X
تبلیغات
بازی پارس آنلاین
 
کلینیک جامع آموزش پزشکی
                                                                 
آخرین مطالب
موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
شبکه وبلاگی استان کردستان
دوشنبه 28 مهر‌ماه سال 1393 :: 01:25 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس

http://img.tebyan.net/ts/persian/blue/Parts/box-payameSalamat.jpg


به مناسبت هفته بهداشت روان http://www.irannaz.com/user_files/image/13/42.jpg

در علم پزشکی به انسانی سالم می‌گویند که هم از نظر جسمی و هم از نظر روح و روان سلامت باشد. با وجود اینکه کنترل انواع بیماری‌ها و درمان آنها از اهمیت بالایی برخوردار است، مراقبت از سلامت روان نیز به همان اندازه دارای اهمیت بوده و هرگونه مشکلی در این بخش از شخصیت آدمی نه‌تنها سلامت او را به خطر می‌اندازد بلکه جامعه و اطرافیان را نیز تهدید می‌کند. این موضوع تا جایی اهمیت دارد که 10 اکتبر هر سال به نام روز جهانی بهداشت روان نامگذاری شده است. روز 10 اکتبر هر سال میلادی (مطابق با 18 مهر ماه 1388) از طرف فدراسیون جهانی بهداشت روان (WFMH) به عنوان "روز جهانی بهداشت روان " نامگذاری شده است.این فدراسیون برای این روز در هر سال، یک شعار خاص را انتخاب می کند. در ایران هفته پایانی مهر ماه (24 تا 30 مهر) به نام "هفته بهداشت روان" نام گذاری شده است.
http://upload7.ir/images/45036838120844095389.jpg


بهداشت روان علمی است برای بهتر زیستن و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی را در بر می گیرد. سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روان را قابلیت ارتباط هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب تعریف کرده است.بهداشت روان، دانش و هنری است که به افراد کمک می‌کند تا با ایجاد روش هایی صحیح از لحاظ روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری نموده و راه حل های مطلوب‌تری را برای حل مشکلاتشان انتخاب نمایند. 

تعریف سازمان جهانی 
بهداشت روان، عبارتست از: قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران, تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی, عادلانه و مناسب. نتیجه آنکه مفهوم بهداشت روانی عبارت خواهد بود از تامین رشد و سلامت روانی فردی و اجتماعی، پیشگیری از ابتلاء به اختلال روانی, درمان مناسب و بازتوانی آن.

در حقیقت بهداشت روان را می توان یکی از قدیمی ترین موضوعات به شمار آورد. زیرا بیماری های روانی از زمان های قدیم وجود داشته بطوریکه بقراط در حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد عقیده داشته که بیماران روانی را مانند بیماری جسمی باید درمان کرد . تقریبا از سال ۱۹۳۰ (۱۳۰۹ هـ . ش ) یعنی بعد از تشکیل اولین کنگره بین المللی بهداشت روان بود که این رشته بصورت جزئی از علوم پزشکی درآمد و سازمان های روانپزشکی و مراکز پیشگیری در کشورهای مترقی یکی بعد از دیگری فعالیت خود را شروع کردند. 


بیماری های روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته و هیچ فردی، از هیچ طبقه اقتصادی ـ اجتماعی خاصی، در مقابل آن ها مصونیت نداشته و خطری است که بشر را مرتبا تهدید می‌کند. خوشبختانه نهضت بهداشت روانی در نیم قرن اخیر، افکار غلط و خرافات در مورد این بیماری ها را کنار گذاشته و نشان داده که اوّلا بیماری های روانی، قابل پیشگیری بوده و ثانیا در صورتی‌که مانند سایر بیماری ها به موقع تشخیص داده و تحت درمان قرار گیرند به همان نسبت از مزمن شدن و عوارض آن ها کاسته خواهد شد. در راستای همین ایده, بهداشت روانی که جزئی از بهداشت عمومی محسوب می شود به پیگیری موارد زیر می پردازد:

- افزایش سطح بهداشت روانی از طریق ارتقاء آگاهی های جامعه در مورد بیماری های روانی

-شناسایی و تشخیص زودرس اختلالات روانی و درمان آن ها

-پیشگیری از عوارض و عود بیماری و توانبخشی بیماران

-پیشگیری از بروز بیماری های روانی از طریق پیشگیری و درمان بیماری های جسمی

ویژگی افرادی که از نظر روانی سالم هستند:

* احساس آرامش، امنیت و کفایت می کنند.

* توانایی های خود را در حد واقعی، ارزیابی می‌کنند، نه بیشتر و نه کمتر.

* به خود احترام می‌گذارند (Self- respect) و کمبودهای خود را می‌پذیرند.

* به حقوق دیگران احترام می‌گذارند.

* می‌توانند به دیگران علاقمند شوند و آن ها را دوست بدارند. می‌توانند احترام و دوستی دیگران را جلب کنند.

* می‌توانند نیازهای زندگی خود را برآورده سازند و برای سختی های زندگی خود، راه حلی پیدا می کنند.

* قادرند مسئولیت های روزمره ی خود را با انتخاب اهداف معقول پیش ببرند.

* طوری تحت تاثیر عواطف، ترس، خشم، عشق یا گناه خود قرار نمی‌گیرند که زندگی شان آشفته شود.
نشانه هایی که درباره به خطر افتادن سلامت روان هشدار می دهند:
بیماری روانی

- احساس نگرانی و غمگینی و ترس دائمی و بدون دلیل

- از دست دادن سریع تعادل روانی

- بی خوابی های مکرر

- افسردگی و سرخوشی متناوب و به صورت ناتوان کننده

- بی‌علاقگی و تنفر دائمی نسبت به مردم

- آشفتگی زندگی

- عدم تحمل دائمی فرزندان

- همواره خشمگین شدن و بعد دچار پشیمانی گشتن

- دائما حق را به خود دادن و دیگران را ناحق شمردن

- احساس درد و شکایت های بی‌شمار بدنی که علتی برای آن پیدا نمی شود

اگر شخصی وجود یکی از علائم فوق را در خود قطعی بداند، باید به روانشناس مراجعه کند.

افراد آسیب پذیر از نظر سلامت روان:

بیماران و معلولین روانی، عقب ماندگان ذهنی، بیماران صرعی، سالمندان، معتادان، بیکاران، فقیران، کودکان و نوجوانان، زنان باردار، افراد طلاق گرفته و داغدیده، افراد بی سرپرست، زندانیان و مهاجران.

قشر آسیب پذیر در الویت درمان قرار دارند.

انواع بیماری های روانی:

1- بیماری های عمده یا روان پریشی (Psychosis)

الف) روان گسیختگی (schizophrenia): شکاف شخصیت و عدم احساس واقعیت

ب) افسردگی ـ سرخوشی (Manic- depressive): افسردگی ژرف و هیجان شدید نوسان دار

ج) سوء ظن شدید و هذیان (paranoia): سوء ظن بی دلیل به همه چیز در چارچوب توهم

2- بیماری های غیر عمده

الف) روان نژندی یا نِوروز: از دست دادن توانایی واکنش مطلوب و هنجار در برابر موقعیت های گوناگون زندگی

ب) اختلالات شخصیتی: ناشی از تجربیات ناگوارو بد دوران کودکی
عوامل موثر در بروز بیماری های روانی:

بیماری های جسمی: آترواسکلروز عروق مغزی، سرطان ها، بیماری های متابولیک، برخی بیماری های اعصاب، بیماری های غدد درون‌ریز، صرع و ... .

وراثت: کودکی که پدر و مادرش هر دو روان گسیخته اند، احتمال ابتلای او به روان گسیختگی، 40 برابر بیشتر از کودکان دارای پدر و مادر سالم است.

عوامل اجتماعی: نگرانی ها، تنش های عاطفی، ازدواج های اجباری، گسیختگی خانواده، فقر، شهرنشینی، صنعتی شدن جامعه، مهاجرت، عدم امنیت اقتصادی، طرد شدن، از یاد رفتن، ظلم و ... .

عوامل محیطی:

- سمومی مثل جیوه، دی‌اکسید کربن، منگنز، قلع، ترکیبات سرب

- داروهایی نظیر باربیتورات ها، گریزوفولوین، الکل

- کمبودهای تغذیه ای مثل کمبود ویتامین B6 و ید

- عفونت ها مثل سرخک، سرخجه و عفونت های هنگام زایمان که بر تکامل مغزی جنین و کودک تاثیر دارند.

- پرتوتابی (مثل عکسبرداری اشعه x) در هنگام تکامل عصبی جنین

حوادث و تصادفات: اعم از حوادث و بلایای طبیعی (مثل زلزله) یا ساخت دست بشر (مثل تصادف رانندگی)

مذهب: افراد مذهبی و مومن کمتر به بیماری های روانی مبتلا می شوند و نیز بهتر به درمان ها پاسخ می گویند.
http://www.salamatnews.com/thumb/580/222/uploads/image_13930719409156.jpg

 از آنجا که بهداشت روان از جنبه‌های متفاوتی برخوردار است، به دلیل تمرکز بیشتر روی آن، هر سال به یک موضوع اختصاص می‌یابد و از این طریق سیاست‌ها در جهت بالا بردن سطح آگاهی و هوشمندی دنیا نسبت به آن مساله خاص مطرح می‌شوند. در همین راستا، 10 اکتبر امسال به «زندگی با شیزوفرنی» اختصاص یافته است.شیزوفرنی به‌عنوان یکی از جدی‌ترین مشکلات روانی در کل دنیا، باید بیش از پیش مورد توجه سازمان‌ها و متخصصان این امر قرار گیرد. آمارها حکایت از آن دارد که حدود 26 میلیون نفر از مردم جهان به شیزوفرنی مبتلا هستند. متخصصان بر این باورند که این اختلال روانی تا حد قابل توجهی قابل درمان است ولی بیش از 50 درصد مبتلایان به دلیل ناآگاهی از این امر، یا به سراغ درمان آن نمی‌روند یا اینکه به درمان‌های مناسب دسترسی ندارند.تمرکز روز جهانی بهداشت سلامت امسال روی مساله زندگی با شیزوفرنی بوده و این بهانه‌ای است تا از این طریق آگاهی خانواده‌ها و دوستان افراد مبتلا به این بیماری، پزشکان و سایر افراد جامعه افزایش یابد.

محققان معتقدند مبتلایان به شیزوفرنی نیز می‌توانند مانند سایر بیماران از بهترین روش‌های درمانی و مراقبتی بهره‌مند شده و از حمایت‌های مدیریتی برای مقابله با بیماری خود بهره‌مند شوند. شیزوفرنی نوعی اختلال روانی است که فکر، احساس و عمل بیمار را مختل کرده و در واقع تشخیص بین واقعیت و خیال را برای آنها دشوار می‌کند.ازجمله برخی علائم این بیماری می‌توان به اختلال خواب، اختلال در اشتها، رفتارهای غیرمعمول مشخص و احساسات غیرواقعی اشاره کرد. مبتلایان به شیزوفرنی غالبا در ارتباط با اطرافیان خود دچار مشکل هستند و از اتفاقات بیرونی معمول زندگی تعبیر نادرستی دارند.آنها در بیشتر واقع به دنبال درمان علائم مرتبط مانند اضطراب، افسردگی و سایر اثرات ناخوشایند روحی هستند. در واقع، نقص‌ موجود در الگوهای اجتماعی و روابط بین فردی از جمله ویژگی‌های مبتلایان به این بیماری محسوب می‌شود که با رنج‌های مزمن همراه است.
http://www.allwebs.ir/Content/UserFiles/Images/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%B2%D9%88%D9%81%D8%B1%D9%86%DB%8C-1.jpg


علل افزایش شیوع بیماری های روانی
-بیماری های روانی مانند بیماری های جسمی کشنده نیستند و در نتیجه, مبتلایان به این نوع بیماری ها روی هم انباشته می شوند و احتیاج بیشتری جهت درمان سرپائی, بستری شدن و تخت بیمارستانی پیدا می‌کنند.

-عدم درک از نحوه شروع و طولانی مدت بودن بیماری در نتیجه عدم اطلاع از بیماری, درمان به موقع انجام نمی‌شود که همین امر باعث مزمن شدن بیماری گشته و بیماری غیرقابل علاج می‌گردد

-عدم برنامه صحیح و اطلاع کافی از روش های پیشگیری و درمانی که خود باعث انباشته شدن و ازدیاد این نوع بیماران می‌گردد

-برحسب برآورد سازمان جهانی بهداشت امروزه 25% مردم جهان دچار یکی از انواع اختلالات روانی ـ عصبی ـ رفتاری هستند. (به جز اعتیاد به مواد مخدر, الکل و سایر موارد).

ناتوانی و از کارافتادگی (disability) ناشی از بیماری های روانی، اغلب شدید و طولانی است و بار سنگینی بر بیمار, خانواده و جامعه تحمیل می‌کند. بطور کلی 6/10% بار کلی بیماری ها (Global Burden of Diseases) مربوط به بیماری های روانی است و با محاسبه سال های تقریبی ناتوانی در طول عمر (Disability Adjusted life years: Daly) این رقم به 28%  افزایش می‌یابد.

پیشگیری از بیماری های روانی1-پیشگیری اوّلیه (سطح اوّل)

پیشگیری اوّلیه عبارت است از کلیه اقداماتی که منجر به جلوگیری از بروز بیماری می‌شود، مثل واکسیناسیون در طب عمومی، پیشگیری اوّلیه در روانپزشکی به دلیل چند عاملی بودن اتیولوژی بیماری ها به سادگی امکان پذیر نیست و لذا هدف اصلی پیشگیری در این سطح، مقاوم نمودن افراد جامعه و بویژه اقشار آسیب پذیر در برابر اختلالات روانی از طریق مهار و کنترل ناهنجاری های ژنتیکی، وراثتی، محیطی و خانوادگی است. در حالیکه کلیّه افراد جامعه گروه هدف را تشکیل می دهند.، اهداف زیر بطور اختصاصی در این مرحله دنبال خواهد شد :

1 ـ تاثیر شرایط محیطی و آلودگی های زیست محیطی، شرایط اجتماعی و اقتصادی بر سلامت روان

2 ـ نقش عوامل ژنتیکی در بروز اختلالات روانی

3 ـ پی آمد های اجتماعی ازدواج های خویشاوندی، زودرس و ازدواج با افراد حامل و ناقل ژن معیوب

4 ـ ارتباط بین وضعیت روانی، در دوران بارداری و سلامت روان کودک پس از تولد

5 ـ نیازهای انسانی در مراحل مختلف رشد ازجمله طفولیت، کودکی، نوباوگی، نوجوانی، میانسالی و سالمندی

6 ـ نقش اولیاء و محیط خانواده در سلامت روان کودکان و نوجوانان

7 ـ نحوه رویارویی با عوامل اضطراب انگیز محیطی و اجتماعی

اهداف فوق از راه های زیر قابل حصول است :

1- انجام تحقیقات سبب شناسی به منظور کشف نقش عوامل ژنتیکی، محیطی و خانوادگی در تخریب سلامت روانی افراد در جامعه

2 ـ همکاری بین تخصصی با متخصصین رشته های مختلف و همکاری بین بخشی با ارگان های ذیربط

3 ـ آموزش همگانی بهداشت روانی کلیه اقشار

4 ـ همکاری مستمر با رهبران مذهبی و سیاسی مردم

5 ـ مشاوره های خانوادگی و فردی و گروهی

6 ـ جلب همکاری و تشویق افراد جامعه در بهره برداری مطلوب از خدمات بهداشت روان

براساس مطالعات انجام شده در دانش آموزان مشخص شده است که مذهبی بودن دانش آموزان و خانواده های آنان رابطة معکوس و معنی داری با بروز افسردگی دارد و بنابراین توجّه به عقاید معنوی و باورهای مذهبی و التزام به احکام دینی در فضای فرهنگی جامعه و خانواده ها نقش اساسی در پیشگیری اوّلیه افسردگی و به دنبال آن تامین سلامت روانی دارد و به طور قطع یکی از سازوکارهای این پدیده جملة روح افزای دل آرام گیرد به یاد خدای، مُلهَم از آیه شریفه قرآن “ اَلا بِذِکرِاللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب ”، می‌باشد.

2ـ پیشگیری ثانویه (سطح دوّم)

هدف اصلی در این مقطع جلوگیری از عوارض اختلالات روانی در افراد جامعه با تشخیص به موقع، درمان مناسب و زودرس و پیگیری منظم می‌باشد.

انتظار می رود اهداف زیر در این سطح پیشگیری برآورده شود :

1 ـ بیماریابی به منظور تشخیص سریع و به موقع علایم غیرعادی و یا رفتارهای نامتعادل در افراد

2 ـ درمان فوری، زودرس و کامل، جهت رفع علایم سبک اختلالات در بین افراد شناسایی شده

3 ـ درمان نگهدارنده به منظور پیشگیری از بازگشت عوارض اختلالات تا حصول کامل بهبودی در بین افراد آسیب دیده جامعه

4 ـ پیشگیری از بروز علایم شدید در بین افراد مبتلا و ایجاد سازگاری بین آنها و خانواده

5- جلوگیری از بالارفتن میزان عود و دفعات بستری

6- ارائه خدمات مراقبت.

اهداف فوق از طریق زیر قابل حصول می باشد :

1 ـ آموزش چهره به چهره افراد جامعه در خصوص نقش پیگیری به خصوص پیگیری الزامی در موارد سایکوز و صرع

2 ـ شناسایی افراد در مدارس، خانواده ها و محل کار آن ها جهت تشخیص و درمانی به موقع

3 ـ ارائه خدمات درمانی مناسب و به موقع از طریق فراهم آوردن امکانات و شرایط لازم (اورژانی، سرپائی و بستری)

4 ـ همکاری بین تخصص های مختلف بهداشتی درمانی

5 ـ آموزش های لازم در جهت حذف باورهای غلط و تعصبات نادرست مردم و اصلاح نگرش، دانش، و مهارت آنها در خصوص تفسیر و تعبیر اختلالات روانی، انتخاب درمان و نحوه برخورد با بیماران روانی، در خانواده، مدرسه، محل کار و اجتماع.

3 ـ پیشگیری ثالثیه (سطح سوّم)

هدف اصلی، پیشگیری از تداوم اختلالات روانی مزمن در بین مبتلایان و کاهش ناتوانی های فردی، اجتماعی، شغلی و خانوادگی ناشی از آن می‌باشد. برای دستیابی به این هدف رعایت موارد زیر الزامی است :

1 ـ شناسایی مبتلایان به اختلالات روانی مزمن

2 ـ حمایت از مبتلایان شناخته شده به منظور جلوگیری از عوارض احتمالی ناشی از اختلال، مانند خودکشی، اعتیاد، فرار از منزل، فحشاء و سایر انحرافات اجتماعی، با درگیر ساختن خانواده ها و سایر مراجع ذیربط

3 ـ اقدامات عملی برای بازتوانی مبتلایان از طریق کاریابی، حمایت مالی و اشتغال در مراکز نیمه وقت

4 ـ  ارائه خدمات مراقبت

5 ـ تاسیس واحد های نوتوانی در بخش های روانپزشکی

6 ـ آموزش خانواده ها در نحوه برخورد با بیماران خود و مسئولیت پذیری آنها نسبت به بیماران.

 
 
  
بهداشت روان وباورهای اجتماعی
 
بهداشت روان وجامعه سالم
 
 
 
بهداشت روان و رسانه
 
بهداشت روان وسلامت خانواده
 
       
 
 
بهداشت روان و پزشک خانواده
 
بهداشت روان درمحیط های آموزشی
 
 
 
بهداشت روان در جمهوری اسلامی
    
بهداشت روان درگروه های خاص  


منابع:

1 ـ طرح کشوری بهداشت روانی 1367، اداره کل مبارزه با بیماری ها، وزارت بهداشت، درمان آموزش پزشکی

2 ـ بحثی کوتاه در باره اولویّت های بهداشت روانی در جمهوری اسلامی ایران، فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران، گروه علوم بهداشتی و تغذیه

 3 ـ سیمای سلامت روان در جمهوری اسلامی ایران، 1380، دکتر نوربالا و همکاران

 4 ـ طرح بهداشت روان مناطق شهری، تهیه شده توسط گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی  اصفهان

 5 ـ کتاب بهداشت روانی، دکتر بهروز میلانی فر، 1370،نشر قومس، تهران

 6 ـ گزارش اوّلین کارگاه برنامه ریزی تجدید نظر برنامه ملّی بهداشت روان، 1378، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها

7 ـ گزارش کارگاه برنامه ریزی پیشگیری اوّلیه در بهداشت روان، 1376، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها 

8 ـ گزارش دوّمین کارگاه برنامه ریزی پیشگیری اوّلیه در بهداشت روان، 1378، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها






دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 :: 12:44 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس
غدد فوق کلیوی درون ریز مثلثی شکل بوده و دقیقا بالای کلیه ها قرار دارند و مسئول ترشح هورمون ها، بویژه در هنگام استرس و فشارهای عصبی هستند.این بیماری به زبان ساده نتیجه پرکاری و خستگی غدد فوق کلیوی است که نهایتا منجر به خستگی فرد می شود. هورمون های غدد فوق کلیوی به خوبی فعالیتهای بدن از جمله تنظیم هورمونهای تیروئید و جنسی را کنترل می کنند. نکته قابل توجه اینست که هورمون های غدد فوق کلیوی توان سوخت و ساز چربی ها، کنترل قند خون و مواجهه با استرس را تحت تاثیر قرار می دهند.

امروزه نحوه زندگی روزمره ما از سیستم فوق کلیوی بیش از توان آن کار می کشد. تغییراتی که در بدنتان احساس می کنید دقیقا نتیجه همان واکنش هایی است که در این غدد ایجاد می شود. مثلا اگر احساس خوبی دارید مطمئن باشید که آنها بخوبی کار می کنند. همه ما در زندگی عوامل استرس زا را تجربه می کنیم. این فشارها در صورت ادامه داشتن زنگ خطری برای سلامت غدد فوق کلیوی خواهد بود و با بی توجهی ممکن است منجر به از کار افتادن آنها شود.هزاران نفر در سراسر دنیا از خستگی مدام رنج می برند که با خوابیدن و استراحت کردن بر طرف نمی شود، این علامت اصلی و اولیه، ضعف یا نارسایی غدد آدرنالین(فوق کلیوی) می باشد. در دنیای زندگی می کنیم که بسیاری با مشکل خستگی و کمبود انرژی روبرو می باشند و به درستی درک صحیحی از علل ایجاد آن ندارند. نکته تاسف بار این است که اگر از کمبود انرژی و خستگیتان با دیگران سخن بگویید آن ها شما را فردی تنبل خطاب می کنند و برای آن ها وضعیت جسمی شما قابل درک نیست.متاسفانه کمبود انرژی در لیست بیماری های پزشکی قرار ندارد و اگر شما به پزشکی مراجعه و درباره خستگی خود با او مشورت و از او کمک بخواهید، احتمالا به شما خواهد گفت همه ما خسته هستیم و شاید از خودتان بیش از حد انتظار دارید!!

اما در واقع کمبود انرژی خطر جدی است و تاثیر مستقیم بر جسم، روان، زندگی فردی و اجتماعی ما می گذارد. اگر ضعف و کمبود انرژی بدون درمان ادامه یابد بدن توان کافی برای بازسازی اندام های خود را نخواهد داشت و این مسئله سبب پیری زودرس و بروز انواع بیماری ها می گردد. از طرفی شما باید انرژی کافی داشته تا در روابط اجتماعی و حتی عاشقانه موفق باشید، با دیگران معاشرت کنید، بخندید و دیگران را بخندانید.

بسیاری از جنبه های شخصیتی، رفتاری و حتی تفکرات ما ارتباط مستقیم با میزان انرژیمان دارد. تصویر زندگی در دید افراد کم انرژی شکلی اشتباه دارد. بعضی از این افراد از آنجا که علاقه و تمایل خود را به انجام فعالیت های اجتماعی از دست می دهند بر این باورند که چرا دیگران وقت و انرژی خود را صرف امور بیهوده می کنند و حتی خود را معنوی می پندارند، اما در واقع این معنویت نیست و از وضعیت خود اطلاعی ندارند که چقدر بی انرژی و افسرده می باشند.افراد کم انرژی معمولا بی حوصله و حساسند و از آنجا که انرژی کافی برای حل و بررسی مشکلات را ندارند زود عصبی می شوند و همیشه دیگران را برای مشکلات خود مقصر می دانند. کمبود انرژی می تواند تمام بخش های بدن از سیستم اعصاب مرکزی گرفته تا تمایلات جنسی را تحت تاثیر قرار دهد به عبارتی وقتی انرژی کافی وجود ندارد ممکن است هر یک بخش های بدن فعالیت خود را بدرستی انجام ندهند.

غدد فوق کلیوی باعث آزاد شدن قند در خون می شوند وسپس غده تیروئید این قند را به انرژی و ATP تبدیل می کند و آنرا در اختیار تمام ارگان های بدن قرار می دهد تا فعالیت خود را انجام دهند. غده تیروئید مانند شمع در موتور ماشین عمل می کند و باعث مشتعل شدن سوخت و تبدیل آن به انرژی می شود.همچنین فعالیت غدد تیروئید و آدرنال(فوق کلیوی) تعیین کننده سرعت متابولیزم بدن می باشند اگر پرکار باشند سرعت متابولیزم بدن سریع و اگر به اندازه فعالیت کنند سرعت متابولیزم بدن نرمال و اگر کم کار باشند سرعت متابولیزم بدن کند می شود.در حقیقت افرادی که با خستگی و کمبود انرژی روبر می باشند بدنشان دارای سرعت متابولیزم کند و به عبارت دیگر غدد فوق کلیوی و یا تیروئید آن ها کم کار می باشند، البته در بیشتر موارد مشکل از کم کاری غدد فوق کلیوی است.


غدد فوق کلیوی:
همان طور گفته شد غدد آدرنال(فوق کلیوی) 2 غده گرد به اندازه 3 الی 4 اینچ که هر کدام بالای هر کلیه قرار گرفته اند. این غدد هورمون های مختلفی از جمله آدرنالین، کورتیزون، آلدوسترون، استروژن، تستسترون، پروژسترون ،DHEA و.... تولید کرده که نقش های مختلفی در بدن ایفا می کنند. بعضی از وظایف هورمون های تولید شونده توسط این غدد عبارتند از: فعال کردن سیستم فرار و گریز(سیستم مقابله با استرس)، تولید انرژی، افزایش قند خون، تنظیم قوای جنسی، تنظیم سوخت و ساز بدن و چندین نقش مهم و حیاتی دیگر. هر گاه شما تحت استرس قرار می گیرید غدد آدرنال با تولید هورمون های مختلف به بدنتان کمک می کند تا از حالت فشار و استرس رهایی یابید به همین دلیل ممکن است بارها هنگام فشار های روحی و استرس دردی در بالای کلیه ها احساس کرده باشید.

علائم معمول ضعف غدد آدرنال شامل ضعف بدنی، خستگی و معمولاً همراه با افسردگی، تمایل بیش از حد به خوردن مواد قندی و شیرینی جات(به دلیل اینکه هورمون های مولد انرژی در بدن به اندازه کافی تولید نمی شوند و فرد برای کسب انرژی تمایل به خوردن مواد قندی خواهد داشت)، کاهش فشار خون، قند خون و دمای بدن به خاطر کمبود هورمون کورتیزول و علامت های ثانویه ضعف غدد آدرنال شامل: اختلال در هضم غذا، عدم توانایی در کنترل استرس، تحریک پذیری، آلرژی به خوردن برخی از غذاها، درد و ضعف عضلات، ابتلای مکرر به انواع عفونت ها، ریزش مو، تغییر در رنگ پوست ،ضعف و ناتوانی جنسی می باشند.

اگر شما جزء کسانی هستید که صبح هنگام بیدارشدن از خواب به جای احساس تازگی و سرحالی، حس بی حالی، کرختی و افسردگی دارید و با گذشت روز این حالت بر طرف می شود، احتمالا به ضعف غدد آدرنال مبتلا هستید. در افرادی که دچار ضعف غدد آدرنال می باشند هنگام صبح این غدد به درستی فعالیت نمی کنند و با گذشت روز و یا استفاده از محرک ها مانند قهوه و چای فعالیت این غدد بیشتر شده و حس خستگی و کرختی از بین می رود.


علائم روانی مرتبط با ضعف غدد فوق کلیوی:
کورتیزول یکی از هورمون هایی است که توسط این غدد ترشح می شود، یک نشاط آور طبیعیست، وقتی غدد آدرنال کم کار شوند این هورمون نیز کمتر ترشح شده و به جای حس نشاط، خستگی، بی حوصلگی و افسردگی جایگزین می شود. به عنوان مثال کسانی که برای درد از مشتقات این هورمون مانند داروی کورتیزون استفاده می کنند معمولاً بعد از تزریق آمپول حس نشاط به آن ها دست می دهد و یا ورزش کردن سبب ترشح بیشتر این هورمون می شود به همین دلیل است که معمولا افراد ورزشکار با نشاط تر از سایرین هستند.

افسردگی، بی تفاوتی، ناامیدی، حس پوچی، آدم های مودی(یک روز با انرژی هستند و روز یا ساعتی دیگر عصبی و بی حوصله)، بی قراری، بی خوابی، اضطراب و تحریک پذیری از علائم روانی ضعف غدد آدرنال می باشند.در زندگی زناشویی افرادی که دچار ضعف غدد آدرنال هستند، شریک زندگی آن ها به اشتباه تصور می کند که علاقه و جذابیت خود را برای طرف مقابل از دست داده است، در واقع ضعف غدد آدرنال در تولید هورمون های مولد انرژی و تحریک پذیری جنسی است که موجب می گردد فرد گرایش خود به ارتباط را از دست بدهد، کم انرژی، کم حرف شود و دائماً به فکر فرو رود، شخص ممکن است تمایل به برقراری ارتباط با دوستان و خانواده خود را نیز از دست دهد، معمولاً این افراد کارهای نیمه وقت انتخاب می کنند، ضعف جنسی نیز از علائم شایع نارسایی غدد آدرنال می باشد چون بخشی از هورمون های جنسی توسط این غدد ترشح می شوند.

علایم کلی:
 - ناتوانی در برابر فشارهای عصبی- اضطراب- احساس خستگی مداوم- میزان پایین قند خون-میزان پایین فشارخون- احساس سرگیجه هنگام برخاستن- پرخاشگری- افزایش شدت حساسیت- چاقی به خصوص در نواحی اطراف شکم- حساسیت به نور یا شب کوری- بی نظمی در ساعات خواب، احساس خفگی و نفس زدن در هنگام استراحت- دشوار به خواب رفتن و یا از خواب پریدن- کاهش فعالیت جنسی- بیماری های مداوم و یا ناتوانی در بهبود یافتن سریع- احساس نامطلوب بعد از تمرین های ورزشی- ویارهای غذایی گاه و بیگاه

عواملی که سبب تضعیف غدد فوق کلیوی می شوند:
استرس فاکتور بسیار مهمی در تضعیف غدد فوق کلیوی می باشد. استرس به هر شکل از مشکلات عاطفی، اقتصادی، کارهای سنگین گرفته تا زندگی در شهرهای شلوغ و پر سر و صدا، همه می توانند موجب تهی شدن غدد آدرنال شوند، هر گاه شخصی تحت استرس قرار می گیرد غدد آدرنال(فوق کلیوی) به کمک بدن شتافته و با تولید هورمون های مختلف به بدن کمک می کند تا از حالت فشار و استرس خارج شود، این امر موجب مصرف مقدار زیادی عنصر روی و منیزیوم توسط بدن می گردد، استمرار استرس موجب تهی شدن غدد آدرنال و مصرف بیشتر و در نهایت تخلیه ذخایر روی، منیزیوم و برخی دیگر از ویتامین ها و مواد معدنی در بدن می گردد.

کم خوابی و بی خوابی: بازیافت انرژی و بازسازی غدد آدرنال در هنگام خواب صورت می گیرد، فرد طی روز از سیستم اعصاب سمپاتیک خود استفاده می کند که باعث مصرف انرژی و خستگی بدن شده این سیستم با سیستم اعصاب پاراسمپاتیک تنظیم و متعادل می شود، که وظیفه آن بازسازی بدن و باز یافت انرژی است، سیستم اعصاب پاراسمپانیک در هنگام خواب و استراحت عمل می کند به همین دلیل خواب را زمان تعمیر و نگهداری بدن می نامند، چنانچه خواب کافی نداشته باشید بازسازی و فعالیت غدد آدرنال دچار مشکل می شود.

ازدیاد مس در بدن: وقتی غدد آدرنال ضعیف شوند مس در بدن تجمع می یابد، با افزایش میزان مس در بدن مشکلات جسمانی و روانی مرتبط با ازدیاد مس در فرد دیده خواهند شد و برعکس ازدیاد مس در بدن رابطه مستقیم با تضعیف غدد آدرنال دارد و یکی از عوامل اصلی در ایجاد آن می باشد. جهت کسب اطلاعات بیشتر مقاله ازدیاد مس را مطالعه نمایید.


تغذیه نامناسب: اکثر برنامه های غذایی فاقد مواد معدنی و ویتامین هایی است که غدد آدرنال برای فعالیت خود به آن ها احتیاج دارند، این مواد شامل ویتامین های گروه A ,B ,C ,E و مواد معدنی مانند منگنز، روی، کرم و سلنیوم می باشد.


مردم به علت مشغله و نوع زندگی تمایل بیشتری به خوردن غذاهای فست فود و آماده دارند. معمولاً این غذاها دارای کالری زیاد و فاقد مواد مغذی به اندازه کافی می باشند، همچنین کاهش کیفیت مواد غذایی به دلایلی از قبیل: استفاده از هورمون ها برای پروار کردن دام ها، طیور و پرورش میوه ها و غیره، سبب کاهش مواد معدنی و ویتامین ها در آن ها شده است.


هرگاه شخصی تحت استرس قرار می گیرد نیاز بیشتری به مواد مغذی ذکر شده خواهد داشت و متأسفانه امروزه نسبت به گذشته هم زندگی پر استرس تر  و هم مواد غذایی بی کیفیت و بی ارزشتر شده اند.فلزات سمی و مواد شیمیایی: بدن هر فرد در معرض هزاران ماده شیمیایی و سمیست که در هوا، آب و غذاها می باشند و نقش مهمی در تضعیف غدد آدرنال ابفا می کنند، اکثر افراد آگاه نیستند که مصرف خیلی از داروها مانند انواع آنتی بیوتیک ها، مسکن ها و برخی داروهای دیگر چه تأثیر مخرب و جبران ناپذیری بروی کبد و غدد آدرنال می گذارند. به همین دلیل بنده همواره دیگران را به استفاده از سونای خشک جهت کمک به دفع مواد زائد از بدن تشویق می کنم.

انواع عفونت های مزمن: عفونت های مزمن نیز باعث تضعیف این غدد می شوند به عنوان مثال علت اینکه شما در حین ابتلا به سرما خوردگی احساس بی حالی و کمبود انرژی می کنید همین امر است، این غدد با تولید انرژی بیشتر به بدن کمک می نماید تا با عفونت و ویروس ها مقابله کند که موجب تضعیف این غدد شده و شما احساس کمبود انرژی می کنید. همچنین بیماری هایی مانند ایدز، هپاتیت و حتی عفونت های مزمن سینوس  ها می توانند سبب تضعیف غذذ فوق کلیوی شوند.

انجام فعالیت های ورزشی و بدنی سنگین و یا روابط جنسی بیش از حد: البته ورزش کردن و داشتن روابط جنسی متعادل موجب تقویت موقت غدد فوق کلیوی و ترشح بیشتر بعضی از هورمون ها مانند تستسترون، کورتیزول و افزایش شادی و قدرت بدنی می شوند، اما باید توجه داشت ورزش کردن و روابط جنسی نیاز بدن به برخی از مواد مغذی مانند پروتئین، ویتامین های ب، ث، ای و مواد معدنی مانند روی را افزایش می دهد و چنانچه شخص تغذیه درست و استراحت کافی نداشته باشد به مرور زمان موجب تضعیف غدد فوق کلیوی خود می شود.

نوشیدنی های محرک: محرک ها مانند چای، قهوه و سایر مواد حاوی کافئین، شکر، الکل و غیره باعث تخریب غدد آدرنال می شوند، مصرف این محرک ها انرژی موقت به فرد می دهند اما در نهایت موجب تضعیف غدد آدرنال شده و فرد برای کسب انرژی به مصرف بیشتر قهوه، الکل و.... روی می آورد. این یک نکته بسیار مهمی است که باید به آن توجه شود بویژه برای کسانی که به مواد محرک قویتر مانند کوکائین و غیره اعتیاد دارند و یکی از علل همیشگی در عدم توانایی فرد برای ترک اعتیاد ضعف غدد آدرنال می باشد که متاسفانه بسیاری از پزشکان از آن اطلاعی ندارند و صرفا تصور می کنند که بعد از آنکه اثرات ماده محرک یا مخدر از بدن فرد معتاد خارج شود، وی درمان شده است!

ضعف مادرزادی و ارثی: خیلی از کودکان با غدد آدرنال ضعیف به دنیا می آیند. این یک مشکل ژنتیکی نمی باشد بلکه به خاطر کمبود یا ازدیاد برخی مواد معدنی در بدن مادران می باشد و این کودکان با سطح مواد معدنی کم و یا ناهماهنگ به دنیا می آیند، به عنوان مثال: اگر مادری دچار کمبود عنصر روی و ازدیاد عنصر مس باشد فرزند به دنیا آمده نیز با همین عدم توازن روبروست. این کودکان وقتی به سن 5 تا 7 سالگی می رسند ضعف غدد بیشتر به چشم می خورد آن ها اکثراً مریض، کمی افسرده و اختلال در یادگیری دارند. بعضی از کودکان نیز با فعالیت بیش از اندازه و سایر مشکلات رفتاری واکنش نشان می دهند.


چگونگی تشخیص ضعف غدد فوق کلیوی:
متأسفانه وقتی افراد از خستگی و افسردگی و سایر علائم که معمولاً به خاطر ضعف غدد آدرنال است شکایت دارند اکثر پزشکان سوالات درستی از مریض و یا آزمایشات مربوط به غدد آدرنال را انجام نمی دهند، پاسخ ها معمولاً: به یک مسافرت برو یا تجویز قرص های ضد افسردگی است یا به مریض گفته می شود باید پیش مشاور بروی و دیدگاهت را عوض کنی! در مواردی هم که فرد دچار ضعف جنسی می شود با تجویز هورمون ها وضعیت را در نهایت بدتر از آنچه که هست می کنند و یا درمان هایی کاملا اشتباه تجویز می شود.

علائمی مانند خستگی و فشار خون پایین، تمایل به استفاده از محرک ها مانند قهوه، چایی برای شادابی بیشتر، افسردگی، درد مفاصل، تمایل به خوردن شیرینی جات و یا مواد شور، درد در قسمت پشت می تواند علائم بارزی از ضعف غدد آدرنال باشند.یک آزمایش خیلی ساده جهت تشخیص ضعف غدد آدرنال: پزشک فشار خون فرد را وقتی آرام دراز کشیده اندازه گیری می کند، سپس مریض بلافاصله و ناگهان بلند می شود و دکتر بار دیگر فشار خون او را اندازه گیری می کند. فشار خون باید بالا رود اما در افرادی که دچار ضعف غدد آدرنال هستند فشار معمولاً پایین می آید و فرد احساس ضعف و کمی سرگیجه می کند، این یک آزمایش ابتدایی و ساده جهت تشخیص ضعف غدد آدرنال است.


آزمایش های خونی که می توانند کمک به تشخیص کم کاری این غدد نمایند عبارتند از: Salvia, DHEAs, Testosterone, Cortisol, Na, K، همچنین انجام آنالیز مو در برخی موارد کمک به تشخیص این مشکل و علل ایجاد آن می کند.

درمان:
قدم اول و بسیار مهم استفاده از مکمل هایی غذایی مناسب برای بازسازی این غدد است. بدن شما به تمامی مواد معدنی، مواد مغذی و آنزیم ها نیاز دارد که متأسفانه در غذاها کمیاب است. مکملهای فراوانی در بازار یافت می شود و باید در انتخاب بهترین آنها دقت کرد. ویتامین C برای تولید هورمون های غدد فوق کلیوی ضروری است و در مواقعی که فرد دارای استرس است این ویتامین به سرعت مصرف می شود. مقدار کافی مکمل C نه تنها برای فعالیت های غدد فوق کلیوی حیاتی است، بلکه مورد نیاز سایر بخشهای بدن از جمله مغز، قلب و کبد است. علاوه بر این، این ویتامین نقش مهمی در فعالیت های بدن برای سوختن چربیها و تولید انرژی ایفا می کند، بدینگونه که به ترکیبات حیاتی کارنتین کمک می رساند. همچنین کارنتین افزایش یافته، سبب افزایش خستگی در زمان ورزش شده و نهایتا باعث دست کشیدن از تمرین می شود.

مکمل های حاوی منیزم نیز برای ترشح هورمونهای این غده ضروری است. در اکثر مواقع خستگی این غدد منجر به ناکارایی خاصی می شود. منیزیم در زمان استراحت باعث تمدد اعصاب و خواب راحت تر شده و تپش قلب را کم می کند و در زنان در طول دوره قاعدگی گرفتگی عضلات را کاهش می دهد.برای درمان ابتدا باید آزمایش های خون مربوطه جهت اندازه گیری هورمون ها، الکترولیت ها، مواد معدنی و ویتامین ها انجام شود و بر اساس نتیجه آزمایشات برنامه درمانی تنظیم گردد. معمولا درمان کامل این ناراحتی با توجه به میزان ضعف غدد فوق کلیوی بین 6 ماه تا 1 سال بطول می انجامد. اکثر افراد آگاه نیستند که نوع زندگی اعم از تغذیه، روابط اجتماعی و غیره چه تاثیری بر سلامت جسم و روان آن ها می گذارد. من نیز سال ها پیش به ضعف غدد فوق کلیوی مبتلا بودم و متاسفانه هیچ پزشک و حتی خودم  نیز درک صحیحی از علل افسردگی، خستگی و سایر مشکلاتم نداشتم که این امر موجب تحقیق و شناخت بیشتر بیوشیمی بدن و بررسی ارتباط بین جسم و روان و درمان خود و هزار بیمار دیگر  تا به امروز گردید.

درمان کم کاری غدد آدرنال و حتی سایر بیماری ها علاوه بر تجویز دارو و یا مکمل های غذایی، نیازمند تغییرات مهم در نوع زندگی اعم از تغذیه، میزان استراحت، انجام سونا درمانی برای دفع سموم و فلزات سمی که امروزه بدن همه ما به دلیل آلودگی محیط زیست با آن ها مواجه است، تغییر در روابط اجتماعی و حتی قطع ارتباط با افرادی که سبب تخریب روانتان می گردند و سایر موارد می باشد، به یاد داشته باشید آنچه سبب تضعیف غدد آدرنال گردیده عوامل ذکر شده است و درمان نیز با اصلاح آن ها و البته تجویز دارو و یا مکمل های غذایی مناسب صورت می گیرد.ضعف غدد فوق کلیوی یکی از مهمترین عوامل خستگی های مفرط هست. مخصوصا خستگی زودرس که هنگام مطالعه به سراغمان می آید یکی از نشانه های ضعف غدد فوق کلیوی می باشد.برای درمان این مسئله بهترین راه استفاده از برگ انگور فرنگی سیاه است. دم کرده ی این گیاه بسیار مفید است. برای تهیه دم کرده ی برگ انگور باید سی گرم از آن را در صد سی سی آب جوش به مدت 20 دقیقه بجوشانیم. پس از تهیه دم کرده آن را به سه قسمت تقسیم میکنیم و در سه وعده آن را میخوریم.
نکاتی در مورد سبک زندگی

غدد فوق‌کلیوی توانایی دارند از سموم خطرناکی که در بدن تولید می‌شود جلوگیری کنند و آثار آن را خنثی سازند. با وجود این‌که علم و دانش پزشکی تاکنون موفق نشده است تمام اسرار کار این غدد را فاش کند و محققان تاکنون به تمام رموز کار آن آگاهی نیافته‌اند، با این حال می‌دانیم، نیکوتین و سرب و مواد شیمیایی دیگری، مضر به حال این غدد هستند و همچنین غذایی که از جهت مواد مغذی و جذب‌شدنی متعادل نباشد به طور قطع آثار بدی در سلامت این غدد دارد. من و شما بسیاری از اشخاص را دیده‌‌ایم و می‌بینیم که هنوز در مراحل جوانی هستند و موهای سرشان خاکستری و به قول معروف فلفل‌نمکی می‌شود. این سفیدی موی بی‌موقع در این اشخاص علامتی از بدکار کردن غدد فوق‌کلیوی در بدن آنهاست. برای حفظ سلامتی غده‌های فوق‌کلیوی باید به غذای خودمان حداکثر مواد سفیده‌ای و به مقدار کافی نمک و همچنین ویتامین‌های A و C و مخصوصا تمام ویتامین‌های دسته B را وارد کنیم، زیرا ویتامین C در رفع سموم و ویتامین A در جلوگیری از احتقان خون و ویتامین‌های B برای تولید آدرنالین تاثیر بسیار  مهمی در غدد فوق‌کلیوی دارند.

یکی از هورمونهای این غدد که پاسخ دهنده به استرس محسوب می شود کورتیزول است و در مواقعی که میزان استرس بیشتر باشد ترشح آن افزایش می یابد. کم خوابی نیز ترشح آن را افزایش می دهد. در بهترین حالت میزان این هورمون در صبح در بالاترین حد بوده و در شب کاهش می یابد. فشارهای عصبی و فیزیکی سبب ترشح بیش از حد آن در طول روز می شود.کورتیزول بیش از حد سبب بیدار نگه داشتن فرد در طول شب و ایجاد حس خستگی در صبح می شود. این بی خوابی می تواند پرخاشگری را در فرد تشدید کند. استرس بیشتر مساوی است با کورتیزول بیشتر.فعالیتهای شدید تا رسیدن به مرز خستگی، این بیماری را تشدید می کند. هر چند ممکن است دشوار باشد ولی سعی کنید در مواقع خستگی کمی بخوانید. بدن ما همیشه تلاش می کند ما را آگاه کند پس به ریتم آن کمی بهتر دقت کنیم.

خوردن غذاهای با کیفیت و مغذی برای فعالیت غدد فوق کلیه و ثابت نگه داشتن میزان قند خون حائز اهمیت است. از خوردن غذاهای فرآوری شده و بی کیفیت خودداری کنید. قند مصنوعی که در بعضی از محصولات به کار می رود تماما شیمیایی است. کافئین هم باید کنار گذاشته شود. اگر شما اعتیاد به نوشیدن قهوه دارید باید آن را بطور تدریجی و نه یکباره کنار بگذارید. کنار گذاشتن کافئین می تواند فشار مضاعفی به غدد فوق کلیه وارد کند. علاوه بر این، کافئین علاوه بر اینکه بدن شما را در حالتی اسیدی و بیماری پذیر قرار می دهد، آب بدنتان را هم کم می کند.

از مصرف شکر و آرد خودداری کنید این دو کربوهیدراتهای ساده ای هستند که نیاز به تشرح بالای انسولین دارند.تشرح بالای انسولین، غدد فوق کلیه را برای ثابت کردن میزان قند خون پرکار کرده و تحت فشار قرار می دهد. سعی کنید از دانه های دست نخورده یا ترکیبی از دانه غلات استفاده کنید.خوردن میان وعده ها بطور مستمر مفید است از گرسنگی کشیدن های طولانی خودداری کنید. بهتر است حدودا هر 2 ساعت یکبار یک غذای ساده کم کالری و سالم مصرف شود.

اغلب صبحانه ها از میوه جات، غلات، نان و حبوبات تشکیل می شود که بعلت داشتن قندهای ساده، میزان قند خون را بطور ناگهانی بالا برده و غدد فوق کلیوی را تحت فشار می گذارند. ترکیبی از کربوهیدات پیچیده به همراه کمی پروتئین و چربی برای صبحانه عالی است. سوخت و ساز این ترکیب زمان بیشتری طول می کشد و موجب افزایش ناگهانی قند خون نخواهد شد. آب پنیر هم به عنوان بخشی از یک صبحانه ساده و مختصر گزینه خوبی است.محصولات ایزاژنیکس هم بسیار توصیه می شود. آب پنیر آن از نیوزلند وارد می شود. در این کشور جهت پروار کردن گاوها از هورمون یا استروئید استفاده نمی شود و همچنین مراتع دامی با آفت کش ها و سموم کشاورزی آلوده نمی شوند.

به جای نمک های معمولی از نمک های دریایی و حاوی ید استفاده کنید و برای مصرف آن محدودیت نگذارید. سدیم مستقیما بر فعالیت این غدد تاثیرگذار است. میزان سدیم معمولا در مبتلایان این بیماری پایین است. نمک دریا دارای مقدار زیادی مواد معدنی ضروری است که نمک معمولی فاقد آنهاست.آب بیشتری بنوشید. بدرستی که آب مایع حیات است زیرا آب برای تمامی واکنشهای بدن از جمله تولید هورمون ضروری است. اغلب مردم بدون اطلاع از اینکه میزان آب بدنشان کم شده، به کارهای روزمره خود می پردازند. این امر سبب اختلال در سیستم بدن شده و ممکن است به اشتباه آنها را به مصرف دارو (به جای نوشیدن آب) هدایت کند. دارو فشار بیشتری به بدن وارد می کند.وجود چربیهای سالم در برنامه غذایی بسیار مفید است. بدن ما برای ساختن هورمون ها نیاز به چربی و کلسترول دارد. چربیهای سالم عبارتند از: روغن زیتون، کره طبیعی، روغن دانه انگور و روغن نارگیل.






یکشنبه 24 فروردین‌ماه سال 1393 :: 12:12 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس
همه ما بارها و بارها شکست های بزرگ و کوچک و از دست دادن افراد دور یا نزدیک را تجربه کرده ایم . هر چند غم و ناراحتی جزئی از زندگی انسان است، اما گاهی چنان در اندوه غرق می شویم که برای ادامه زندگی روزمره دچار شبهه می شویم و از خود می پرسیم : آیا می توانم مجددا زندگی را به حالت عادی سابق ادامه دهم ؟افسردگی را نیز تا حدی می‌شناسیم و اغلب مواقع هنگامی که احساس افسردگی می‌کنیم، نه تنها علت دقیقش را می‌دانیم، بلکه اطمینان داریم نهایتا حالمان بهتر خواهد شد.افسردگی چیزی بیش از یک احساس ناراحتی زودگذر و موقتی است که بر اثر مشکلات روزمره پدیدار می‌شود. با توجه به این نکات، این سئوالات پیش می آید که "در افسردگی چه چیز غیرعادی وجود دارد؟ آیا افسردگی یک ناهنجاری روانی است که باید آن را درمان کرد؟ "

در افسردگی های مزمن، هرچند معمولا با یک شکست شروع می‌شود، اما هیچ دلیل موجهی برای ادامه ناراحتی و شدت آن وجود ندارد. افسردگی مزمن می تواند بر جسم و روح شما تاثیر بگذارد، دچار بی خوابی و بی اشتهایی می شوید، نسبت به روابط اجتماعی بی علاقه می شوید و ...شخص مبتلا به افسردگی مزمن، علاقه ای به ادامه زندگی ندارد و ترجیح می دهد که برای فرار از رنج‌هایش به آن پایان دهد. متاسفانه در مواردی که این حالت شدت پیدا کند، شخص مبتلا، دست به خودکشی می‌زند. احساس غم و ناراحتی در فرد مبتلا به افسردگی بیش از حد طولانی شده و باعث می شود که نتواند از زندگی، کار، سلامتی و معاشرت با افرادی که برایش مهم هستند، لذت ببرد.بهترین روش برای درمان افسردگی مراجعه به یک روان شناس متخصص در این زمینه است. افسردگی در واقع یک بیماری فراگیر و لطمه زننده به روح و روان آدمیست که از مشخصات آشکار آن می‌توان به احساس پوچ بودن و ناراحتی، احساس ناامیدی و یا بی‌ارزش بودن و حتی داشتن تفکرات منفی اشاره کرد. گفته می‌شود که افسردگی عموما با نشانه‌های فیزیکی همراه است که معالجه نسبت به آن چندان ثمربخش نیست. عموما فرد مبتلا به افسردگی دارای رفتاری کند و آهسته است.

افسردگی تنها یک ناراحتی ساده نیست و چیزی نیست که به راحتی بتوان از آن خلاصی یافت. افسردگی می‌تواند بدن، خلق و خو و افکار را تغییر دهد. افسردگی، افکار فرد را حتی راجع به چیزهای مورد علاقه نیز تغییر می‌دهد.افسردگی نه تنها فرد مبتلا را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه حتی آنهایی که با فرد، رابطه نزدیکی دارند نیز درگیر می‌کند. حتی اگر فرد مبتلا بخواهد که احساس بهتری داشته باشد، نمی‌تواند افسردگی را از خود دور کند و دلیل آن این است که افسردگی یک بیماری کاملاً جدی است. همان‌طور که یک فرد مبتلا به دیابت یا ناراحتی قلبی نمی‌تواند ناراحتی را از خود دور کند، فرد افسرده نیز نمی‌تواند چنین کاری انجام دهد. اما افسردگی یک بیماری کاملاً درمان‌پذیر است. در حقیقت با یک درمان مناسب می‌توان به بیشتر این بیماران کمک کرد.‌

محققان می‌گویند که سه گونه اختلالات افسردگی و پریشان خاطری وجود دارد که عبارتند از:
- افسردگی پیشرفته(مزمن)
- اختلال روانی به صورت افسردگی (حاد)
-افسردگی شیدایی (مانیک دپرسیو)

اینگونه اختلالات روانی در مقیاس‌های شدت و طول مدت، نشانه‌هایشان با یکدیگر متفاوت هستند. محققان علوم رفتاری می‌گویند که افسردگی‌های پیشرفته دارای نشانه‌ها و علایمی هستند که می‌توانند فعالیتهای روزمره، مطالعات، خواب،‌ خوردن و شرکت در فعالیتهای خوشایند و سرگرم کننده را تحت تاثیر قرار دهد. چنین حالتی ممکنست برای دفعات گوناگون در طول زندگی آدمی روی دهد.نوع دیگری از افسردگی با درجه‌ شدت پایین‌تر، اختلال روانی به صورت افسردگیست که در واقع دارای نشانه‌هایی طولانی مدت است که بر اساس آن شخص از انجام مناسب فعالیتهای روزانه و یا برخورداری از احساساتی خوب و دلپذیر محروم می‌شود. بسیاری از مردم که مبتلا به این گونه از افسردگی هستند، همواره دوره‌های پریشان خاطری قابل توجهی را در برخی از برهه‌های زندگی خود طی می‌کنند.

محققان همچنین با اشاره به نوع سوم افسردگی و پریشان خاطری می‌گویند، نوع سوم افسردگی که در واقع یک اختلال روحی شیداگونه است، نام بیماری افسردگی دو قطبی را نیز به خود گرفته است. این نوع از افسردگی، البته نه به اندازه دو نوع قبلی ذکر شده، موجب ایجاد تغییراتی در خلق و خوی آدمی می‌شوند.در پاره‌ای از مواقع، احساسات و خلق و خوی آدمی، دارای جوش و خروش‌هایی شده، با این حال در بیشتر مواقع این احساسات رنگ رخوت و سستی به خود می‌گیرند. هنگامی که یک شخص مبتلا به این نوع از افسردگی دوران بیماری خود را طی کند، می‌توان گفت که شخص تمامی نشانه‌های مربوط به این بیماری را از خود بروز می‌دهد. این نوع از ابتلا به افسردگی و پریشان خاطری، در بیشتر مواقع، تفکر، قوه‌ متفاوت، حتی رفتارهای اجتماعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد که در نتیجه به بروز مشکلات جدی برای شخص و اطرافیان منجر می‌شود. محققان می‌گویند که هنوز درمان دقیقی برای اینگونه از افسردگی دریافت نشده است.

*علایم ابتلا به افسردگی
*محققان علوم روانشناسی و روانپزشکی بر این باورند که اشخاصی که به نوعی به افسردگی و پریشان خاطری مبتلا هستند، لزوما تمامی نشانه‌های این بیماری را در خود ندارند، گاهی فردی مواردی از علایم این بیماری را از خود بروز می‌دهد و گاهی نیز شخص دیگری پیدا می‌شود که حداکثر این نشانه‌ها را در رفتار و احساسات خود بروز می‌دهد.این اعتقاد علمی وجود دارد که با توجه به شخص، شدت علایم ابتلا به افسردگی و پریشان خاطری در دوره‌های مختلف زندگی متفاوت هستند. افسردگی اختلالی است که بدن، خلق و خوی وافکار انسان را در بر می گیرد. این اختلال نحوه غذا خوردن، خوابیدن و چگونگی تفکر شخص نسبت به خود و دیگر اشیا را تحت تأثیر قرار می دهد.

اختلال افسردگی همانند یک احساس غمگین زودگذر نیست و همچنین نشانه ضعف شخصی نیز نمی باشد. افرادی که دچار بیماری افسردگی هستند، نمی توانند به راحتی بر خودشان مسلط شده و کمکی به بهبود اوضاع روحی خویش نمایند. بدون درمان مناسب، علایم می تواند تا روزها، ماهها و حتی سالها به درازا بکشد، اما یک درمان مناسب قادر است به اکثر بیمارانی که از افسردگی رنج می برند، کمک نماید. در اینجا سه نوع از شایع ترین اختلالات افسردگی را شرح می دهیم:

▪ افسردگی عمده:
به صورت تلفیقی از علایمی معرفی می شوند که باعث می گردند شخص توانایی غذا خوردن، کارکردن، مطالعه و خوابیدن را تا حد زیادی از دست بدهد. در حقیقت، دیگر فرد توانایی لذت بردن از فعالیتهای دلخواه خود را ندارد. این قسمت از کارافتادگی در افسردگی ممکن است تنها یک بار اتفاق بیفتد و یا به طور شایع تری چندین بار در طول زندگی تکرار شود.
▪ دیس تیمی:
نوع خفیف تری از افسردگی است که شامل علایم مزمن و طولانی مدتی می شود که شخص را از کار نمی اندازد، اما مانع کارایی مطلوب شخص خواهد شد. بسیاری از افراد دچار "دیس تیمی"، افسردگی عمده را نیز چندین بار به تناوب در زندگی خود تجربه می کنند.
▪ اختلال دو قطبی:
نوع دیگر افسردگی است که بیماری افسردگی ،شیدایی نیز نامیده می شود. این بیماری که به فراوانی دیگر اختلالات روانی نیست با تغییرات چرخه ای خلق و خوی یعنی اوجهای شدید (شیدایی) و افتهای شدید (افسردگی) مشخص می شود. گاهی اوقات تغییرات خلق و خوی بسیار شدید و سریع اتفاق می افتند، اما در اغلب موارد تدریجی هستند. هنگامی که شخص در چرخه افسردگی قرار دارد، می تواند یک یا تمام علایم افسردگی را داشته باشد. برعکس، هنگامی که در چرخه شیدایی قرار می گیرد، ممکن است بسیار فعال، پرانرژی و پرحرف شود.
شیدایی معمولاً تفکر، قضاوت و رفتار اجتماعی را به گونه ای تحت تأثیر قرار می دهد که باعث به وجود آوردن مشکلات شدید و شرم می گردد. برای مثال شخص در مرحله شیدایی ممکن است احساس خوشحالی شدید کند و خود را پر از طرحها و نقشه های فوق العاده بپندارد که از تصمیمات اقتصادی غیرمعمول تا دوره های عاشقانه می تواند تغییر کند. شیدایی اگر بدون درمان رها شود، می تواند به حالت جنون در آید.

● علایم افسردگی و شیدایی:
لزوماً افرادی که دچار افسردگی یا شیدایی هستند تمام این علایم را تجربه نمی کنند. برخی افراد علایم کمتر و بعضی دیگر علایم بیشتری را تجربه می کنند. شدت علایم نیز در هر فرد و در طول زمان ممکن است، تغییر کند:

▪ علایم افسردگی:
ـ ناراحتی همیشگی و پایدار، دلواپسی و احساس پوچ بودن
ـ احساس ناامیدی و بدبینی
ـ احساس گناه، بی ارزشی و بیچارگی
ـ کاهش علاقه و لذت در تفریحات و اعمالی که قبلاً مطابق میل بوده اند.
ـ کاهش انرژی، خستگی شدید و احساس کندشدن
ـ مشکل در تمرکز کردن، به یادآوردن و تصمیم گیری
ـ بی خوابی، زود بیدار شدن از خواب در صبح و یا خوابیدن بیش از حد
ـ کاهش وزن یا اشتها و یا افزایش اشتها و افزایش وزن
ـ افکار مرگ یا خودکشی و حتی اقدام به خودکشی
ـ احساس بی قراری و پریشانی و حساسیت
ـ علایم جسمی پایدار که به درمان پاسخ نمی دهند مانند سردردها، اختلالات گوارشی و درد مزمن
▪ علایم شیدایی:
ـ شادی غیرعادی یا بیش از حد
ـ تحریک شدن و حساسیت غیرعادی
ـ کاهش نیاز به خواب
ـ افزایش صحبت کردن
ـ افزایش نیاز جنسی
ـ افزایش قابل توجه انرژی
ـ کاهش توانایی قضاوت
ـ رفتار اجتماعی نابجا

● علل
● چه عواملی موجب افسردگی می‌شوند؟
دلیل اصلی افسردگی شناخته شده نیست. احتمالاً عوامل ژنتیکی و محیطی موجب بروز این بیماری می‌شوند. افراد ممکن است به جهات مختلفی به این بیماری مبتلا شوند.
در بعضی خانواده‌ها، افسردگی ارثی است و در هر نسل وجود دارد اما افسردگی ممکن است توسط شرایط زندگی مانند بیماری جسمی یا یک اتفاق تشنج‌زا بروز کند.
گاهی افسردگی ممکن است ناگهانی و بدون هیچ دلیل واضحی بروز کند. پزشکان معتقدند که افسردگی با عدم تعادل مواد شیمیایی طبیعی در مغز به نام <نوروترانسمیتر> مربوط است. این مواد مانند پیغام‌رسان عمل می‌کند که توسط سلول‌های عصبی به نام نورون موجب تحرکات ناگهانی می‌شود. تصور می‌شود تغییر دادن سطح این مواد در مغز نقش اساسی در درمان افسردگی ایفاء می‌کند.‌
برخی از انواع افسردگی و پریشانی خاطر در خانواده‌ها همه‌گیر می‌شوند که نشان دهنده آن است که در واقع سستی رفتاری در میان افراد یک خانواده می‌تواند منشاء وراثتی داشته باشد. همچنین این باور علمی و روانشناختی وجود دارد که در برخی از خانواده‌ها به نظر می‌رسد که افسردگی‌های پیشرفته نسل به نسل بروز می‌کنند. هرچند تحقیقات نشان داده‌اند این امکان وجود دارد که پریشان خاطری و افسردگی پیشرفته در خانواده‌هایی که سابقه این بیماری ندارند نیز ظهور یابد. با این حال یک نکته محرزست و آن اینکه چه از طریق وراثتی و یا خیر، اختلالات رفتاری مربوط به پریشان خاطری و افسردگی اغلب مربوط به بروز تغییراتی در ساختار بدن یا عملکرد آن است. تحقیقات نشان می‌دهند افرادی که دارای سطح پایینی از خود باوری هستند و اغلب نگاه بدبینانه‌ای نسبت به خود و دنیای اطرافشان دارد و نیز به سرعت تحت فشار استرس‌های محیطی مستاصل می‌شوند، آمادگی کامل برای ابتلا به افسردگی دارند.

●تغذیه در افسردگی
در زندگی مدرن امروزی، متأسفانه خیلی‌ها با افسردگی، کم و بیش آشنائی نزدیکی دارند؛ به‌طوری که در بعضی جاها داروی افسردگی به اندازهٔ ”آسپرین“ مشهور و شناخته شده است. افسردگی علت‌های مختلفی دارد. بعضی از انواع آن، خفیف بوده و می‌توان آن را با استفاده از مواد غذائی مداوا نمود.کیک و شیرینی‌جات چون سرشار از کربوهیدرات می‌باشند، در کیمیای مغز و اعصاب، نقش مهمی دارند. به این دلیل، چون در موقع رژیم غذائی از مواد به اندازهٔ کافی استفاده نمی‌شود، تعادل روحی بیشتر به‌هم می‌خورد.بعضی مواد مانند بادام، تخم کدو، لوبیا و بادام زمینی، در شخص احساس آرامش و راحتی ایجاد می‌کند.

● برای مبارزه با افسردگی، مصرف چه مواد غذائی توصیه می‌شود؟
برای مداوای افسردگی و تقویت اعصاب، مصرف ویتامین ”ب“ توصیه می‌شود. این ویتامین یا به‌صورت قرص استفاده می‌شود و یا به‌جای آن می‌توان از مواد غذائی زیر استفاده کرد:
▪ ویتامین ب ۱: در برنج، گندم و لوبیا
▪ ویتامین ب ۳: در تخم‌مرغ، حبوبات و گوشت سفید (مرغ، ماهی، بوقلمون)
▪ ویتامین ب ۶: در حبوبات و محصولات دریائی
▪ ویتامین ب ۱۳: در ماهی و لبنیات. 

 آشنایی با داروهای ضد افسردگی و عوارض آنها:
امروزه متأسفانه بیماری افسردگی یکی از بیماریهای رایج درمیان گروه‌های مختلف مردم است. در بیماری افسردگی واکنش‌ها غیر طبیعی هستند یعنی انسان در برابر ناملایمات و شکست‌ها بیش از حد افسرده می‌شود و زمان افسردگی نیز طولانی‌ترازدیگران در همین شرایط است. علل ابتلا به این بیماری، ارث، تغییرات شیمیایی مغز، از دست دادن والدین در کودکی و حوادث ناخوشایند زندگی، بیماریهای جسمی مختلف و استفاده از بعضی داروها است. جهت درمان، بهترین راه دارو و روان درمانی است. با توجه به این که گاه لازم است از شش ماه تا سه سال این داروها مصرف شود.

● داروهای ضد افسردگی چه نوع داروهایی هستند؟
داروهای ضد افسردگی، گروهی از داروها هستند که برای درمان بیماران افسرده مورد استفاده قرارمی‌گیرند به طوری که وضعیت روحی بیشتر بیماران افسرده با استفاده از این داروها بهتر شده است.
● عملکرد داروهای ضد افسردگی:
این گروه از داروها برخی از مواد شیمیایی را در مغز کاهش می‌دهند. این مواد شیمیایی تحت عنوان نوروترانسمیتر Neurotransmitters خوانده می‌شود. برای عملکرد طبیعی، مغز به این نوروترانسمیترها نیاز دارد. داروهای ضد افسردگی با قرار دادن نوروترانسمیترها (مواد شیمیایی طبیعی) در دسترس مغز، به بیماران افسرده کمک زیادی می‌کنند.
● عوارضی جانبی داروهای ضد افسردگی:
همانند سایر داروها، داروهای ضد افسردگی ممکن است عوارض جانبی را در فرد مصرف کننده ایجاد کنند. البته کلیه‌ی افراد مصرف کننده به این عوارض جانبی مبتلا نمی‌شوند. هر نوع عارضه‌ی جانبی که فرد، به آن مبتلا می‌شود بستگی به داروی انتخابی پزشک برای فرد افسرده دارد.

● چند نوع داروی ضد افسردگی وجود دارد؟
امروزه انواع مختلفی از داروی ضد افسردگی ساخته شده است، معمولی‌ترین گروه‌های دارویی عبارتند از:
▪ داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌یی
▪ داروهایی که به طور انتخابی مهار کننده‌های سروتونینی را تحریک می‌کنند.
▪ مهار کننده‌های مونوآمینواکسیداز MAOIS
▪ سایر گروه‌های دارویی
داروهای سه حلقه‌یی جهت درمان دراز مدت افسردگی مورد استفاده قرارمی‌گیرد. از داروهای این گروه می‌توان به داروی آمی‌تریپتیلینAmitriptyline با نام تجاری الاویل Elavil دسیپرامین، Imipramine با نام تجاری جانیمین Janimnine، توفرانیل Tofranil و نورتریپتیلین Nortriptyline با نام تجاری پاملور Pamelor اشاره کرد.
معمول ترین عوارض جانبی این گروه دارویی عبارت‌اند از: خشکی دهان،تاری دید، یبوست، مشکلات ادرار کردن،آب سیاه چشم، اغتشاش فکری و خستگی.
این گروه از داروها علاوه بر عوارض قلبی ممکن است روی فشار خون و تعداد ضربان‌های قلب اثر بگذارند.
گروه جدیدی از داروهای ضد افسردگی،داروهایی همانند فلوکستین Fluoxetin با نام تجاری Prozac، پاروکستینParoxetine با نام تجاری Paxil و سرترالین Sertraline با نام تجاری Zoloft هستند.
کلیه این داروها (منظور گروه جدید داروها) تحت عنوان گروه SSRI نامیده می‌شوند. عوارض جانبی داروهای این گروه از داروهای سه حلقه‌یی کمتر است. تعدادی ازعوارض جانبی که به وسیله‌ی‌ داروهای گروه SSRI ایجاد می‌شوند عبارتند از:کاهش اشتها، تهوع، عصبانیت، بی‌خوابی، سردرد و مشکلات در رفتار جنسی، افرادی که داروی فلوکستین (Fluoxetin) مصرف می‌کنند، ممکن است علاوه بر عوارض فوق، احساس ناتوانی و خستگی شدید ذکر کنند، به طوری که قدرت برخاستن از جا را نداشته باشند.بیمارانی که داروهای پاروکستین Paroxetine برایشان تجویز شده ممکن است از عوارضی مثل خشکی دهان واحساس خستگی شکایت داشته باشند و بیماران مصرف کننده سرترالین Sertraline نیز علاوه برعوارض جانبی عمومی وابسته به داروهای گروه SSRI ممکن است از اسهال شاکی باشند.

از گروه دارویی شماره ۴ و یا گروه سایر داروهای ضد افسردگی می‌توان به داروهای زیر اشاره کرد:داروی ونلافاکسین Venlafaxine با نام تجاری Effexor که عوارض جانبی زیر را در بیماران مصرف کننده‌ی این دارو ایجاد می‌کند: تهوع، کاهش اشتها، هیجان و اضطراب، سردرد، بی‌خوابی و خستگی. سایر عوارض جانبی که به نسبت عوارض فوق کمتر معمول هستند عبارتند از:خشکی دهان، یبوست، کاهش وزن، مشکلاتی در رفتار جنسی، افزایش فشارخون، افزایش ضربان قلب و افزایش میزان کلسترول خون.
داروی نفازودون Nefazodon با نام تجاری Serzon و عوارض جانبی: سردرد، تاری دید، گیجی، تهوع، یبوست، خشکی دهان و خستگی.

● آیا داروهای ضد افسردگی با سایر داروها،تداخل دارویی ایجاد می‌کنند؟
مصرف داروهای ضد افسردگی، توام با سایر داروها ممکن است تداخل دارویی ایجاد کند. بنابراین هنگام مراجعه به روانپزشک حتماً باید او را از داوهای مصرفی خود مطلع سازید. از بین گروه داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌یی با اکثر داروهای مصرفی تداخل دارویی ایجاد می‌کند.
داروهای ضد افسردگی گروه SSRI ممکن است اثر برخی از داروهای مصرفی را شدت بیشتری بخشد. اگر این گروه از داروها همراه با داروهای ضد افسردگی سه حلقه یی، ضد هیجان و درمان مشکلات بی‌خوابی مثل دیازپام مصرف شود، اثر داروهای فوق را شدت می‌بخشد.
سایر داروهایی که با داروهای گروه SSRI تداخل دارویی دارند: داروهای تنظیم کنند‌ه‌ی ضربان قلب و داروی هالوپریدول است.
داروی ونلافاکسین با داروهای فلوکستین، پاروکستین و سرترالین تداخل دارویی دارد. این دارو و همچنین با داروی کوئینیدین(Quinidine) دارویی که جهت درمان آریتمی‌های قلب تجویز می‌شود، تداخل دارویی ایجاد می‌کند.
ونلافاکسین نیز با داروی تیوریدازین (Thioridazine) تداخل دارویی ایجاد می‌کند. این دارو میزان جذب ونلافاکسین Venlafaxine را در بدن افزایش می‌دهد. مصرف داروی نفازودون (Nefazodon) توام با داروهای تریازولامTriazolam و آلپرازولام Alprazolam میزان جذب هر دو داروی فوق را در بدن افزایش می‌دهد. داروی نفازودون با داروی ترفنادینTerfenadine که هر دو داروها جهت درمان مشکلات حساسیتی تجویز می‌شوند، تداخل دارویی ایجاد می‌کند؛ مصرف توام این داروها باعث بی‌نظمی‌ ضربانهای قلب می‌شود. 
● چگونه به خود کمک کنید
▪ سعی نکنید بار مشکلات را به تنهایی به دوش بکشید.
▪ کاری انجام دهید. خود را مشغول کنید حتی اگر انجام کار سبکی باشد.
▪ تغذیه مناسب داشته باشید.
▪ در صورت اشکال در به خواب رفتن ذهن خود را با گوش دادن به رادیو یا تماشای تلویزیون مشغول نگه دارید تا کمتر احساس اضطراب کنید و راحت‏تر آماده خوابیدن شوید.
▪ از نوشیدن الکل خودداری کنید.
▪ از ورزش و تفریحات سالم استفاده کنید حتی اگر پیاده‎روی باشد.
▪ علت افسردگی را پیدا کنید.
▪ امیدوار باشید و به یاد داشته باشید که:
شما از مشکلی رنج می‎برید که مردمان بسیاری گرفتار آنند، شما حتی می‎توانید بر آن پیروز شوید هر چند در حال حاضر باور آن برایتان دشوار باشد.

● چگونه می‎توان به فردی که افسرده است کمک کرد؟
▪ شنونده خوبی باشید گرچه مجبور به شنیدن مطالب تکراری باشید.
▪ آنها را تشویق به صحبت کردن کنید و کمکشان کنید که بعضی از فعالیتهای روزمره گذشته را انجام دهند.
▪ به آنها اطمینان دهیدکه حالشان بهتر خواهد شد.
▪ مطمئن شوید به اندازه کافی غذا تهیه می‎کنند و به قدر کافی میل می‎کنند.
▪ به آنها کمک کنید که از مصرف الکل دوری کنند.
▪ اگر حالشان رو به وخامت است و شروع صحبتشان با جملات ناامیدکننده و بی‎میلی نسبت به ادامه زندگی است و ممکن است به خود آسیب برسانند آنها را جدی بگیرید و مطمئن شوید که در این باره با پزشکشان صحبت خواهند کرد.
▪ سعی کنید به آنها بقبولانید که نیازمند استفاده از درمان هستند و آنها را تشویق کنید به روانپزشک، یا روانشناس بالینی مراجعه کنند. ۱۰ راهنمایی برای کنار آمدن با افسردگی در روابط شخصی
 اگر با کسی رابطه دارید که او دچار افسردگی است، راهنمایی‌های زیر می‌تواند به دوست شما کمک کند:
۱) اطلاعات خود را کامل کنید
اطلاعات خود در مورد افسردگی و علل، نشانه‌ها و روش‌های درمان آن را کامل کنید.
۲) واقعیت‌ها را از افسانه‌ها جدا کنید
خود را جای او قرار دهید. یاد بگیرید که افسردگی چه حسّی در آدم به وجود می‌آورد. به درک نادرستی که مردم از بیماری روانی دارند و او باید با آن کنار بیاید فکر کنید. واقعیت‌هایی درباره این که افسردگی واقعاً چیست را به دست آورید.
۳) مواظب خودتان باشید
احساس افسردگی واگیردار است. به طور متناوب، خود را یک گام عقب بکشید و باتری‌هایتان را دوباره شارژ کنید!
۴) پشتیبان جلب کنید
احساس ناراحتی، عصبانیت یا ناکامی طبیعی است. این احساسات، واکنش طبیعی به یک وضعیت خسته کننده و فرساینده است. به گروه‌های پشتیبان بپیوندید، با یک دوست نزدیک صحبت کنید یا با یک روان درمانگر مشورت نمائید. نکته مهم این است که ناکامی خود را تخلیه کنید و نگذارید درون شما شکل بگیرد و رشد کند.
۵) در کنارشان باشید
هنگامی که دریچه دلشان را به روی شما می‌گشایند با حوصله به حرف‌هایشان گوش دهید و اجازه دهید سر بر روی شانه شما بگذارند و گریه کنند. با آن‌ها صبور باشید. بگذارید بفهمند که شما به آن‌ها اهمیت می‌دهید. مطالبی که در تحقیقات خود راجع به افسردگی یاد گرفته‌اید را با آن‌ها در میان بگذارید. بگذارید بفهمند که تقصیری ندارند و افسردگی نشان ضعیف یا بی‌ارزش بودن آن‌ها نیست.
۶) به خودتان نگیرید
به یاد داشته باشید که رفتار افراد افسرده لزوماً خطاب به یک فرد «واقعی» نیست. افراد افسرده دچار اختلال در مهارت‌های اجتماعی هستند. آن‌ها ممکن است کناره‌جو و خجالتی یا اخمو و عصبانی باشند. هنگامی که فرد افسرده گرفتار خشم و عصبانیت است، علتش این است که از دست خودش و احساسی که دارد عصبانی است. هنگامی که همسر شما میل برقراری رابطه جنسی ندارد، این را به خود نگیرید. کمبود انگیزه‌های جنسی یکی از نشانه‌های کلاسیک افسردگی است و به هیچوجه به معنی این که او عاشق شما نیست نمی‌باشد.
۷) در کارهای خانه کمک کنید
افراد افسرده تنبل نیستند، بیمار هستند. فعالیت‌های روزانه مثل نظافت خانه، پرداخت صورت‌حساب‌ها یا باغبانی ممکن است برایشان توان‌کاه باشد. شما بهتر است مدتی جور آن‌ها را بکشید. درست مثل این که سرما خورده‌اند و احتیاج به استراحت دارند.
۸) درمان را جدّی بگیرید
دارو درمانی و روان درمانی برای بهبودی آنان بسیار ضروری است. به آن‌ها کمک کنید که درمان را جدّی بگیرند. کمک کنید که ترسشان از درمان بریزد. اگر فکر می‌کنید که به فکر خودکشی افتاده‌اند باید فوراً به دنبال کمک برآئید.
۹) به آن‌ها امید بدهید
هر نوع کمکی که به آن‌ها عرضه کنید، خواهند پذیرفت. این کمک‌ها می‌تواند به شکل ایمان به خدا، عشق به فرزند یا هر چیز دیگری باشد که به آن‌ها شوق زندگی بخشد. ببینید چه کارهایی مناسب آن‌هاست و بهشان یادآوری کنید.
۱۰) بی‌قید و شرط دوستشان بدارید
عشق خود را بدون قید و شرط نثارشان کنید و بگذارید بفهمند که این بیماری آن‌هاست که شما را نارحت کرده است نه خود آن‌ها.   کمک‌های ساده به افراد افسرده
فرد مورد علاقه شما، ماه‌هاست که آن فرد قبلی نیست. شما امیدوار بودید که آن حالت، موقت باشد ولی این طور نبود. شما درگیر این مساله شدید که وی ممکن است مبتلا به افسردگی شده باشد.‌
چه وقت او دوباره به شخصیت قبلی‌اش برمی‌گردد؟ چه کمکی از دست شما برمی‌آید؟ اولین چیزی که باید در نظر داشته باشید این است که شما و فرد مورد علاقه‌تان تنها نیستید.
قریب به ۱۹ میلیون آمریکایی بزرگسال از افسردگی رنج می‌برند و این تغییر توسط افراد نزدیک آنان تشخیص داده می‌شود. اما امروزه، افسردگی یک بیماری کاملاً درمان‌پذیر است و شما می‌توانید بیاموزید که چگونه به آنان کمک کنید.‌
هدف نهایی این است که فرد مورد علاقه شما به همان شخصیت قبلی باز گردد، حال ممکن است در حال حاضر تحت درمان باشد یا خیر.

کلام آخر:
افسردگی عین سرما خوردگی شدید میمونه. دیدین وقتی آدم سرما میخوره و دماغش میگیره و شب از نفس تنگی خوابش نمیبره با خودش میگه "خدایا میشه من دوباره بتونم نفس بکشم؟"...شما هم الان لابد فکر میکنید خدایا میشه من یه روزی اینجوری غمگین نباشم؟ میشه...یه روز بعد از این مشاوره و دکتر...یه روز از خواب بیدار میشید و میبیند که دیگه افسرده نیستید.افسردگی برمیگرده. اینو دارم میگم که بدونید. همونجور که بدن بعضی از آدمها نسبت به سرما حساسه و تند تند سرما میخورند بعضی از آدمها هم نسبت به استرس حساسند و تند تند افسردگی میگیرند...اما این معنیش این نیست که هربار زندگی شما باید تعطیل بشه...بعد از دفعه اول همونطور که میدونید نشانه های سرما خوردگی یعنی گلو درد و فین فین نشانه های افسردگی رو هم میشناسید...اونوقت وقتی میبنید داره میاد براش آماده اید...به نظر میاد افسردگیه داره میاد و حواسشون باشه...انوقت به جای اینکه دو سال طول بکشه ایندفعه دوماه طول میکشه و دفعه بعد حتی کمتر.






چهارشنبه 24 مهر‌ماه سال 1392 :: 10:45 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس
به‌طور قطع و یقین، بین نوع تغذیه و افزایش یا کاهش استرس رابطه وجود دارد.نخستین توصیه برای کاهش استرس و فشار روانی در افراد، افزایش مصرف مایعات به‌طور منظم است، زیرا آب و مایعات در تنظیم سیستم عصبی نقش بسزایی دارند.60 تا 65 درصد بدن انسان بالغ را آب تشکیل می‌دهد که تنظیم‌کننده تمامی فعالیت‌های درون و برون‌سلولی بدن انسان است. البته باید دانست که افراد برای کاهش استرس حتما باید نیمی از مایعات را از طریق مصرف آب و نوشیدنی‌ها و مابقی را از طریق مواد غذایی که آب فراوان دارند، تأمین کنند.

مصرف سبزی و میوه سبب کاهش فشار روانی می‌شود

مصرف سبزی و میوه به چند علت سبب کاهش استرس و فشارروانی در افراد می‌شود، در میوه و سبزی مایعات فراوان وجود دارد. به طور مثال میزان آب موجود در کاهو بیشتر از آب موجود در شیر است و نوشیدن آب به افراد آرامش می‌دهد. علاوه بر این، رنگ‌های طبیعی که در میوه و سبزی وجود دارد باعث نشاط در انسان شده و این خود سبب کاهش استرس و اضطراب در افراد می‌شود.مصرف غذاهایی مثل میوه و سبزی به‌دلیل احساس خوشایندی که در فرد ایجاد می‌کند، اضطراب را در افراد کاهش می‌دهد. در میوه و سبزی، ویتامین، املاح و ریز‌مغذی‌هایی وجود دارد که به تنظیم خلق و خوی افراد کمک می‌کند.مصرف موز برای کاهش استرس در افراد توصیه می‌شود،ویتامین 6B در موز به ترشح سروتونین کمک می‌کند و این انتقال‌دهنده عصبی ترکیبی است که سبب کاهش استرس می‌شود. موز در عین کاهش استرس، خواب‌آور نیست اما آرام‌بخشی مناسب است.

علاوه بر میوه و سبزی، در دانه‌های غلات کامل (سبوس‌دار) و پروتئین‌های حیوانی و گیاهی هم ویتامین 6B وجود دارد که مصرف این نوع مواد غذایی هم می‌تواند به کاهش استرس در افراد کمک کند. اغلب ویتامین‌های گروه B به‌طور معمول در غلات و حبوبات یافت می‌شود که می‌تواند به کاهش استرس در افراد کمک کند.متأسفانه در کشور غلات به‌طور کامل مصرف نمی‌شود،غلات در ایران چه برنج و چه گندم بدون سبوس است و این درحالی است که افراد برای کاهش اثرات استرس و فشار روانی حتما باید غلات را به‌طور کامل و سبوس‌دار مصرف کنند، زیرا غلات تصفیه‌شده و بدون سبوس و بدون فیبر ارزش غذایی مطلوبی ندارند. حبوباتی که از 2 روز قبل خیس شده باشد و نفخ‌کننده نباشد نیز از دیگر مواد غذایی مفید است که باعث کاهش استرس در افراد می‌شود.

افرادی که غذاهای دریایی مصرف می‌کنند، آرامش بیشتری دارند

مصرف گوشت سفید به‌دلیل پروتئین و اسیدهای چرب به‌ویژه امگا 3 موجود در آن می‌تواند خلق و خوی افراد را تنظیم کند، به همین دلیل افرادی که غذاهای دریایی همراه با سبزیجات را مصرف می‌کنند، آرامش بیشتری دارند.مصرف مواد لبنی همراه با غلات از قبیل نان و ماست و خیار از غذاهای مناسبی است که به‌ویژه در فصل تابستان می‌تواند به آرامش افراد کمک کند. البته مصرف آجیل‌های تازه و بی‌نمک به دلیل داشتن فیبر، اسیدهای چرب غیراشباع، املاح و ویتامین و صدایی که هنگام خوردن ایجاد می‌کند، نیز سبب کاهش استرس می‌شود.

در هنگام استرس جوشانده لیموعمانی و گل گاوزبان مصرف کنید

مصرف جوشانده لیموعمانی و گل گاوزبان در مواقع استرس توصیه می‌شود،از مواد غذایی سرشار از ویتامین B،C ، D حتماً استفاده شود. همچنین مردم برای کاهش استرس نباید 3 وعده غذایی سنگین مصرف کنند بلکه باید رژیم غذایی در قالب 5 یا 6 وعده سبک داشته باشند. داشتن تنوع غذایی، تمرین آرام خوردن غذا و نیاشامیدن آب همزمان با خوردن غذا از مواردی است که می‌تواند به کاهش استرس افراد کمک کند. نمک، قندهای ساده و تصفیه‌شده، شکر، شیرینی، مربا، نوشابه، آبمیوه‌های صنعتی، چربی‌های حرارت‌دیده و کافئینی که در نوشابه، قهوه و چای وجود دارد سبب تحریک سیستم عصبی فرد شده و او را مستعد استرس و اضطراب می‌کند، علاوه بر این، خوردن فست‌فودهای غنی از نمک و چربی نیز باعث می‌شود که استرس افراد تشدید شود، زیرا مصرف این قبیل مواد غذایی سبب تحریک سیستم عصبی فرد می‌شود.






دوشنبه 18 شهریور‌ماه سال 1392 :: 12:37 ب.ظ ::  نویسنده : کارشناس
مصرف دخانیات به عنوان یک مشکل بهداشت عمومی درسطح جهان مطرح می باشد، همچنین می تواند موجب کاهش امید به زندگی ، افزایش هزینه درمانی، کاهش خلاقیت در ابعاد زندگی فردی شود. بیش از پنج میلیون نفر در سال در دنیا در اثر استعمال دخانیات جان خود را از دست می دهند که اغلب این موارد در کشورهای با درآمد پایین و متوسط است و پیش بینی ها بیانگر این نکته است که چنانچه این روند ادامه یابد، تعداد مرگ و میر ناشی از استعمال دخانیات تا سال 2030 به حدود 8 میلیون نفر در سال افزایش خواهد یافت.نتایج تحقیقات نشان می دهد که هر نخ سیگار هشت دقیقه از عمر انسان را کاهش می دهد و در هر شش ثانیه یک نفر در جهان در اثر استعمال دخانیات جان خود را از دست می دهد.افرادی که روزانه کمتر از پنج نخ سیگار می کشند به عنوان معتادان به مصرف نیکوتین به شمار نمی آیند.

معتادان نیکوتین به طور متوسط روزانه بین هشت تا 10 نخ سیگار مصرف می کنند ولی در بین آنها افرادی نیز هستند که بین 40 تا 80 نخ سیگار در طول روز استفاده می کنند.سالانه 10 هزار میلیارد تومان برای خرید سیگار و درمان بیماری های ناشی از آن در ایران هزینه می شود.بر اساس آمار حاصل از تعداد افراد سیگاری، میزان مصرف روزانه سیگار آنها و قیمت فعلی سیگار،سالانه دو برابر هزینه خرید سیگار در کشور صرف درمان بیماری های ناشی از مصرف این ماده دخانی می شود.طبق یک آمار حدود 20 میلیون نفر در کشور سیگار می کشند که از این تعداد بین 8.5 تا 10 میلیون نفر به عنوان افراد معتاد به مصرف نیکوتین شناخته شده اند.بسیاری از جهش‌ها و رخدادهای اجتماعی و سیاسی در چند قرن اخیر را به وجود آورده‌ایم اما در نگهداری، حفاظت و ادامه آن ‌مشکل داشته‌ایم. در بحث مبارزه با دخانیات چندین بار مقام اول را در جهان دریافت کرده‌ایم، پیشگام هستیم اما با وجود اینکه حرکت را آغاز کرده‌ایم و الگو می‌شویم اما در جا می‌زنیم و عقب‌گرد داریم.هم اکنون کشورهای عربستان و مصر در بحث کنترل دخانیات از ما جلو زده‌اند.طبق قانون،استعمال دخانیات در اماکن عمومی ممنوع است، آیا مطب دکتر اماکن عمومی نیست یا قهوه‌خانه و تاکسی محل عمومی حساب نمی‌شود که به راحتی سیگار و قلیان مصرف می شود؟

پدیده سیگار کشیدن در بین نوجوانان و جوانان یکی از مشکلات بزرگ در بسیاری از جوامع امروزی است. بسیاری از کار‌شناسان، سیگار کشیدن را آغاز راهی می‌دانند که در انتها باعث اعتیاد جوانان به مواد مخدر می‌شود.دوستان ناباب واژه آشنا در بررسی آسیب های اجتماعی است.در حقیقت باید اعتراف کرد که این یک حقیقت است و دوستان افراد نوجوان در شکل گیری شخصیت و رفتار آن‌ها بسیار مهم هستند. نکته مهم در اینجا این است که زمانی که فرد نوجوان در یک گروه همسال قرار می‌گیرد سعی در تقلید از رفتار سایرین می‌کند و در صورتی که یک یا چند فرد سیگاری در این گروه حضور داشته باشند احتمال آلوده شدن فرد بالا است.

بسیاری از نوجوانان در جامعه امروزی استفاده از دخانیات را نشان ویژه ای برای آزادی خود می دانند به ویژه زمانی که رفتار آنها توسط عده ای به ویژه هم سالان تحسین می شود.تاثیر گروه هم سن و سال در دوران نوجوانی به حداکثر میزان خود می رسد و هم سالان نقش پررنگی در تصمیمات آنها در خصوص چگونگی انجام این عادت دارند همچنین نوجوان ممکن است در خانه هایی زندگی کنند که والدینشان سیگار می کشند،در چنین محیطی اگر پدر و مادر یک نوجوان، سیگاری باشد احتمال اینکه او نیز سیگاری شود بیشتر دیده شده و زمانی که یک خواهر یا برادر سیگاری نیز داشته باشد این احتمال چندین برابر می شود.در بسیاری از اوقات استعمال دخانیات و سوء مصرف مواد مخدر و سایر رفتارهای مخاطره آمیز،اغلب بدان جهت توسط نوجوانان مورد توجه قرارمی گیرد که می خواهند استفاده از آنها را به عنوان نمادی برای رسیدن به دوران بزرگ سالی جلوه دهند.

نهادهای متولی باید نسبت به برخورد قانونی با فروش سیگار به افراد کمتر از 18 سال اقدام کنند.رسانه‌ها نیز در بیان زیاندهی‌های این رفتار نابهنجار تلاش چشمگیری نداشته و صدا و سیما باید در این زمینه با آموزش جوانان و خانواده‌ها، زیان‌های ناشی از مصرف سیگار را به آنها انتقال دهدنوع فرهنگ حاکم بر یک خانواده، شهر و جامعه در این مسئله بسیار مهم است. برای نمونه در جوامعی که ورزش کردن و تحرک داشتن به عنوان یک ارزش کلی مطرح باشد شما شاهد تعداد کمتری از افراد سیگاری هستید. اما در صورتی که در خانواده و یا محل زندگی شخص فرهنگ غالب بر استفاده از مواد دخانی باشد مطمئنا احتمال سیگاری شدن افراد بسیار بالا‌تر است. البته نباید از تاثیر رسانه ها و الگوهای رسانه ای غافل شد.تاثیر رسانه‌های جمعی بر تربیت و رفتار افراد مختلف در جامعه غیر قابل انکار است.

 امروزه بسیاری از ستاره‌های دنیا هنر و موسیقی و یا حتی تعدادی از ورزشکاران دخانیات مصرف می‌کنند. این مسئله می‌تواند در جذب بسیاری از نوجوانان و جوانان به سمت سیگار موثر باشد. مهمترین راه پیشگیری از این مشکل، شناخت علل گرایش به استعمال سیگار و در نهایت ارتقاء میزان آگاهی و نگرش مردم بویژه قشر نوجوان و جوان آسیب پذیر جامعه در مورد مضرات مصرف سیگار است.هرچند شیوع کلی مصرف مداوم سیگار نسبت به مطالعات دیگر نقاط کشور کمتر است ولی تجربه مصرف سیگار نسبتاً بالا است،بنابراین ضمن آنکه میزان آگاهی دانش آموزان از مضرات سیگار در حد مناسب نیست و با توجه به اینکه افراد سیگاری سطح آگاهی کمتری از مضرات سیگار دارند لذا افزایش سطح آگاهی دانش آموزان در جهت کاهش گرایش به سیگار و بهبود عملکرد مؤثر است. باید برنامه های آموزشی و تشویق به ترک در سطح محلی و کشوری انجام شود تا بتوان با ارائه مداخلات آموزشی مناسب در جهت پیشگیری از این معضل مهم بهداشتی در کشور گام های مهمی برداشت.باید در برنامه های تولیدی رسانه ها از جمله فیلم و سریال چنان قبح مصرف دخانیات برجسته گردد که جوانان به راحتی نتوانند از آن استفاده کنند و همواره شرم و خجالتی نسبت به مصرف آن داشته باشند.در رسانه‌هایی همچون رادیو و تلویزیون کارهایی در خصوص منع ترویج دخانیات صورت گرفته،اما اقدامات صورت گرفته ناکافی است.در این موازنه طرف مقابل یعنی کمپانی‌ها و شرکت هایی که از تولید و فروش دخانیات سود می‌برند تبلیغات بسیار گسترده‌تری دارند و نتایج نشان می دهد کفه ترازو به نفع آنها سنگین شده است.

نبود قبح اجتماعی سیگار در جامعه یک عامل افزایش مصرف سیگار است.متاسفانه مصرف سیگار در جامعه قبح لازم را نداشته و از طرف دیگر به راحتی در دسترس می‌باشد و تبلیغاتی هم که توسط کمپانی های آن صورت می گیرد جذابیت ظاهری به این محصول داده که جوانان و نوجوانان را به سمت خود می کشاند.در فیلم و سریال‌ها به شکل زنده و با تجسم عینی و واقعی مصرف و یا منع منصرف دخانیات ترویج داده می شود، به گونه ای که اگر بازیگر نقش اول فیلم سیگاری را بکشد، کشیدن سیگار توسط او می تواند تبلیغاتی را که در خصوص منع مصرف دخانیات در بسیاری از کتاب ها و نشریات به چاپ رسیده خنثی کند.متاسفانه در حال حاضر در فیلم ها و سریال های امروزی به خوبی به بحث مضرات دخانیات پرداخته نشده و قبح آن نیز اصلا نشان داده نمی شود.درفیلم ها و سریال ها با توجه به نقش تاثیرگذار آنها بر روی جوانان باید کشیدن سیگار به یک شخصیت منفی در فیلم واگذار شود.اگر اطرافیان شخصیت اول فیلم نیز دخانیات مصرف کنند و در فیلم واکنش منفی نسبت به این امر نشان داده نشود باز هم تاثیرگذاری خود را در ترویج دخانیات خواهد داشت. لذا ضروری است که در فیلم ها واکنش های منفی نسبت به مصرف دخانیات توسط بازیگران فیلم و سریال نشان داده شود".

بر اساس مباحث مطرح شده در حوزه روان درمانی و رفتار درمانی افراد سیگاری، لازم است به معرفی جایگزین هایی برای سیگار به این دسته از افراد توجه شود.از این طریق می توان سیکل معیوب مصرف مداوم و عادتی سیگار را شناسایی و با ارائه راهکاری جایگزین های مناسبی به آنها معرفی کرد. افزایش مصرف آب روزانه، انجام 20 تا 30 دقیقه ورزش و نرمش و به طور کلی تغییر سبک زندگی می تواند در این مسیر بسیارکمک کننده باشد.همچنین به تازگی روش های نوینی مانند رایحه درمانی و موسیقی درمانی برای ترک دادن افراد سیگاری در ایران (در بین 40 نفر به عنوان گروه شاهد) و استرالیا مورد بررسی قرار گرفته و نتایج آن مثبت گزارش شده است.

 بنابراین می توان از اینگونه روش ها نیز برای همراهی کردن با افراد سیگاری در ترک سیگار استفاده کرد.تولید سیگار در کشور باید تابع برنامه راهبردی شود، ما یکی از کشورهایی بودیم که دخانیات در انحصار دولت بود اما متأسفانه آن را خصوصی‌سازی کردند. دخانیات یک صنعت است و هدف آن تولید، برطرف کردن نیاز و سودآوری است بنابراین زمانی که از انحصار دولت خارج شود سلامت دیگر حرف اول را نخواهد زد.باید بر مصرف کننده سخت بگیریم و هر فردی در هر جا نتواند سیگار مصرف کند. استعمال دخانیات در اماکن عمومی ممنوع است و این شامل مطب، مدرسه، آموزشگاه، تفریحگاه، رستوران و قهوه‌خانه می‌شود. اگر مصرف را سخت بگیریم این یک عامل بازدارنده می‌شود و افراد نمی‌توانند به راحتی دخانیات مصرف کنند.






سه‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1392 :: 11:45 ب.ظ ::  نویسنده : کارشناس


ترامادول یک داروی ضد درد است. که با نام های مختلفی از جمله بایومادول در داروخانه ها عرضه می شود. از ترامادول برای تسکین درد های متوسط تا شدید استفاده می شود. با اینکه تاکنون مکانیسم اثر ترامادول دقیقا مشخص نشده است ولی این دارو مانند مورفین عمل می کند. ترامادول مانند مورفین در مغز به گیرنده های اپیوئیدی متصل شده، باعث ایجاد تسکین می گردد. این دارو بصورت آمپول، قرص یا کپسول های 50 و 100 میلیگرمی در بازار دارویی کشور وجود دارد و در داروخانه ها عرضه می شود. بالاترین دوز روزانه آن 400 میلیگرم است. خوردنش با غذا یا بدون غذا تاثیری در میزان جذب آن ندارد.

تداخلات داروییداروهایی مانند کاربامازپین و کینیدین مانع از خنثی شدن ترامادول در بدن شده، غلظت آنرا در خون بالا می برند! استفاده همزمان ترامادول با داروهای مهار کننده مونوآمینواکسیداز و مهارکننده انتخابی گیرنده های سروتونین مانند فلوکستین منجر به عوارض جانبی شدیدی از جمله تشنج می شود. این دارو در صورتیکه با الکل، داروهای بیهوشی، مواد مخدر، داروهای آرام بخش یا خواب آور استفاده شود خطر ایست تنفسی را به شدت افزایش می دهد.سالم بودن آن برای زنان حامله یا در مرحله شیردهی هنوز ثابت نشده است.عوارض جانبی آن عبارتند از:  تهوع، یبوست، سردرد، خواب آلودگی، خارش، اسهال، خشکی دهان، بثورات جلدی، اختلالات بینایی، سرگیجه واقعی، تشنج

و اما ارتباط ترامادول با اعتیاد و سوء مصرف مواد....

این دارو از بدو ورودش به بازار دارویی کشور مورد توجه بیماران معتاد به مواد مخدر قرار گرفت. و آوازه آن تا جایی پیش رفته است که متاسفانه گروه ها و خواننده های رپی وجود دارند که نام ترامادول را برای خود انتخاب کرده اند!تجربه نویسنده در زمینه مدیریت سایت های مشاوره درمان اعتیاد ، نشان می دهد که نام ترامادول بعد از کراک دومین نامی است که کاربران اینترنت با جستجوی آن به چنین سایت هایی راه پیدا می کنند. و سئوالی که همیشه چنین کاربرانی مطرح می کنند اینست که:

 آیا ترامادول باعث اعتیاد به مواد مخدر می شود؟

 آیا ترامادول  داروی مناسبی برای ترک اعتیاد است؟

آیا ترامادول باعث ایجاد تشنج می شود؟

در پاسخ به این سئوالات باید بگوییم که: با توجه به اینکه مکانیسم کنترل درد در ترامادول مشابه مورفین است. مصرف مداوم آن منجر به وابستگی فیزیکی و روانی مشابه اعتیاد به مواد مخدر می شود. و مصرف طولانی مدت ترامادول منجر به اعتیاد به آن شده و درمانی کاملا مشابه با درمان سوء مصرف مواد مخدری چون تریاک، کراک و هروئین دارد! باز هم تجربه نویسنده نشان می دهد که: بیمارانی که در مراکز بستری جهت ترک ترامادول بستری می شوند علایم خماری یا ترک غیر قابل تحمل تری نسبت به سایر بیماران وابسته به مواد مخدر از خود نشان می دهند!

 از جمله علایم ترک ترامادول عبارتند از: عصبانیت، تعریق، بی خوابی، تهوع، اسهال، لرزش اندام ها و توهم معتادان به مواد مخدر در مواردی که امکان تهیه یا استفاده از مواد مخدر را ندارند از این دارو جهت جایگزین کردن مواد مخدر استفاده می کنند. عده ای نیز به غلط آنرا برای ترک اعتیاد مورد استفاده قرار می دهند!

در حقیقت تعداد کسانیکه بواسطه مصرف ترامادول وارد وادی اعتیاد شده اند کمتر از کسانی است که این دارو را  جهت جایگزینی مواد مورد استفاده قرار می دهند. اینها معمولا کسانی هستند که به خاطر درد، ترامادول را طولانی مدت مصرف کرده اند و از عواقب اعتیاد به آن غافل مانده اند!

پس اگر شخصی به کلینیک مراجعه کند و بگوید که اعتیادش را با ترامادول شروع کرده و در ابتدا از آن برای نئشه بازی و سرخوشی استفاده کرده است کمی غیر معمول می نماید! همچنانکه گفته شد افراد وابسته به ترامادول بیشتر مصرف کنندگان مواد مخدری هستند که جهت جلوگیری از علایم ناخوشایند ترک یا خماری از این دارو به عنوان جایگزین استفاده می کنند.

بر اساس مقالات معتبر پزشکی ترامادول در دوز 200 تا 400 میلیگرم می تواند علایم ترک مواد مخدر را از بین ببرد و تجویز آن به مقدار کمتر از این دوز فرقی با تجویز دارونما در کنترل علایم ترک ندارد!

شخصی که از این دارو جهت ترک اعتیاد استفاده می کند وقتی دوز دارو را به کمتر از 200 میلیگرم برساند علایم ترک مواد مخدر را از خود نشان خواهد داد  و دوباره به مصرف ترامادول یا مواد مخدر رو می آورد حال چنین شخصی چگونه می تواند دوز دارو را به فرضا 2.5 میلیگرم در روز کاهش دهد؟! در حالیکه این قضیه در مورد داروهای مناسب ترک اعتیاد مانند متادون صدق نمی کند.

پس می توان نتیجه گرفت ترامادول داروی مناسبی برای ترک اعتیاد نیست!  بعلاوه اکثر قریب به اتفاق بیماران وابسته به مواد مخدر در کنار مصرف مواد مخدر از داروهای اعصاب، آرامبخش و خواب آور نیز استفاده می کنند و همچنانکه در قسمت تداخلات دارویی عنوان شد با مصرف همزمان ترامادول با این داروها خود را در خطر تشنج و ایست تنفسی قرار می دهند!

تشنج شایع ترین عارضه ای است که بیماران از ترس ایجاد آن جهت درمان وابستگی به ترامادول به مراکز درمان سوء مصرف مواد مراجعه می کنند! علاوه بر تداخل دارویی منجر به تشنج، ترامادول با کاهش آستانه تشنج باعث ایجاد تشنج در کسانی می شود که به علت تشنج در حال درمان هستند یا اینکه درمان شده اند!پس بخاطر داشته باشیم که ترامادول باید بر اساس نسخه و توصیه پزشک مورد استفاده قرار بگیرد و مصرف خودسرانه آن عواقب غیر قابل جبرانی بدنبال خواهد داشت.


ترک خودسرانه و قطع ناگهانی ترامادول خطرناک است

ترک ترامادول بدونه اطلاع از روش ترک و مطالعه قبل از ترک آن خیلی خطرناک است و چه بساء در مواردی باعث مرگ شده است پس خود سرانه از قطع ناگهانی دارو بپرهیزید توجه داشته باشید چنان چه شما مدت طولانی از قرص ترامادول استفاده میکنید از قطع ناگهانی دارو جدأ خوداری کنید قطع یکباره دارو باعث درد شدید و تب و لرز و عرق سرد و لرزش و توهم شدید و کم سو شدن دید و اسهال و استفراق و بی خوابی و افسردگی و کم اشتهایی شدید و درد خیلی شدید در مفاصل همراه است که اگر دوز مصرف بیمار زیاد باشد و بطور ناگهانی قرص را قطع کند باعث تشنج و کما میشود پس قبل از ترک حتما عوارض قطع ناگهانی دارو را مطالعه کنید

 

روش ترک کردن ترامادول

ترک ترامادول:

جهت ترک مصرف ترامادول توصیه شده است که از روش کاهش دوز مصرف در طی چند هفته استفاده شود.و برای کاهش دادن علایم احتمالی ترک ترامادول ، مصرف داروهای ضد درد مانند ایبوبروفن بلامانع می باشد.زیرا قطع ناگهانی ترامادول پس از مصرف طولانی مدت آن سبب ایجاد علایم قطع مصرف(علائم شبیه ترک مورفین) در بدن مانند بی خوابی، تحریک پذیری، اضطراب، تعریق،تشنج، لرزش، تهوع، استفراغ،اسهال، رعشه، توهم، اختلال خواب و مشکلات تنفسی، درد عضلات و درد شکم و... می شود. بهترین راه همینه که کم کم با پایین اوردن دوز مصرف دارو موفق به ترکش بشی. و بهتره وقتی مصرفتو نهایتا به روزی 2 یا 3 تا رسوندی از مسکن دیگه ای به همراه دیکلوفناک و کلونیدیوم سی جهت جلوگیری از اسهال و مشکلات گوارش و کلوندین برای جلوگیری از بقیه علائم ترک ترامادول با دوز کم به جای مسکن ترامادوک استفاده کنی. سالم و تندرست باشید. داروهای ترک اعتیاد عبارتند از نالوکسان (به صورت تزریقی )و نالتروکسان (به صورت قرص)در بازار موجود میباشد.ولی در اثر مصرف انها سریعا علائم ترک در بدن ظاهر می شود که شامل ضعف شدید عضلانی و درد و کوفتگی بدن و لرزش دستها می باشد . در مراکز ترک اعتیاد قبل از تزریق این دارو ها شخص را بیهوش نموده که علائم درد را احساس نکند. داروی ترامادول جزو داروهای مخدر و اعتیاد آور می باشد که شما به آن وابسته شده اید.قطع ناگهانی آن پس از مصرف طولانی مدت آن سبب علائم ترک مورفین در بدن مانند بی خوابی، تحریک پذیری، تشنج، لرزش، تهوع، استفراغ، درد عضلات و شکم و... می شود.برای درمان به گفته دوستان میتوان از ترک تدریجی استفاده کرد یعنی هر وز میزان مصرف دارو را نسبت به روز قبل کاهش دهید ولی توصیه میکنم به مراکز معتبر درمان مراجعه نمایید تا بتوانید سلامت خود را بدست آورده و حفظ نمایید بدون مشاوه مستقیم امکان ترک آن خیلی کم است.

 

روش دیگر ترک ترامادول

 

شما باید تا یک هفته یک چهارم از قرص را مصرف نکنید. از هفته دوم نصف کنید و در عوض قرص استامینون را نصف کرده در همان روز نه در یک زمان آن را بخورید هفته سوم فقط یک چهارم ترامادول بمدت دو هفته همراه با یک قرص کدیین دار مصرف کنید. و بعد از یکماه که دیگر اصلا نباید ترمادول را بخورید . شروع به کم کردن قرص کدیین دار از یک چهارم در یک هفته تا پایان یک ماه آنرا هم یک چهارم یک چهارم بکلی ترک کنید این راه حتما عملی هست اصلا شک نکنید.






سه‌شنبه 14 خرداد‌ماه سال 1392 :: 11:48 ب.ظ ::  نویسنده : کارشناس
فرد مورد علاقه شما، ماه‌هاست که آن فرد قبلی نیست. شما امیدوار بودید که آن حالت، موقت باشد ولی این طور نبود. شما درگیر این مساله شدید که وی ممکن است مبتلا به افسردگی شده باشد.‌چه وقت او دوباره به شخصیت قبلی‌اش برمی‌گردد؟ چه کمکی از دست شما برمی‌آید؟ اولین چیزی که باید در نظر داشته باشید این است که شما و فرد مورد علاقه‌تان تنها نیستید.قریب به ۱۹ میلیون آمریکایی بزرگسال از افسردگی رنج می‌برند و این تغییر توسط افراد نزدیک آنان تشخیص داده می‌شود. اما امروزه، افسردگی یک بیماری کاملاً درمان‌پذیر است و شما می‌توانید بیاموزید که چگونه به آنان کمک کنید.‌
هدف نهایی این است که فرد مورد علاقه شما به همان شخصیت قبلی باز گردد، حال ممکن است در حال حاضر تحت درمان باشد یا خیر.

افسردگی از دامنه وسیعی از علائم تشکیل شده که می‌تواند با روش زندگی، تداخلات زیادی داشته باشد. بعضی از مهمترین علائم در اینجا ذکر شده است. به یاد داشته باشید که هر کسی که افسرده باشد ممکن است همه این علائم را نداشته باشد.
- نداشتن تمرکز
- احساس خستگی و کمبود انرژی‌
- دردهای غیرقابل توصیف، سردردهای متوالی‌
- نداشتن انگیزه‌
- احساس تنهایی، نداشتن ارتباط زیاد با خانواده و دوستان‌
- گریه کردن، احساس ناراحتی‌
- عدم تمایل به فعالیت‌های مورد علاقه قبلی‌
- مشکل خواب‌
- نگرانی مداوم‌
- احساس بی‌ارزشی یا احساس گناه‌

● علایم‌ شایع عبارتند از:
▪ از دست‌ دادن‌ علاقه، بی‌حوصلگی‌ و دل‌زدگی‌، ناتوانی‌ از لذت‌ بردن‌
▪ احساس‌ ناامیدی‌، بی‌حالی‌ و خستگی‌
▪ بی‌خوابی، خواب‌ زیاد یا ناراحت‌
▪ گوشه‌گیری‌ اجتماعی، احساس‌ بی‌ارزش‌ بودن‌ و مورد نیاز نبودن‌
▪ بی‌اشتهایی‌ یا پرخوری‌، یبوست‌
▪ از دست‌ دادن‌ میل‌ جنسی‌
▪ مشکل‌ داشتن‌ در تصمیم‌گیری‌، مشکل‌ داشتن‌ در تمرکز
▪ یکباره‌ به‌ گریه‌ افتادن‌ بدون‌ توضیح‌ مشخص‌ احساس‌ گناه‌ شدید به‌ خاطر وقایع‌ بی‌اهمیت‌ یا خیالی‌
▪ تحریک‌پذیری، بی‌قراری‌، افکار خودکشی‌
▪ دردهای‌ مختلف‌، مثل‌ سردرد، درد قفسه‌ سینه‌ بدون‌ شواهدی‌ از بیماری‌ جسمی‌
● علل‌:
▪ برای‌ بیماری‌ افسردگی‌ واقعی‌ هیچ‌ علت‌ یگانه‌ و روشنی‌ نمی‌توان‌ متصور بود.
▪ بعضی‌ از عوامل‌ زیست‌شناختی‌ مثل‌ بیماری‌های‌ جسمی‌، اختلالات‌ هورمونی‌، یا بعضی‌ داروها می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.
▪ عوامل‌ اجتماعی‌ و روانی‌ نیز می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.
▪ اختلالات‌ ارثی‌ نیز می‌توانند مؤثر باشند.
▪ بروز این‌ حالت‌ ممکن‌ است‌ با تعداد وقایع‌ ناراحت‌کننده‌ زندگی‌ فرد ارتباط‌ داشته‌ باشد.
● عوامل‌ افزاینده‌ خطر:
▪ عصبانیت‌ یا احساس‌ دیگری‌ که‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.
▪ داشتن‌ شخصیتی‌ وسواسی‌، منظم‌ و جدی‌، تکامل‌گرا، یا شدیداً وابسته‌
▪ سابقه‌ خانوادگی‌ افسردگی‌ وابستگی‌ به‌ الکل‌
▪ شکست‌ در کار، ازدواج‌، یا روابط‌ با دیگران‌
▪ مرگ‌ یا فقدان‌ یکی‌ از عزیزان‌
▪ از دست‌ دادن‌ یک‌ چیز مهم‌ (شغل‌، خانه‌، سرمایه‌)
▪ تغییر شغل‌ یا نقل‌ مکان‌ به‌ یک‌ جای‌ جدید
▪ انجام‌ بعضی‌ از اعمال‌ جراحی‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌
▪ وجود یک‌ بیماری‌ یا معلولیت‌ عمده‌
▪ گذر از یک‌ مرحله‌ از زندگی‌ به‌ مرحله‌ای‌ دیگر، مثلاً یائسگی‌ یا بازنشستگی‌
▪ استفاده‌ از بعضی‌ از داروها مثل‌ بنزودیازپین‌ها
▪ محرومیت‌ از داروها و مواد محرک‌ مثل‌ کوکائین‌، آمفتامین‌ها یا کافئین‌
▪ بعضی‌ از بیماری‌ها مثل‌ دیابت‌، سرطان‌ لوزالمعده و اختلالات‌ هورمونی‌
● پیشگیری:
▪ تغییرات‌ عمده‌ زندگی‌ را پیش‌بینی‌ و آمادگی‌ لازم‌ برای‌ مواجهه‌ شدن‌ با آنها را کسب‌ کنید.
● حتی‌الامکان‌ از عوامل‌ خطر پرهیز کنید:
▪ عواقب‌ مورد انتظار در بسیاری‌ از موارد، بیماری‌ خود به‌ خود خوب‌ می‌شود، اما با کمک‌ گرفتن‌ از پزشک‌ می‌توان‌ مدت‌ افسردگی‌ را کم‌ کرد و روش‌های‌ مقابله‌ با افسردگی‌ را فرا گرفت‌.
▪ عود افسردگی‌ شایع‌ است‌.
▪ درصد بهبودی‌ بالا است‌، حتی‌ اگر فرد به‌ هنگام‌ افسردگی‌، نسبت‌ به‌ بهبودی‌ خود دید منفی‌ داشته‌ باشد.
● عوارض‌ احتمالی :
▪ خودکشی‌
● علایم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از:
▪ گوشه‌گیری‌ از خانواده‌ و دوستان‌
▪ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود
▪ به‌ زبان‌ آوردن‌ این‌ که‌ فرد می‌خواهد «همه‌ چیز را تمام‌ کند» یا اینکه‌ «زیادی‌ است‌ و مزاحم‌ دیگران‌.»
▪ شواهدی‌ از داشتن‌ نقشه‌ برای‌ خودکشی‌ (مثلاً نوشتن‌ وصیت‌نامه‌ یا توجه‌ به‌ یک‌ سلاح‌ قتاله‌)
▪ خوشحالی‌ ناگهانی‌ پس‌ از احساس‌ نومیدی‌ طولانی‌ مدت‌
▪ عدم‌ بهبود افسردگی
● اصول‌ کلی درمان‌ :
▪ در صورتی‌ که‌ علایم‌ خفیف‌ تا متوسط‌ باشند، روش‌های‌ به‌ عهده‌ گرفتن‌ مراقبت‌ از خود را در پیش‌ گیرید:
▪ با دوستان‌ و خانواده‌ صحبت‌ کنید.
▪ به‌ طور منظم‌ ورزش‌ کنید.
▪ یک‌ رژیم‌ غذایی‌ متعادل‌ و کم‌چرب‌ داشته‌ باشید.
▪ الکل‌ مصرف‌ نکنید؛ کارهای‌ عادی‌ زندگی‌ خود را ادامه‌ دهید.
▪ فیلم‌های‌ خنده‌دار و شاد ببینید.
▪ در صورت‌ امکان‌ به‌ تعطیلات‌ بروید.
▪ احساسات‌ خود را در یک‌ دفتر خاطرات‌ روزانه‌ بنویسید.
▪ سعی‌ کنید مشکلات‌ در روابط‌ با دیگران‌ را حل‌ کنید (البته‌ بهتر است‌ که‌ در این‌ زمان‌ تصمیمات‌ عمده‌ نگیرید).
▪ تا حدی‌ که‌ می‌توانید فعالیت‌ خود را حفظ‌ کنید.
▪ مسؤولیت‌های‌ خود را تا زمان‌ بهبودی‌ به‌ فرد دیگری‌ واگذار کنید.
▪ به‌ گروه‌های‌ حمایتی‌ در مورد افسردگی‌ بپیوندید.
▪ داروهای‌ ضدافسردگی‌ برای‌ بعضی‌ از افراد که‌ افسردگی‌ طولانی‌مدت‌ یا نسبتاً شدید دارند.
● فعالیت:
▪ محدودیتی‌ برای‌ آن‌ وجود ندارد.
▪ فعالیت‌ها و علایق‌ روزانه‌ را حفظ‌ کنید حتی‌ اگر حوصله‌ آنها را ندارید.
● رژیم‌ غذایی‌:
▪ یک‌ رژیم‌ عادی‌ و متعادل‌ داشته‌ باشید حتی‌ اگر اشتها به‌ غذا ندارید.
● در این‌ شرایط‌ به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌ نمایید:
▪ اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان علایم‌ افسردگی‌ دارید.
▪ اگر احساس‌ تمایل‌ به‌ خودکشی‌ یا ناامیدی‌ دارید.

آیا شما یک یا چند مورد از موارد بالا را در فرد مورد نظرتان مشاهده کرده‌اید؟ اگر چنین است، شما ممکن است پیشنهاد دهید که در این موارد با پزشک صحبت و راه‌های مختلف درمان را بررسی کند.
● افسردگی چیست؟
راجع به افسردگی، سوءتعبیرهای زیادی وجود دارد. دلیل آن هم این است که از واژه افسردگی برای بیان حالات ناراحتی و غمگینی نیز استفاده می‌شود.‌
افسردگی واقعی از تغییر حالات روحی عادی افراد متفاوت است. افسردگی تنها یک ناراحتی ساده نیست و چیزی نیست که به راحتی بتوان از آن خلاصی یافت. افسردگی می‌تواند بدن، خلق و خو و افکار را تغییر دهد. افسردگی، افکار فرد را حتی راجع به چیزهای مورد علاقه نیز تغییر می‌دهد.
افسردگی نه تنها فرد مبتلا را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه حتی آنهایی که با فرد، رابطه نزدیکی دارند نیز درگیر می‌کند. حتی اگر فرد مبتلا بخواهد که احساس بهتری داشته باشد، نمی‌تواند افسردگی را از خود دور کند و دلیل آن این است که افسردگی یک بیماری کاملاً جدی است. همان‌طور که یک فرد مبتلا به دیابت یا ناراحتی قلبی نمی‌تواند ناراحتی را از خود دور کند، فرد افسرده نیز نمی‌تواند چنین کاری انجام دهد. اما افسردگی یک بیماری کاملاً درمان‌پذیر است. در حقیقت با یک درمان مناسب می‌توان به بیشتر این بیماران کمک کرد.‌
● چه عواملی موجب افسردگی می‌شوند؟
دلیل اصلی افسردگی شناخته شده نیست. احتمالاً عوامل ژنتیکی و محیطی موجب بروز این بیماری می‌شوند. افراد ممکن است به جهات مختلفی به این بیماری مبتلا شوند.
در بعضی خانواده‌ها، افسردگی ارثی است و در هر نسل وجود دارد اما افسردگی ممکن است توسط شرایط زندگی مانند بیماری جسمی یا یک اتفاق تشنج‌زا بروز کند.
گاهی افسردگی ممکن است ناگهانی و بدون هیچ دلیل واضحی بروز کند. پزشکان معتقدند که افسردگی با عدم تعادل مواد شیمیایی طبیعی در مغز به نام <نوروترانسمیتر> مربوط است. این مواد مانند پیغام‌رسان عمل می‌کند که توسط سلول‌های عصبی به نام نورون موجب تحرکات ناگهانی می‌شود.
تصور می‌شود تغییر دادن سطح این مواد در مغز نقش اساسی در درمان افسردگی ایفاء می‌کند.‌
● افسردگی چگونه درمان می‌شود؟
خبر خوش این است که افسردگی پاسخ بسیار خوبی به درمان می‌دهد. امروزه راه‌های متفاوتی برای درمان افسردگی وجود دارد و انتظار می‌رود بیشتر افراد احساس خیلی بهتری از درمان داشته باشند.
● درمان با داروهای ضد افسردگی‌
یک راه درمان افسردگی، استفاده از داروهای ضد افسردگی است. اعتقاد براین است که این داروها، با تاثیر بر سطح مواد شیمیایی خاصی در مغز به نام <نوروترانس میتر> اثر خود را اعمال می‌کنند. دو ماده <سروتونین> و <نوراپی نفرین> از این دسته مواد هستند که نقش کلیدی در افسردگی دارند. با تغییر عدم تعادل این مواد شیمیایی در مغز ممکن است بتوان افسردگی را بهبود بخشید.
داروهای ضد افسردگی اولین بار در سال ۱۹۵۰ شناخته شدند. جدیدترین داروها، مهارکننده انتخابی باز جذب سروتونین‌‌ ‌‌(SSIS) و دسته دیگر مهارکننده بازجذب سروتونین - نوراپی نفرین نام دارند که به وفور برای بیماران افسرده تجویز می‌شوند.
درک این مساله بسیار مهم است که کار داروهای ضدافسردگی تنها مخفی کردن علائم بیماری و یا ایجاد خوشحالی مصنوعی در افراد یا تغییر شخصیت آنها نیست، بلکه اعتقاد براین است که ضد افسردگی‌ها بر تعادل مواد شیمیایی مغز، طوری اثر می‌کند که موجب خفیف شدن علائم افسردگی مانند فقدان انرژی و انگیزه شود.
● روان‌درمانی یا درمان با صحبت‌
برای بعضی افراد، ترکیبی از روان‌درمانی که گاهی به صحبت‌درمانی نیز اطلاق می‌شود به اتفاق داروهای لازم درمان دارویی، موثرترین راه برای درمان افسردگی است.
صحبت با یک روان‌شناس می‌تواند موجب شود که فرد مورد نظر شما راجع به افسردگی و احساسات خود بیشتر بداند و یاد بگیرد که با حوادث آینده چگونه برخورد کند.‌
بهترین راه برای فهم اینکه کدام شیوه درمان برای فرد مناسب است، مشاوره با یک پزشک است. هر روش درمانی که انتخاب شود، هدف نهایی آن برگشت به همان حالت قبل از بیماری و با همان احساسات است.‌
● زمان بهبود چقدر طول می‌کشد؟
افسردگی در طول یک شب ایجاد‌‌‌‌نمی‌شود تا در طول یک شب بهبود یابد.
این مساله بسیار اهمیت دارد که شما و شخص مورد نظر شما انتظار معقولی از درمان داشته باشید.
این موارد را برای درمان ضد‌افسردگی باید به یاد داشته باشید:
- تاثیر داروها بسیار متفاوت است. دارویی که برای یک بیمار موثر واقع شود، ممکن است روی بیمار دیگر تاثیر نداشته باشد.
- بسته به اینکه از چه دارویی استفاده می‌شود، شخص ممکن است بعد از دو هفته متوجه تغییراتی شود.
- به طور کلی، شش تا هشت هفته طول می‌کشد تا از تمام مزایای درمان با دارو بهره‌مند شوید.
- عوارض جانبی ممکن است وجود داشته باشد.
اگر درمان دارویی بعد از شش تا هشت هفته هیچ اثر درمانی نشان ندهد، و یا اگر عدم تحمل به دارو وجود داشته باشد، بیمار را تشویق کنید تا با یک فرد متخصص راجع به تنظیم مقدار دارو یا تغییر روش درمانی صحبت کند. به یاد داشته باشید که تنها راهی که یک متخصص سلامت می‌تواند به شما کمک کند، داشتن یک رابطه باز و بی‌محدودیت با بیمار است.
● چه کمکی از شما برمی‌آید؟
ممکن است هفته‌ها طول بکشد که اثرات مثبت درمان با داروهای ضد‌افسردگی یا صحبت درمانی را مشاهده کنید. در حقیقت، اولین کسی که متوجه این تغییرات می‌شود، فردی است که رابطه بسیار نزدیکی با فرد افسرده دارد.
اگر شما متوجه هرگونه پیشرفتی در بیمار از قبیل: احساس ناراحتی کمتر، خنده بیشتر، بازیافتن علاقه به فعالیت‌های قدیمی شدید حتماً این پیشرفت‌ها را به فرد مورد نظر یادآور شوید.
وقتی او بداند که شما این تغییرات مثبت را درک می‌کنید برای ادامه درمان و بازگشت به شخصیت قبلی‌اش تشویق می‌شود.
● رعایت بایدها و نبایدها
▪ بایدها...:‌
- به یاد داشته باشید که افسردگی یک بیماری واقعی و کاملاً درمان‌پذیر است.
- به فرد بیمار یادآوری کنید که مراحل درمان مدتی طول می‌کشد.
- فرد بیمار را تشویق کنید با پزشک راحت و بدون محدودیت صحبت کند.
- مسئولیت‌های امور خانه را طوری تغیر دهید که زندگی را برای فرد بیمار ساده‌تر کند.
- بیمار را تشویق کنید که برنامه خواب، غذا و ورزش منظم داشته باشد.
- وقتی تغییر مثبتی مشاهده کردید، از خود عکس‌العمل نشان دهید.‌
- به بیمار یادآوری کنید که صبور باشد و خودتان نیز به یاد داشته باشید که صبور باشید.
- تعادلی بین نیازهای فرد بیمار و خودتان برقرار کنید.
▪ ‌نبایدها...:‌
- آنها را مورد انتقاد یا سرزنش قرار دهید.
- با آنها طوری برخورد کنید که آنها دیگر هیچوقت نمی‌توانند درست عمل کنند.
- از مسائل خانوادگی، آنها را حذف کنید.
- تصور کنید افسردگی چیزی است که شما شخصاً و به تنهایی بتوانید آن را اصلاح کنید.
- انتظار نتیجه سریع داشته باشید.
- علائم خودکشی را نادیده بگیرید.
- فراموش کنید که برای شخص خود و علائقتان وقت صرف کنید.
- خودتان را برای افسردگی شخص بیمار سرزنش کنید.
مساله خیلی مهمی که نباید فراموش کرد این است که شخص افسرده ممکن است همیشه تمایل به پذیرفتن حمایت و کمک شما نداشته باشد. به یاد داشته باشید که نپذیرفتن و رد کردن کمک دیگران یک قسمت از بیماری آنهاست و تنها شخص شما را شامل نمی‌شود.
● نمونه‌ای از کمک خانواده و دوستان‌
هنرپیشه معروف، جرالد مک‌رانی به همسر افسرده‌اش دلتا برک کمک کرد تا بتواند او را به حالت قبلی‌اش برگرداند. جرالد می‌گوید:
وقتی من متوجه شدم که دلتا از افسردگی رنج می‌برد، احساس ناامیدی می‌کردم. هرچه سعی می‌کردم نمی‌توانستم کاری کنم که همسرم احساس بهتری داشته باشد. بنابراین تصمیم گرفتم که راجع به افسردگی و روش‌های درمانی آن چیزهای بیشتری بیاموزم. حالا همسرم کاملاً بهبود یافته و ازدواج ما دوام مجدد یافته است.
● گفته‌های دلتا برک‌
رنج افسردگی به اندازه کافی زیاد بود اما بدون صبر و تحمل جرالد و حمایت مداوم او، شرایط بسیار بدتر می‌شد. دانستن اینکه او در هر شرایطی به من تعلق داشت، در من ایجاد انگیزه می‌کرد. می‌دانستم که با چیزی ستیز می‌کنم که به هر دوی ما لطمه می‌زند، و این موضوع به من نیرو و انگیزه می‌داد که به شرایط قبلی خود برگردم. هر وقت که انرژی و نیرویی برای درک شرایط و درمان آن را نمی‌یافتم، همسرم همیشه حاضر بود به من کمک کند. باید به خاطر داشت: وقتی فردی به افسردگی مبتلا می‌شود، نقشی که خانواده و دوستان او بازی می‌کنند، بسیار تعیین‌کننده است. جرالد باعث شد که من احساس کنم که ما همیشه در این شرایط با یکدیگر هستیم.
به یاد داشته باشید که شما می‌توانید شرایط را کاملاً تغییر دهید
شما می‌توانید نقش مهمی در بهبود شخص مورد علاقه‌تان داشته باشید. بهبود افسردگی ممکن است ماهها طول بکشد، و حمایت شما می‌تواند موجب تسریع بازگشت آنها به وضعیت قبلی در کوتاهترین زمان ممکن شود.

بیان احساس مسئولیت و تقدیر از او برای خودتان به صورت یک عادت درآورید.از او تمجید کنید و روی خوب شدن شخص مورد علاقه‌تان تمرکز کنید.ایجاد شرایط حمایت کننده به آنها انگیزه می‌دهد که به خود قبلی‌شان و به دوستان و خانواده‌شان که به آنها علاقه دارند، برگردند.


چگونه می توانید بر افسردگی غلبه کنید؟
تفریباً همه افراد در طول زندگی خود چنین احساساتی را تجربه می کنند ؛ اگر شما هم اکنون در چنین شرایطی هستید راهکارهای زیر به شما کمک می کند تا بر این احساسات غلبه کنید.
از رختخواب خارج شوید
یکی از کارهای مهمی که می توانید انجام دهید صبح بیدار شدن در موعد مشخص است (حتی در تعطیلات پایان هفته). ترجیحاً ساعت ۷ صبح یا زودتر پیشنهاد می شود. داشتنِ «نظم» به کارکرد طبیعی بدن شما کمک می کند و در نتیجه احساس های بهنجاری خواهید داشت.
نور
نور به بهتر شدن کارکرد بدن کمک می کند. بنابراین به محض بیدار شدن خود را در معرض نور قرار دهید. پرده ها را به کناری بزنید تا نور بیشتری به درون خانه بتابد. از آن بهتر هر چه سریعتر از منزل خارج شوید و در معرض تابش نور خورشید قرار گیرید.
حرکت
فعال باشید، اکسیژن جذب کنید! به این معنی که برخیزید و به مدت ۵ الی ۱۰ دقیقه در اتاق راه بروید و در صورت امکان دوچرخه سواری کنید. ورزش ملایم به جریان خون کمک می کند ، اکسیژن بیشتری را به بدنتان (به ویژه مغز) می رساند و هشیاری و سرزندگی را در شما بهتر می کند.
صبحانه
صبحانه خود را با پروتئین ( تخم مرغ ، کره ، بادام زمینی ، آجیل ، پنیر) شروع کنید. هنگامی که بیدار می شوید اندام های بدن شما جهت تأمین نیروی لازم آماده جذب غذا و به ویژه پروتئین هاست. برای متعادل کردن وعده های غذایی اصلی تان یک عدد پرتقال یا سایر میوه های تازه و نیز حبوبات یا نان گندم را نیز به رژیم غذایی تان اضافه کنید.
با کسی صحبت کنید
یکی از سریع ترین راه ها برای مبارزه با افسردگی ایجاد ارتباط با دیگران است. نباید فکر کنید که به هنگام افسردگی باید از دیگران دوری کرد. بنابراین مسئله را برای خود آسان بگیرید. با کسی که دوستش دارید در مورد موضوعی لذت بخش صحبت کنید. وقتی با کسی صمیمی می شوید هرگز بر پایه فرضیه های پیش ساخته خود نتیجه گیری نکنید. شما احساسات و افکار طرف مقابل را به خوبی نمی شناسید. یک رابطه سالم همه جوانب را می سنجد. اگر احساس کردید به کمک فرد دیگری احتیاج دارید از وی کمک بگیرید.
در صورتی که نتوانستید مسائل خود را با طرف مقابل به شیوه ای صحیح حل کنید حتماً از فردی مثل مشاور، والدین، افراد با تجربه دیگر و افراد قابل اعتماد کمک بخواهید. یک رابطه سالم از تقاضای کمک نمی هراسد.به خاطر بسپارید همیشه پایان گفتگوها حل کامل مسئله نیست. خود را برای پایان ناموافق و یا بینابین آماده کنید. یک رابطه سالم ، پیروی کورکورانه و یا توافق کامل را طلب نمی کند.
از دیگران خرده نگیرید. البته شما نمی توانید هر چیز و هر کس را بپذیرید ولی در عین حال خرده گیر هم نباشید. این کار از انرژی های شما می کاهد. مطالعات نشان می دهد هر چه بیشتر خوبی های دیگران را ببینید و کشف کنید، روابط بهتری برقرار خواهید نمود. رابطه سالم با سوء تفاهم و زخم های گذشته ارتباطی ندارد.
به خاطر بسپارید هدف از گفتگو، پیروز شدن هر دو نفر است. ارتباط سالم بر مبنای برنده و بازنده استوار نیست. یک رابطه سالم دارای دو برنده است که هر یک با کمک دیگری به دنبال پاسخ مسئله می گردد
شما قادرید ارتباط خود را قطع کنید ، می توانید خود را از یک رابطه بیرون بکشید و به ارتباط خود پایان دهید. مطالعات نشان می دهد اگرچه در یک ارتباط مؤثر «وفاداری» اصل مهمی است اما یک ارتباط سالم به اکنون می اندیشد نه امیدواری نسبت به یک ایده آل احتمالی در آینده.
محبت و صمیمیت خود را نشان دهید
صمیمیت نقش بسیار مهمی در ارتباطات بین فردی دارد. یک رابطه سالم ، احساسات صمیمانه و دوستانه را می طلبد.
تعادل زندگی خود را حفظ کنید
در همه امور تعادل خود را حفظ کنید و به هر یک از افراد و مسائل زندگی خود سهم مناسبی را اختصاص دهید. یک رابطه سالم وابستگی های شدید و عادت گونه را نمی پذیرد.
به خود فرصت دهید
دوست شدن و ایجاد یک رابطه سالم ، یکباره اتفاق نمی افتد. به خصوص وقتی در محیطی جدید مثل دانشگاه و خوابگاه قرار می گیرید، نزدیک شدن به افراد جدید کمی دشوار به نظر می رسد. ولی به خاطر بسپارید آشنا شدن با افراد کمی طول می کشد ایجاد یک رابطه سالم نیاز به زمان دارد.
خودتان باشید
اگر بتوانید در برخوردهایتان خودتان باشید و نقش بازی نکنید بسیار دلچسب تر و مقبول تر خواهید بود. چنانچه خود را زیر نقاب پنهان کنید بالاخره دیر یا زود خود واقعی تان آشکار خواهد شد و به روابط شما لطمه خواهد زد. یک رابطه سالم با انسان های واقعی ساخته می شود نه با تصورات.







   1      2       3       4    >>