادول بستری می شوند علایم خماری یا ترک غیر قابل تحمل تری نسبت به سایر بیماران وابسته به مواد مخدر از خود نشان می دهند!

 از جمله علایم ترک ترامادول عبارتند از: عصبانیت، تعریق، بی خوابی، تهوع، اسهال، لرزش اندام ها و توهم معتادان به مواد مخدر در مواردی که امکان تهیه یا استفاده از مواد مخدر را ندارند از این دارو جهت جایگزین کردن مواد مخدر استفاده می کنند. عده ای نیز به غلط آنرا برای ترک اعتیاد مورد استفاده قرار می دهند!

در حقیقت تعداد کسانیکه بواسطه مصرف ترامادول وارد وادی اعتیاد شده اند کمتر از کسانی است که این دارو را  جهت جایگزینی مواد مورد استفاده قرار می دهند. اینها معمولا کسانی هستند که به خاطر درد، ترامادول را طولانی مدت مصرف کرده اند و از عواقب اعتیاد به آن غافل مانده اند!

پس اگر شخصی به کلینیک مراجعه کند و بگوید که اعتیادش را با ترامادول شروع کرده و در ابتدا از آن برای نئشه بازی و سرخوشی استفاده کرده است کمی غیر معمول می نماید! همچنانکه گفته شد افراد وابسته به ترامادول بیشتر مصرف کنندگان مواد مخدری هستند که جهت جلوگیری از علایم ناخوشایند ترک یا خماری از این دارو به عنوان جایگزین استفاده می کنند.

بر اساس مقالات معتبر پزشکی ترامادول در دوز 200 تا 400 میلیگرم می تواند علایم ترک مواد مخدر را از بین ببرد و تجویز آن به مقدار کمتر از این دوز فرقی با تجویز دارونما در کنترل علایم ترک ندارد!

شخصی که از این دارو جهت ترک اعتیاد استفاده می کند وقتی دوز دارو را به کمتر از 200 میلیگرم برساند علایم ترک مواد مخدر را از خود نشان خواهد داد  و دوباره به مصرف ترامادول یا مواد مخدر رو می آورد حال چنین شخصی چگونه می تواند دوز دارو را به فرضا 2.5 میلیگرم در روز کاهش دهد؟! در حالیکه این قضیه در مورد داروهای مناسب ترک اعتیاد مانند متادون صدق نمی کند.

پس می توان نتیجه گرفت ترامادول داروی مناسبی برای ترک اعتیاد نیست!  بعلاوه اکثر قریب به اتفاق بیماران وابسته به مواد مخدر در کنار مصرف مواد مخدر از داروهای اعصاب، آرامبخش و خواب آور نیز استفاده می کنند و همچنانکه در قسمت تداخلات دارویی عنوان شد با مصرف همزمان ترامادول با این داروها خود را در خطر تشنج و ایست تنفسی قرار می دهند!

تشنج شایع ترین عارضه ای است که بیماران از ترس ایجاد آن جهت درمان وابستگی به ترامادول به مراکز درمان سوء مصرف مواد مراجعه می کنند! علاوه بر تداخل دارویی منجر به تشنج، ترامادول با کاهش آستانه تشنج باعث ایجاد تشنج در کسانی می شود که به علت تشنج در حال درمان هستند یا اینکه درمان شده اند!پس بخاطر داشته باشیم که ترامادول باید بر اساس نسخه و توصیه پزشک مورد استفاده قرار بگیرد و مصرف خودسرانه آن عواقب غیر قابل جبرانی بدنبال خواهد داشت.


ترک خودسرانه و قطع ناگهانی ترامادول خطرناک است

ترک ترامادول بدونه اطلاع از روش ترک و مطالعه قبل از ترک آن خیلی خطرناک است و چه بساء در مواردی باعث مرگ شده است پس خود سرانه از قطع ناگهانی دارو بپرهیزید توجه داشته باشید چنان چه شما مدت طولانی از قرص ترامادول استفاده میکنید از قطع ناگهانی دارو جدأ خوداری کنید قطع یکباره دارو باعث درد شدید و تب و لرز و عرق سرد و لرزش و توهم شدید و کم سو شدن دید و اسهال و استفراق و بی خوابی و افسردگی و کم اشتهایی شدید و درد خیلی شدید در مفاصل همراه است که اگر دوز مصرف بیمار زیاد باشد و بطور ناگهانی قرص را قطع کند باعث تشنج و کما میشود پس قبل از ترک حتما عوارض قطع ناگهانی دارو را مطالعه کنید

 

روش ترک کردن ترامادول

ترک ترامادول:

جهت ترک مصرف ترامادول توصیه شده است که از روش کاهش دوز مصرف در طی چند هفته استفاده شود.و برای کاهش دادن علایم احتمالی ترک ترامادول ، مصرف داروهای ضد درد مانند ایبوبروفن بلامانع می باشد.زیرا قطع ناگهانی ترامادول پس از مصرف طولانی مدت آن سبب ایجاد علایم قطع مصرف(علائم شبیه ترک مورفین) در بدن مانند بی خوابی، تحریک پذیری، اضطراب، تعریق،تشنج، لرزش، تهوع، استفراغ،اسهال، رعشه، توهم، اختلال خواب و مشکلات تنفسی، درد عضلات و درد شکم و... می شود. بهترین راه همینه که کم کم با پایین اوردن دوز مصرف دارو موفق به ترکش بشی. و بهتره وقتی مصرفتو نهایتا به روزی 2 یا 3 تا رسوندی از مسکن دیگه ای به همراه دیکلوفناک و کلونیدیوم سی جهت جلوگیری از اسهال و مشکلات گوارش و کلوندین برای جلوگیری از بقیه علائم ترک ترامادول با دوز کم به جای مسکن ترامادوک استفاده کنی. سالم و تندرست باشید. داروهای ترک اعتیاد عبارتند از نالوکسان (به صورت تزریقی )و نالتروکسان (به صورت قرص)در بازار موجود میباشد.ولی در اثر مصرف انها سریعا علائم ترک در بدن ظاهر می شود که شامل ضعف شدید عضلانی و درد و کوفتگی بدن و لرزش دستها می باشد . در مراکز ترک اعتیاد قبل از تزریق این دارو ها شخص را بیهوش نموده که علائم درد را احساس نکند. داروی ترامادول جزو داروهای مخدر و اعتیاد آور می باشد که شما به آن وابسته شده اید.قطع ناگهانی آن پس از مصرف طولانی مدت آن سبب علائم ترک مورفین در بدن مانند بی خوابی، تحریک پذیری، تشنج، لرزش، تهوع، استفراغ، درد عضلات و شکم و... می شود.برای درمان به گفته دوستان میتوان از ترک تدریجی استفاده کرد یعنی هر وز میزان مصرف دارو را نسبت به روز قبل کاهش دهید ولی توصیه میکنم به مراکز معتبر درمان مراجعه نمایید تا بتوانید سلامت خود را بدست آورده و حفظ نمایید بدون مشاوه مستقیم امکان ترک آن خیلی کم است.

 

روش دیگر ترک ترامادول

 

شما باید تا یک هفته یک چهارم از قرص را مصرف نکنید. از هفته دوم نصف کنید و در عوض قرص استامینون را نصف کرده در همان روز نه در یک زمان آن را بخورید هفته سوم فقط یک چهارم ترامادول بمدت دو هفته همراه با یک قرص کدیین دار مصرف کنید. و بعد از یکماه که دیگر اصلا نباید ترمادول را بخورید . شروع به کم کردن قرص کدیین دار از یک چهارم در یک هفته تا پایان یک ماه آنرا هم یک چهارم یک چهارم بکلی ترک کنید این راه حتما عملی هست اصلا شک نکنید.






سه‌شنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1391 :: 11:00 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس

صرع(تشنج) و علل ایجاد آن



بیمار)

پدری هستم که یک فرزند 14ساله دارم که از سه ماه پیش صبح‌ها که از خواب بیدار می ‌شود دچار پرش‌هایی در دست می ‌شود و تا کنون دو بار در خواب هم دچار تشنج‌هایی شده‌اند و من و مادرش از صدای خرخر و صدای تکان‌های تخت، متوجه تشنج ایشان شده‌ایم. پزشک معالج برای فرزند من تشخیص صرع گذاشته‌اند. لطفاً مرا راهنمایی کنید.



1- صرع چیست؟

صرع را به زبان ساده می ‌توان به صورت زیر تعریف کرد: چنان چه تنظیم جریان الکتریکی فرد به هم بخورد، مدارهای کل مغز دچار اتصال شده و در نتیجه هوشیاری به هم می ‌خورد.

صرع فقط افتادن فرد و عدم هوشیاری نیست، بلکه به چندین شکل می ‌تواند دیده شود. به ‌طور مثال صرع می ‌تواند به صورت افت تحصیلی در مدرسه باشد، جا انداختن کلمات در جمله به خصوص در هنگام املا نوشتن اتفاق می‌ افتد و متاسفانه معلم‌ها فکر می ‌کنند که این دانش‌آموز دچار حواس پرتی می ‌باشد.


2- عوامل زمینه ‌ساز صرع کدامند؟

یکی از علل صرع به دوران قبل از تولد برمی ‌گردد، ولی به طور عمده علل صرع به بعد از تولد مربوط می‌ شود. هم چنین علل زیادی از انواع صرع ناشناخته می‌ باشد.

از علل قبل از تولد می ‌توان به عفونت‌های داخل رحمی (در جنین) اشاره کرد. از عفونت‌های شایع ایجاد کننده ی صرع در دوران بارداری سرخجه  و توکسو پلاسموز می ‌باشد. سایر عفونت‌های ویروسی، سوء تغذیه و مصرف الکل و دخانیات  در مادر هم می ‌تواند باعث صدمه به جنین شود.

از دیگر علل می ‌توان به نقص‌های ژنتیکی ایجاد شده در حین بارداری در جنین اشاره کرد که می ‌تواند عامل بروز تشنج در سال‌های آینده باشد. هم چنین قرار گرفتن در معرض محیط‌ های آلوده (مانند اشعه ایکس) می‌ تواند باعث آسیب به جنین شود.

از دلایل دیگر می ‌توان به ضربه‌ های مغزی جنین در حین بارداری یا موقع زایمان اشاره نمود.

دسته ی دیگر از دلایل صرع، مربوط به ضایعات در حین زایمان است که به عنوان فلج‌های مغزی عنوان می ‌شود. چنان چه در حین زایمان سر بچه آسیب ببیند و منجر به اختلالات انعقادی یا خونریزی‌های مغزی شود، می ‌تواند فرم‌هایی از تشنج را ایجاد کند. این آسیب‌ها هنگام تولد یا هفته ی اول بعد از تولد گاهی از علل بسیار مهم، برای تشنج‌های بعدی می ‌باشد.

در دوران نوزادی عفونت‌های مغزی مانند مننژیت  و آنسفالیت (تورم مغز در اثر ویروس‌ها)، و ضربه‌هایی که به خاطر جنب و جوش یا تصادف با ماشین به مغز وارد می شود، ممکن است باعث تشنج شود.

صرع و تشنج طوری نیست که بلافاصله بعد از دیدن ضربه، این بیماری ایجاد شود، بلکه ممکن است 10 تا 20 سال بعد خود را نشان بدهد و آسیب‌های در حین زایمان یا بعد از زایمان نتایج خود را در اواخر کودکی و یا بزرگسالی نشان دهد.

هم ‌چنین سوء تغذیه در زمان کودکی می ‌تواند یکی از دلایل تشنج در سنین بالاتر باشد، به خصوص کمبود مواد معدنی مثل کلسیم و منیزیم می ‌تواند از عوامل ایجاد کننده ی تشنج باشد.

در سنین بالا (افراد مسن) سکته ی مغزی  می ‌تواند باعث تشنج باشد و هم چنین به هم خوردن پایداری الکتریکی بدن باعث ایجاد صرع و تشنج در بیمار می ‌شود.

در افراد دیابتی  که از داروهای دیابتی برای پایین آوردن قند خون استفاده می ‌کنند یا بیمارانی که قند خون پایینی دارند، استعداد ابتلا به تشنج بیشتر از سایر افراد است.

با وجود تمام دلایل ذکر شده، علل درصد زیادی از انواع صرع در حال حاضر شناخته شده نمی ‌باشد.

حمله تشنجی چیست؟

یک حمله تشنجی مانند توفانی کوچک در سیستم الکتریکی مغز است و علائم حاصل از آن می‌تواند از چند دقیقه مات و مبهوت شدن تا افتادن و از دست رفتن کامل هوشیاری متفاوت باشد.

درمان صرع

حتی یک شخص سالم ممکن است به ندرت دچار حمله تشنجی شود، اما به طور کلی حملات تشنجی در کودکان شایع‌تر از بزرگسالان است.

هنگامی که حمله تشنجی رخ می‌دهد، پزشکان مجموعه‌ای از آزمون‌ها را بر روی فرد انجام می‌دهند تا مطمئن شوند که عارضه وخیمی وجود ندارد.

آزمایشی که امواج مغز را اندازه می‌گیرد و الکتروانسفالوگرافی (EEG) نامیده می‌شود، می‌تواند با ثبت کردن امواج بلند و نوک تیز، وجود حمله تشنجی را ثابت کند.

تصویر برداری با تشدید مغناطیسی (MRI) می‌تواند علت زمینه‌ای تشنج مانند تومور، سکته مغزی یا ناهنجاری مادرزادی را نشان دهد.

تب اغلب باعث بروز حمله تشنجی می‌شود و گاهی علامت عفونتی مانند مننژیت است.

افت شدید قند خون و کم‌آبی بدن نیز می‌‌تواند حمله تشنجی را برانگیزد. با انجام آزمایش‌هایی ساده در اتاق اورژانس می‌‌توان این علل را تشخیص داد.

هنگامی که هیچ علت زمینه‌ساز ظاهری وجود نداشته باشد، پزشکان می‌گوید یک حمله تشنجی خوش‌خیم رخ داده است.

دو سوم افرادی که دچار حمله تشنجی می‌شوند، هرگز در طول عمرشان دوباره تشنج نمی‌کنند.

تصمیم‌گیری درباره اینکه برای جلوگیری از حمله بعدی باید تجویز دارو انجام داد یا نه و چه هنگامی باید این کار را انجام داد، در هر فردی متفاوت است و عمدتا بستگی به نوع و دفعات تشنج‌های یک فرد دارد.

صرع صرفا اصطلاحی دیگر برای اختلال تشنجی است، اما این کلمه دارای بار معنایی خاصی است، زیرا دفعات زیاد حمله تشنجی را در یک فرد به ذهن می‌آورد.

در هر حال متخصصان می‌گویند هر کسی که  دو بار دچار حمله تشنجی با علت نامعلوم شود، در معرض خطر بالا برای دچار شدن به حمله سوم است.

با اینکه برخی افراد به خصوص پس از حملات شدید نیازمند گذشت چند روز برای احساس بهبودی کامل هستند، اغلب افراد پس از 10 تا 15 دقیقه می‌گویند حال‌شان خوب شده است.



ادامه مطلب ...




دوشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1391 :: 09:08 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس

میگرن یک سردرد با دردهای ضربان‌دار است که معمولا در یک طرف سر بیشتر است. شدت این درد آنقدر زیاد است که مانع انجام فعالیت های روزانه می شود.

اگر این درد درمان نشود، ممکن است 4 ساعت تا 3 روز طول بکشد.

برخی غذاها، استرس و برخی هورمون ها می توانند باعث بدتر شدن میگرن گردند.

 

علائم میگرن

- دردهای ضربان دار یک طرفه با دو طرفه در نزدیکی شقیقه ها، پیشانی و چشم ها

‌- حساسیت به نور، صدا و یا کارهای ساده ای مانند بالا رفتن از پله ها

‌- تهوع و استفراغ

- مشکلات بینایی

- درد می تواند ناتوان کننده باشد و فرد را از کار و زندگی عادی دور کند.

 

دیدن هاله نور

حدود 20 درصد افرادی که از میگرن رنج می برند، 20 دقیقه تا یک ساعت قبل از شروع درد، هاله ای از نور را می بینند.

آنها ممکن است چراغ‌هایی چشمک زن، خطوط نورانی و یا نقاط نورانی را جلوی چشم خود ببینند.

همینطور ممکن است دچار تاری دید شوند. این نوع میگرن را به نام میگرن کلاسیک می خوانند.

بسیاری از زنان، در دوران عادت ماهیانه و در اثر کاهش هورمون استروژن دچار سردرد میگرنی می شوند

افراد در معرض خطر

- زنان سه برابر بیشتر از مردان مبتلا به این نوع سردردها می شوند.

- اگر در خانواده شما فردی مبتلا به میگرن باشد، شما هم به احتمال زیاد دچار این سردرد می شوید.

- کارشناسان بر این باورند که میگرن مربوط به جهش ژن هایی است که مناطق خاصی از مغز را تحت تاثیر قرار می دهند.

- افراد افسرده، افراد مبتلا به صرع، آسم، سکته مغزی و برخی دیگر از بیماری های عصبی و ارثی ممکن است دچار سردردهای میگرنی گردند.

 

سردرد کودکان

میگرن و کودکان

حدود 5 درصد از کودکان دچار سردردهای میگرنی می شوند.

بعد از بلوغ، بیشتر دختران دچار این سردرد می شوند.

کودکان دچار میگرن، دچار سردرد، دل درد و استفراغ می گردند.

اگر کودکان دارای علائمی چون لرزش پا، رنگ پریدگی، ایرادگیری و یا دارای حرکات غیرارادی چشم و استفراغ شوند، به نوعی از میگرن به نام سرگیجه خوش خیم مبتلا هستند.

 

میگرن و سالمندان

اغلب، سردردهای میگرنی بین سنین 20 تا 60 سالگی رخ می دهد.

با افزایش سن، تعداد بروز این نوع سردرد و شدت آن بسیار کم می شود تا به طور کلی از بین برود.

 

علت میگرن

دلیل واقعی این سردرد هنوز مشخص نیست.

دانشمندان معتقدند که علت میگرن وابسته به موادشیمیایی مغز، عروق خونی و اعصاب درگیر در مغز می باشد.

 

علائم هشداردهنده میگرن

برخی افراد قبل از شروع درد میگرن، تغییرات خلق و خو دارند.

آنها ممکن است بسیار هیجان زده، تحریک پذیر و یا افسرده شوند.

همچنین ممکن است این افراد بسیار خسته باشند، خمیازه بکشند و ضعف عضلانی را تجربه کنند.

این علائم هشدار دهنده، 24 ساعت قبل از بروز سردرد رخ می دهند.

 

اضطراب و استرس

استرس یکی از مواردی است که باعث تشدید سردردهای میگرنی می گردد.

تمرین حفظ آرامش اعصاب می تواند برای رفع استرس مفید باشد.

به آرامی دم و بازدم را انجام دهید و اجازه دهید هوا به آرامی وارد شش‌هایتان گردد و سپس به آرامی از بدن خارج شود.

برخی افراد برای رهایی از اضطراب و استرس، فکرهای خوب می کنند و یا به ورزش مورد علاقه خود می پردازند.

 

تاری دید

بازتاب نور

میگرن ممکن است توسط علت خاصی شروع شود، مانند: سوسو زدن نورها.

این سوسو زدن نور می تواند بازتابی از سطح برف، آب و یا لامپ نور و یا صفحه تلویزیون باشد.

برای جلوگیری از بروز سردرد میگرنی شما باید در بیرون منزل از عینک آفتابی و در داخل منزل از لامپ های فلورسنت استفاده کنید.

 

کمبود خواب یا غذا

افراد مبتلا به میگرن باید الگوی منظمی برای خوابیدن و غذاخوردن داشته باشند.

در اثر نخوردن غذا، قند خون پایین می آید که می تواند باعث تشدید حملات میگرنی گردد. مصرف زیاد قند نیز می تواند موجب بالا رفتن ناگهانی قند خون و سپس پایین آمدن ناگهانی آن گردد.

برای جلوگیری از سردرد میگرنی، در طول روز مایعات بنوشید تا دچار کم آبی بدن نگردید و حداقل 6 تا 8 ساعت در شب بخوابید.

 

تغییرات هورمونی در بدن

بسیاری از زنان، در دوران عادت ماهیانه و در اثر کاهش هورمون استروژن دچار سردرد میگرنی می شوند. این حملات میگرنی، چند روز قبل و یا در طی دوره عادت ماهیانه رخ می دهد.

برخی زنان قبل از شروع سردرد، داروهای مسکن و یا داروهای ضد بارداری مصرف می کنند تا آرام باشند. اما در برخی دیگر، استفاده از قرص های ضدبارداری اثری بر میگرن ندارد.

برای جلوگیری از سردرد میگرنی، در طول روز مایعات بنوشید تا دچار کم آبی بدن نگردید و حداقل 6 تا 8 ساعت در شب بخوابید

میگرن و موادغذایی

خوردن برخی موادغذایی باعث شروع سردرد میگرنی می شود، یا آن را بدتر می کند.

این غذاها عبارتند از: مونوسدیم گلوتامات (ماده افزودنی در برخی غذاهای آماده)، پنیر کهنه، کاکائو، سس سویا و گوشت های فراوری شده مثل سوسیس و کالباس.

 

تیرامین

غذاهایی که به مدت طولانی ذخیره شده اند، غذاهای تخمیر شده و غذاهای کهنه دارای مقدار زیادی تیرآمین می باشند. تیرآمین از تجزیه اسید آمینه تیروزین بوجود می آید.

تیرآمین ممکن است باعث انقباض و انبساط عروق خونی شود و حملات میگرنی را بدتر کند.

برخی کارشناسان توصیه می کنند برای جلوگیری از بروز سردرد، غذاهای تخمیرشده و یا کهنه از قبیل پنیر، سس سویا و ترشی را مصرف نکنید.

 

کافئین، کمک کننده یا آزار دهنده؟

بیشتر افراد دچار حملات میگرنی، بدون هیچ مشکلی، می توانند 1 تا 2 فنجان در روز کافئین (قهوه) مصرف کنند.

اما مصرف زیاد کافئین هم، هنگامی که اثر آن از بین برود، می تواند منجر به بروز سردرد شود.






یکشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1391 :: 10:30 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس

یکی از شایع ترین دردها در طول زندگی افراد، سردرد است که کودکان و بالغین را گرفتار می‌کند. ممکن است سردرد به تنهایی وجود داشته باشد و یا همراه با برخی علائم دیگر باشد. ممکن است در مواردی سردرد همراه با گلودرد، سرماخوردگی و یا بیماری های سینوسی و یا سایر بیماری ها نیز باشد. 


سردرد

در این مقاله مطالبی درباره علل و انواع سردرد شایع آورده شده‌ است.

 

آیا می‌دانید شما چه نوع سردردی دارید و علت ایجاد آن چیست؟

در واقع علت ایجاد 95 درصد سردردها، بیماری و یا ناهنجاری های ساختاری بدن نیست. بلکه علت اصلی را باید در شرایط عادی زندگی مانند استرس، خستگی، کمبود خواب، گرسنگی، تغییرات هورمون استروژن، تغییرات آب و هوا و یا وابستگی به کافئین جستجو کرد.

خوشبختانه فقط موارد نادری از سردرد وجود دارند که خطرناک هستند.

 

علل ایجاد سردرد چیست؟

- الکل، کافئین و سایر موادی که وابستگی در بدن ایجاد می‌کنند.

- تغییرات میزان مواد شیمیایی در بدن مانند انتقال دهنده های عصبی

- سرفه و یا عطسه

- کم شدن آب بدن

- مشکلات دندانی یا اعمال دندانپزشکی مانند عصب کشی

- خوردن غذاها و یا نوشیدن مایعات سرد

- فشارهای عصبی و عاطفی

- مواجهه با دود و یا بخار مواد شیمیایی مانند مونوکسید کربن

- خستگی چشم

- تب

- قرار گرفتن در ارتفاعات : سطوح پایین اکسیژن می‌تواند موجب سردرد شود

- فشار خون بالا

- عفونت سینوس ها، مانند سینوزیت یا ایجاد آبسه

- برخی کارهای پزشکی مانند کشیدن مایع مغزی نخاعی

- داروها

- کشیدگی عضلات گردن، عضلات بالاتنه یا عضلات شانه

- عفونت های دستگاه تنفس فوقانی

 

علل اختصاصی‌تر ایجاد سردرد کدامند؟

برخی سردردها نیز اختصاصی‌تر بوده و با علامت دیگری همراه نیستند. مانند سردرد تنشی،  سردرد میگرنی و.. .

در این سردردها بر خلاف تصور بسیاری از افراد، مغز عامل ایجاد سردرد نیست، بلکه سردرد از عملکر بد عضلات، عروق خونی و اعصاب ناشی می‌شود؛ برای مثال اتساع شریان ها و یا انقباض بیش از حد عضلات می‌تواند عصب های خاص و حساس در مغز را تحریک کند و در نتیجه سردرد به وجود ‌آید.

هورمون هایی مانند استروژن می‌توانند باعث بدتر شدن سردرد شوند.

از آنجایی که زنان طی دوره‌های ماهیانه متحمل نوسانات هورمونی در بدن می‌شوند، احتمال ایجاد سردرد متوسط تا شدید در زنان دو برابر مردان است و همچنین بیشتر از مردان به انواع خاص سردرد، مانند میگرن دچار می‌شوند

سردردهایی که بیشتر شایع هستند

1- سردرد تنشی :

خطرناک نیست، اما مکررا رخ می‌دهد. سردرد تنشی شایع ترین نوع سردرد است و اغلب در اثر استرس و فشارهای عاطفی و عصبی ایجاد می‌شود. بیشتر بالغین این نوع سردرد را تجربه کرده‌اند.

این سردرد، دردی ثابت با شدت خفیف تا متوسط دارد که در سراسر سر احساس می‌شود،  اما در اغلب موارد، درد بیشتر در پیشانی و یا در پشت سر احساس می‌شود. سردرد معمولاً با علائم دیگری همراه نیست.

سردرد تنشی ممکن است در بچه‌ها نیز روی دهد، اما بیشتر در بین بالغین شایع است. تناوب ایجاد سردرد متفاوت است و معمولا چند ساعت به طول می‌انجامد.

 

2- سردرد میگرنی :

حدود یک سوم از کسانی که سردرد میگرنی دارند، اولین سردردها را در سنین نوجوانی تجربه می‌کنند. شدت درد متوسط تا شدید بوده، اغلب اوقات با تهوع همراه است و فرد به نور و صدا حساس می‌شود. ممکن است درد در ناحیه‌ی گیجگاهی، چشم ها یا پشت سر باشد و اغلب اوقات تنها در یک طرف است. ممکن است پیش از سردرد اختلالات بینایی رخ دهد.

میگرن معمولاً از دوران کودکی تا میانسالی رخ می‌دهد. در بچه ها، میگرن در میان پسرها کمی ‌شایع‌تر است اما پس از بلوغ، شیوع میگرن در زنان بیشتر می‌شود.

حمله‌ی میگرنی یک روز یا بیشتر به طول می‌انجامد. در دوران بارداری و سنین بالا، حملات میگرنی کمتر ایجاد می‌شوند.

 

3- سردرد مربوط به سینوس ها:

یک سردرد خفیف تا متوسط است که عموماً در صورت، پل بینی، یا در گونه‌ها احساس می‌شود و ممکن است همراه با احتقان بینی و یا از بینی باشد.

در همه‌ی سنین افراد را گرفتار می‌کند و به نظر می‌رسد که افرادی که آلرژی دارند مستعدتر هستند.

این سردرد ممکن است ساعت ها طول بکشد و اغلب یک سردرد فصلی است.

 

4- سردرد مختلط :

در موارد نادری برخی از انواع سردرد وجود دارند که محققان معتقدند سردردهای مختلط بوده و علائمی‌ ما بین سردرد تنشی و میگرن دارند. چنین مواردی وقتی رخ می‌دهند که علائم و درمان این دو نوع سردرد، در برخی افراد به خوبی قابل افتراق نیست. برای مثال سردرد تنشی‌ای که بسیار شدید باشد و درد تیز و ضربان داری داشته باشد، بسیار شبیه به سردرد میگرنی است. به علاوه هنگامی‌که سردرد میگرنی متناوباً روی دهد، درد آن شبیه به سردرد تنشی احساس خواهد ‌شد.

بنابر‌این متخصصان باور دارند که سردردهایی که مداوم رخ می‌دهند ممکن است سردرد تنشی باشد که به دنبال سردرد میگرنی رخ داده و یا سردرد میگرنی در زمینه‌ی سردرد تنشی مزمن ایجاد سردرد کرده است. البته مکانیسم ایجاد کننده‌ی این دو نوع سردرد، با یکدیگر متفاوت است.

محققان می‌گویند که سردرد تنشی در اثر سفت‌شدن و وارد آمدن فشار به عضلات روی می‌دهد، در حالی که علت سردرد میگرنی اتساع و التهاب عروق است. به هر حال اگر میگرن مکرراً رخ دهد می‌تواند منجر به سفت شدن عضلات شود و آغازگر یک سردرد تنشی همزمان باشد.






پنج‌شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1390 :: 06:15 ب.ظ ::  نویسنده : کارشناس

بایدها و نبایدهای تغذیه‌ای در سکته مغزی

سکته مغزی شایع‌ترین شکل بالینی بیماری‌های عروق مغزی در کشورهای توسعه یافته محسوب می‌شود.

سکته مغزی

سکته مغزی، سومین علت شایع مرگ در آمریکا و پس از آلزایمر، دومین علت شایع ناتوانی‌های مغزی محسوب می‌شود. سن بالا مهم‌ترین عامل خطر این بیماری است.

پرفشاری خون و استعمال سیگار، مهم‌ترین عوامل خطر قابل کنترل این بیماری محسوب می‌شوند. سایر عوامل خطر عبارتند از: بیماری‌های عروق کرونر قلبی، فیبریلاسیون شریان‌ها، دیابت، کلسترول بالا، داروهای خوراکی پیشگیری از بارداری (در زنان سیگاری)، BMI (شاخص توده بدن) بیشتر از 27 کیلوگرم بر مترمربع و افزایش وزن بیشتر از 11 کیلوگرم در طول 16 سال در زنان و نسبت دور کمر به باسن بیشتر از 92/0 در مردان و فعالیت بدنی کم.

85 درصد سکته‌های مغزی در اثر به وجود آمدن لخته خون ایجاد می‌شوند که بیماری‌های آترواســـــکلروز، دیابــت، پرفشاری خون و نقرس این خطر را تشدید می‌کنند.

حمله آمبولیک (انسداد یک شریان توسط پلاک‌های کلسترول که بخشی از ذخیره اکسیژن مغز را از بین می‌برند)، زمانی رخ می‌دهد که یک پلاک کلسترول از رگ پروگزیمال جدا شود و به سوی مغز حرکت کند. در بیماران با عملکرد غیرطبیعی دهلیز قلبی، لخته‌ها ممکن است از این قسمت جدا شوند و آمبولی را تشکیل دهند. 15 درصد حمله‌ها نیز به صورت خونریزی‌های درون مغزی است که در بیشتر مواقع کشنده است. دو نوع خونریزی وجود دارد که هر دو در افراد مبتلا به افزایش فشارخون رایج‌تر است. اولی خونریزی درون پارانشیمی است که شیوع افزایش فشارخون در بیماران مبتلا به این خونریزی 80 درصد است و زمانی رخ می‌دهد که یک رگ درون مغز قطع شود. نوع دوم خونریزی درون مغزی خونریزی زیر عروق عنکبوتی در مغز است که معمولاً در اثر ضربه به سر ایجاد می‌شود، اما گاهی اوقات در اثر اتساع شریان جدا شده از رگ ایجاد می‌شود.

 

نقش تغذیه در پیشگیری از بروز سکته مغزی

پیشگیری اولیه، اساس مبارزه با حمله مغزی است و به طور عمده شامل اصلاح رژیم غذایی و اصلاحات مربوط به شیوه زندگی است. عوامل مربوط به تغذیه اثرات مفیدی در کاهش بروز حمله مغزی دارند.

مطالعات مختلفی اثر تغذیه را بر روی بروز سکته مغزی مورد بررسی قرار داده‌اند. در یک مطالعه کوهورت آینده نگر روی زنان و مردان دانمارکی، دریافت بالای میوه‌ها (به ویژه مرکبات) و سبزیجات خطر بروز سکته ایسکمیک را کاهش داد. در مطالعات دیگر، دریافت بالای آنتی اکسیدان‌ها (به عنوان مثال، ویتامین C، بتا- کاروتن و فلاوونوئیدها)، پتاسیم و فیبر با کاهش خطر سرطان همراه بوده است. احتمالاً اثر محافظتی میوه‌ها و سبزی‌ها به دلیل فراوانی این مواد مغذی در آن‌ها است.

در مطالعه آینده نگر ARIC، در طول 10 سال پیگیری در زنان و مردان آمریکایی، دریافت بالای غلات کامل به طور معکوس با میرایی و خطر سکته ایسکمیک رابطه داشت. به طور کلی افراد مصرف کننده غلات کامل، عادات غذایی و شیوه زندگی سالم‌تری دارند؛ نظیر فعالیت فیزیکی بالا، نکشیدن سیگار، دریافت کم گوشت قرمز و دریافت بالای میوه و سبزی؛ درحالی‌که، دریافت غلات تصفیه شده به طور عمومی با شیوه زندگی ناسالم‌تر مرتبط است.

در مطالعه‌ای دیگر، یک رژیم حاوی سویای زیاد نسبت به یک رژیم عادی به طور معنی‌دار در بهبود علائم سکته مغزی موثر بود. به نظر می‌رسد که فیتواستروژن‌های سویا، اثرات بالقوه محافظت کننده از نورون‌های مغز را داشته باشند. رژیم حاوی سویای بالا، به طور معنی‌داری وسعت منطقه بافت مرده بعد از انسداد رگ مغزی را کاهش داد. در واقع رژیم با سویای بالا، مرگ برنامه ریزی شده سلول‌ها را بعد از وقوع سکته تضعیف می‌کند و از طرف دیگر، موجب افزایش بیان فاکتور بقای سلول (bcl-xcl) می‌شود.

در مطالعه‌ای در فنلاند، دریافت بالای ویتامین E از منابع غذایی، به طور معکوس با خطر مرگ ناشی از سکته مرتبط بود. در مطالعات دیگر، دریافت دوزهای بالای ویتامین E (اغلب به شکل مکمل) روی کاهش خطر مرگ ناشی از سکته مغزی اثر معنی‌داری نداشت. این یافته که فقط دریافت ویتامین E از طریق غذاها اثر محافظتی دارد، پیشنهاد می‌کند که ممکن است وجود دیگر اجزای غذاها نظیر استرول‌های گیاهی و انواع خاصی از اسیدهای چرب غیر اشباع و یا دیگر توکوفرول‌ها (به عنوان مثال، گاما”‘ توکوفرول) علاوه بر ویتامین E موجود در غذاها، موجب چنین اثر محافظتی گردد.

همچنین در مطالعات دیگر مصرف مرکبات (که حاوی ویتامین C بالایی هستند)، رابطه معکوسی با بروز سکته داشت.

در مطالعات دیگر، اثر دریافت اسیدهای چرب امگا-3 به ویژه انواع بلند زنجیر آن‌ها (EPA و DHA) بر کاهش بروز سکته مغزی و نیز کاهش میرایی بعد از وقوع سکته به اثبات رسیده است. این اسیدهای چرب بلند زنجیر به طور عمده در ماهی‌های چرب نظیر ساردین، قزل‌آلا، آزاد، کولی و قباد یافت می‌شوند؛ چنانکه، در یک مطالعه آینده نگر مصرف بالای ماهی در زنان سفید پوست و سیاه پوست و مردان سیاه پوست نقش پیشگیری کننده داشت.

از طرف دیگر، در مطالعه‌ای در فنلاند، مردان میانسالی که قربانی سکته شده بودند، در مقایسه با مردانی که سکته نکرده بودند، سطوح پایین‌تری از آلفا لینولنیک اسید (ALA) که از دسته اسیدهای چرب ضروری امگا-3 و با تعداد پیوندهای کمتری است داشتند.

نتایج مطالعات مختلف آینده نگر جمعیتی دیگر نشان داده است که دریافت متناسب چربی از طریق غذا (30 درصد کل کالری رژیم روزانه) و دریافت زیاد فلاوونوئیدها از جمله چای سبز نیز می‌تواند نقش پیشگیری کننده داشته باشد.

 

توصیه‌ها

با توجه به نتایج مطالعات پیشین، توصیه‌های کلی برای پیشگیری از بروز سکته شامل موارد زیر است.

1- مصرف حداقل 8 واحد در روز از انواع میوه‌ها و سبزی‌ها

2-مصرف حداقل سه بار در هفته از ماهی‌های چرب و نیز مصرف بالای منابع گیاهی غنی از اسیدهای چرب آلفالینولنیک اسید ALA نظیر روغن بذر کتان، گردو، روغن کلزا، دانه سویا و روغن جوانه گندم.

3- افزایش مصرف پروتئین‌های گیاهی نظیر حبوبات و سویا و کاهش مصرف گوشت قرمز

4- افزایش مصرف منابع غذایی غنی از ویتامین E

(روغن‌های گیاهی مثل روغن سویا، ذرت، آفتابگردان، پنبه‌دانه، کلزا و سبزیجات دارای برگ سبز سرشار از ویتامین E)

5- پرهیز از مصرف غذاهای شور شامل غذاهای کنسرو شده و آماده مصرف، کنسرو سبزیجات در آب نمک، فرآورده‌های گوشتی و غذاهای دودی به منظور جلوگیری از افزایش فشار خون

6- مصرف بالای فلاوونوئیدها نظیر مصرف 5 فنجان چای سبز در روز

 

تغذیه درمانی پزشکی بعد از وقوع سکته

در هنگام بروز سکته، کاهش دریافت کلسترول (نظیر جگر، کله پاچه، گوشت امعا و احشا و چربی‌های حیوانی)، چربی (به ویژه چربی‌های اشباع نظیر روغن‌های حیوانی و روغن‌های نباتی هیدروژنه شده) و نمک (غذاهای کنسرو شده و آماده مصرف، کنسرو سبزیجات در آب نمک، فرآورده‌های گوشتی و غذاهای دودی) در رژیم غذایی ضروری است. تلاش‌ها باید در جهت حفظ سلامتی بیمار و کنترل وضعیت تغذیه‌ای وی باشد.

برای پیشگیری از بروز مجدد سکته، منابع غذایی حاوی آلفا- لینولنیک اسید (نظیر روغن بذر کتان، گردو، روغن کلزا، دانه سویا و روغن جوانه گندم) مفید هستند

مشکلات تغذیه‌ای، به وسیله ارزیابی شدت حمله مغزی و محل تأثیر در مغز مشخص می‌شود. اختلالات غذا خوردن (دیسفاژی) که معمولاً همراه با سکته مغزی اتفاق می‌افتد، باعث تشدید مشکلات بیمار و بروز نتایج نامطلوب از جمله سوء تغذیه، عفونت ریوی، ناتوانی و افزایش طول مدت بستری شدن در بیمارستان می‌شود. این افراد باید فوراً از نظر دیسفاژی و رژیم غذایی ارزیابی شوند.

در بسیاری موارد حمایت‌های تغذیه ای (تغذیه از راه لوله بینی- معده‌ای) به طور موقت مورد نیاز است تا زمانی که بیمار توانایی غذا خوردن از طریق دهان را بیابد. همزمان با بهبود عملکرد حرکتی بیمار، خوردن طبیعی و سایر فعالیت‌های وابسته به زندگی روزانه نیز آغاز می‌شود.

برای پیشگیری از بروز مجدد سکته، منابع غذایی حاوی آلفا- لینولنیک اسید (نظیر روغن بذر کتان، گردو، روغن کلزا، دانه سویا و روغن جوانه گندم) مفید هستند. به افراد سیگاری و مصرف کننده مشروبات الکلی نیز توصیه می‌شود به ترک آن‌ها مبادرت ورزند.






   1      2       3    >>