X
تبلیغات
کلینیک طب سوزنی
 
کلینیک جامع آموزش پزشکی
                                                                 
آخرین مطالب
موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
شبکه وبلاگی استان کردستان
دوشنبه 28 مهر‌ماه سال 1393 :: 01:25 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس

http://img.tebyan.net/ts/persian/blue/Parts/box-payameSalamat.jpg


به مناسبت هفته بهداشت روان http://www.irannaz.com/user_files/image/13/42.jpg

در علم پزشکی به انسانی سالم می‌گویند که هم از نظر جسمی و هم از نظر روح و روان سلامت باشد. با وجود اینکه کنترل انواع بیماری‌ها و درمان آنها از اهمیت بالایی برخوردار است، مراقبت از سلامت روان نیز به همان اندازه دارای اهمیت بوده و هرگونه مشکلی در این بخش از شخصیت آدمی نه‌تنها سلامت او را به خطر می‌اندازد بلکه جامعه و اطرافیان را نیز تهدید می‌کند. این موضوع تا جایی اهمیت دارد که 10 اکتبر هر سال به نام روز جهانی بهداشت روان نامگذاری شده است. روز 10 اکتبر هر سال میلادی (مطابق با 18 مهر ماه 1388) از طرف فدراسیون جهانی بهداشت روان (WFMH) به عنوان "روز جهانی بهداشت روان " نامگذاری شده است.این فدراسیون برای این روز در هر سال، یک شعار خاص را انتخاب می کند. در ایران هفته پایانی مهر ماه (24 تا 30 مهر) به نام "هفته بهداشت روان" نام گذاری شده است.
http://upload7.ir/images/45036838120844095389.jpg


بهداشت روان علمی است برای بهتر زیستن و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی را در بر می گیرد. سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روان را قابلیت ارتباط هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب تعریف کرده است.بهداشت روان، دانش و هنری است که به افراد کمک می‌کند تا با ایجاد روش هایی صحیح از لحاظ روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری نموده و راه حل های مطلوب‌تری را برای حل مشکلاتشان انتخاب نمایند. 

تعریف سازمان جهانی 
بهداشت روان، عبارتست از: قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران, تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی, عادلانه و مناسب. نتیجه آنکه مفهوم بهداشت روانی عبارت خواهد بود از تامین رشد و سلامت روانی فردی و اجتماعی، پیشگیری از ابتلاء به اختلال روانی, درمان مناسب و بازتوانی آن.

در حقیقت بهداشت روان را می توان یکی از قدیمی ترین موضوعات به شمار آورد. زیرا بیماری های روانی از زمان های قدیم وجود داشته بطوریکه بقراط در حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد عقیده داشته که بیماران روانی را مانند بیماری جسمی باید درمان کرد . تقریبا از سال ۱۹۳۰ (۱۳۰۹ هـ . ش ) یعنی بعد از تشکیل اولین کنگره بین المللی بهداشت روان بود که این رشته بصورت جزئی از علوم پزشکی درآمد و سازمان های روانپزشکی و مراکز پیشگیری در کشورهای مترقی یکی بعد از دیگری فعالیت خود را شروع کردند. 


بیماری های روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته و هیچ فردی، از هیچ طبقه اقتصادی ـ اجتماعی خاصی، در مقابل آن ها مصونیت نداشته و خطری است که بشر را مرتبا تهدید می‌کند. خوشبختانه نهضت بهداشت روانی در نیم قرن اخیر، افکار غلط و خرافات در مورد این بیماری ها را کنار گذاشته و نشان داده که اوّلا بیماری های روانی، قابل پیشگیری بوده و ثانیا در صورتی‌که مانند سایر بیماری ها به موقع تشخیص داده و تحت درمان قرار گیرند به همان نسبت از مزمن شدن و عوارض آن ها کاسته خواهد شد. در راستای همین ایده, بهداشت روانی که جزئی از بهداشت عمومی محسوب می شود به پیگیری موارد زیر می پردازد:

- افزایش سطح بهداشت روانی از طریق ارتقاء آگاهی های جامعه در مورد بیماری های روانی

-شناسایی و تشخیص زودرس اختلالات روانی و درمان آن ها

-پیشگیری از عوارض و عود بیماری و توانبخشی بیماران

-پیشگیری از بروز بیماری های روانی از طریق پیشگیری و درمان بیماری های جسمی

ویژگی افرادی که از نظر روانی سالم هستند:

* احساس آرامش، امنیت و کفایت می کنند.

* توانایی های خود را در حد واقعی، ارزیابی می‌کنند، نه بیشتر و نه کمتر.

* به خود احترام می‌گذارند (Self- respect) و کمبودهای خود را می‌پذیرند.

* به حقوق دیگران احترام می‌گذارند.

* می‌توانند به دیگران علاقمند شوند و آن ها را دوست بدارند. می‌توانند احترام و دوستی دیگران را جلب کنند.

* می‌توانند نیازهای زندگی خود را برآورده سازند و برای سختی های زندگی خود، راه حلی پیدا می کنند.

* قادرند مسئولیت های روزمره ی خود را با انتخاب اهداف معقول پیش ببرند.

* طوری تحت تاثیر عواطف، ترس، خشم، عشق یا گناه خود قرار نمی‌گیرند که زندگی شان آشفته شود.
نشانه هایی که درباره به خطر افتادن سلامت روان هشدار می دهند:
بیماری روانی

- احساس نگرانی و غمگینی و ترس دائمی و بدون دلیل

- از دست دادن سریع تعادل روانی

- بی خوابی های مکرر

- افسردگی و سرخوشی متناوب و به صورت ناتوان کننده

- بی‌علاقگی و تنفر دائمی نسبت به مردم

- آشفتگی زندگی

- عدم تحمل دائمی فرزندان

- همواره خشمگین شدن و بعد دچار پشیمانی گشتن

- دائما حق را به خود دادن و دیگران را ناحق شمردن

- احساس درد و شکایت های بی‌شمار بدنی که علتی برای آن پیدا نمی شود

اگر شخصی وجود یکی از علائم فوق را در خود قطعی بداند، باید به روانشناس مراجعه کند.

افراد آسیب پذیر از نظر سلامت روان:

بیماران و معلولین روانی، عقب ماندگان ذهنی، بیماران صرعی، سالمندان، معتادان، بیکاران، فقیران، کودکان و نوجوانان، زنان باردار، افراد طلاق گرفته و داغدیده، افراد بی سرپرست، زندانیان و مهاجران.

قشر آسیب پذیر در الویت درمان قرار دارند.

انواع بیماری های روانی:

1- بیماری های عمده یا روان پریشی (Psychosis)

الف) روان گسیختگی (schizophrenia): شکاف شخصیت و عدم احساس واقعیت

ب) افسردگی ـ سرخوشی (Manic- depressive): افسردگی ژرف و هیجان شدید نوسان دار

ج) سوء ظن شدید و هذیان (paranoia): سوء ظن بی دلیل به همه چیز در چارچوب توهم

2- بیماری های غیر عمده

الف) روان نژندی یا نِوروز: از دست دادن توانایی واکنش مطلوب و هنجار در برابر موقعیت های گوناگون زندگی

ب) اختلالات شخصیتی: ناشی از تجربیات ناگوارو بد دوران کودکی
عوامل موثر در بروز بیماری های روانی:

بیماری های جسمی: آترواسکلروز عروق مغزی، سرطان ها، بیماری های متابولیک، برخی بیماری های اعصاب، بیماری های غدد درون‌ریز، صرع و ... .

وراثت: کودکی که پدر و مادرش هر دو روان گسیخته اند، احتمال ابتلای او به روان گسیختگی، 40 برابر بیشتر از کودکان دارای پدر و مادر سالم است.

عوامل اجتماعی: نگرانی ها، تنش های عاطفی، ازدواج های اجباری، گسیختگی خانواده، فقر، شهرنشینی، صنعتی شدن جامعه، مهاجرت، عدم امنیت اقتصادی، طرد شدن، از یاد رفتن، ظلم و ... .

عوامل محیطی:

- سمومی مثل جیوه، دی‌اکسید کربن، منگنز، قلع، ترکیبات سرب

- داروهایی نظیر باربیتورات ها، گریزوفولوین، الکل

- کمبودهای تغذیه ای مثل کمبود ویتامین B6 و ید

- عفونت ها مثل سرخک، سرخجه و عفونت های هنگام زایمان که بر تکامل مغزی جنین و کودک تاثیر دارند.

- پرتوتابی (مثل عکسبرداری اشعه x) در هنگام تکامل عصبی جنین

حوادث و تصادفات: اعم از حوادث و بلایای طبیعی (مثل زلزله) یا ساخت دست بشر (مثل تصادف رانندگی)

مذهب: افراد مذهبی و مومن کمتر به بیماری های روانی مبتلا می شوند و نیز بهتر به درمان ها پاسخ می گویند.
http://www.salamatnews.com/thumb/580/222/uploads/image_13930719409156.jpg

 از آنجا که بهداشت روان از جنبه‌های متفاوتی برخوردار است، به دلیل تمرکز بیشتر روی آن، هر سال به یک موضوع اختصاص می‌یابد و از این طریق سیاست‌ها در جهت بالا بردن سطح آگاهی و هوشمندی دنیا نسبت به آن مساله خاص مطرح می‌شوند. در همین راستا، 10 اکتبر امسال به «زندگی با شیزوفرنی» اختصاص یافته است.شیزوفرنی به‌عنوان یکی از جدی‌ترین مشکلات روانی در کل دنیا، باید بیش از پیش مورد توجه سازمان‌ها و متخصصان این امر قرار گیرد. آمارها حکایت از آن دارد که حدود 26 میلیون نفر از مردم جهان به شیزوفرنی مبتلا هستند. متخصصان بر این باورند که این اختلال روانی تا حد قابل توجهی قابل درمان است ولی بیش از 50 درصد مبتلایان به دلیل ناآگاهی از این امر، یا به سراغ درمان آن نمی‌روند یا اینکه به درمان‌های مناسب دسترسی ندارند.تمرکز روز جهانی بهداشت سلامت امسال روی مساله زندگی با شیزوفرنی بوده و این بهانه‌ای است تا از این طریق آگاهی خانواده‌ها و دوستان افراد مبتلا به این بیماری، پزشکان و سایر افراد جامعه افزایش یابد.

محققان معتقدند مبتلایان به شیزوفرنی نیز می‌توانند مانند سایر بیماران از بهترین روش‌های درمانی و مراقبتی بهره‌مند شده و از حمایت‌های مدیریتی برای مقابله با بیماری خود بهره‌مند شوند. شیزوفرنی نوعی اختلال روانی است که فکر، احساس و عمل بیمار را مختل کرده و در واقع تشخیص بین واقعیت و خیال را برای آنها دشوار می‌کند.ازجمله برخی علائم این بیماری می‌توان به اختلال خواب، اختلال در اشتها، رفتارهای غیرمعمول مشخص و احساسات غیرواقعی اشاره کرد. مبتلایان به شیزوفرنی غالبا در ارتباط با اطرافیان خود دچار مشکل هستند و از اتفاقات بیرونی معمول زندگی تعبیر نادرستی دارند.آنها در بیشتر واقع به دنبال درمان علائم مرتبط مانند اضطراب، افسردگی و سایر اثرات ناخوشایند روحی هستند. در واقع، نقص‌ موجود در الگوهای اجتماعی و روابط بین فردی از جمله ویژگی‌های مبتلایان به این بیماری محسوب می‌شود که با رنج‌های مزمن همراه است.
http://www.allwebs.ir/Content/UserFiles/Images/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%B2%D9%88%D9%81%D8%B1%D9%86%DB%8C-1.jpg


علل افزایش شیوع بیماری های روانی
-بیماری های روانی مانند بیماری های جسمی کشنده نیستند و در نتیجه, مبتلایان به این نوع بیماری ها روی هم انباشته می شوند و احتیاج بیشتری جهت درمان سرپائی, بستری شدن و تخت بیمارستانی پیدا می‌کنند.

-عدم درک از نحوه شروع و طولانی مدت بودن بیماری در نتیجه عدم اطلاع از بیماری, درمان به موقع انجام نمی‌شود که همین امر باعث مزمن شدن بیماری گشته و بیماری غیرقابل علاج می‌گردد

-عدم برنامه صحیح و اطلاع کافی از روش های پیشگیری و درمانی که خود باعث انباشته شدن و ازدیاد این نوع بیماران می‌گردد

-برحسب برآورد سازمان جهانی بهداشت امروزه 25% مردم جهان دچار یکی از انواع اختلالات روانی ـ عصبی ـ رفتاری هستند. (به جز اعتیاد به مواد مخدر, الکل و سایر موارد).

ناتوانی و از کارافتادگی (disability) ناشی از بیماری های روانی، اغلب شدید و طولانی است و بار سنگینی بر بیمار, خانواده و جامعه تحمیل می‌کند. بطور کلی 6/10% بار کلی بیماری ها (Global Burden of Diseases) مربوط به بیماری های روانی است و با محاسبه سال های تقریبی ناتوانی در طول عمر (Disability Adjusted life years: Daly) این رقم به 28%  افزایش می‌یابد.

پیشگیری از بیماری های روانی1-پیشگیری اوّلیه (سطح اوّل)

پیشگیری اوّلیه عبارت است از کلیه اقداماتی که منجر به جلوگیری از بروز بیماری می‌شود، مثل واکسیناسیون در طب عمومی، پیشگیری اوّلیه در روانپزشکی به دلیل چند عاملی بودن اتیولوژی بیماری ها به سادگی امکان پذیر نیست و لذا هدف اصلی پیشگیری در این سطح، مقاوم نمودن افراد جامعه و بویژه اقشار آسیب پذیر در برابر اختلالات روانی از طریق مهار و کنترل ناهنجاری های ژنتیکی، وراثتی، محیطی و خانوادگی است. در حالیکه کلیّه افراد جامعه گروه هدف را تشکیل می دهند.، اهداف زیر بطور اختصاصی در این مرحله دنبال خواهد شد :

1 ـ تاثیر شرایط محیطی و آلودگی های زیست محیطی، شرایط اجتماعی و اقتصادی بر سلامت روان

2 ـ نقش عوامل ژنتیکی در بروز اختلالات روانی

3 ـ پی آمد های اجتماعی ازدواج های خویشاوندی، زودرس و ازدواج با افراد حامل و ناقل ژن معیوب

4 ـ ارتباط بین وضعیت روانی، در دوران بارداری و سلامت روان کودک پس از تولد

5 ـ نیازهای انسانی در مراحل مختلف رشد ازجمله طفولیت، کودکی، نوباوگی، نوجوانی، میانسالی و سالمندی

6 ـ نقش اولیاء و محیط خانواده در سلامت روان کودکان و نوجوانان

7 ـ نحوه رویارویی با عوامل اضطراب انگیز محیطی و اجتماعی

اهداف فوق از راه های زیر قابل حصول است :

1- انجام تحقیقات سبب شناسی به منظور کشف نقش عوامل ژنتیکی، محیطی و خانوادگی در تخریب سلامت روانی افراد در جامعه

2 ـ همکاری بین تخصصی با متخصصین رشته های مختلف و همکاری بین بخشی با ارگان های ذیربط

3 ـ آموزش همگانی بهداشت روانی کلیه اقشار

4 ـ همکاری مستمر با رهبران مذهبی و سیاسی مردم

5 ـ مشاوره های خانوادگی و فردی و گروهی

6 ـ جلب همکاری و تشویق افراد جامعه در بهره برداری مطلوب از خدمات بهداشت روان

براساس مطالعات انجام شده در دانش آموزان مشخص شده است که مذهبی بودن دانش آموزان و خانواده های آنان رابطة معکوس و معنی داری با بروز افسردگی دارد و بنابراین توجّه به عقاید معنوی و باورهای مذهبی و التزام به احکام دینی در فضای فرهنگی جامعه و خانواده ها نقش اساسی در پیشگیری اوّلیه افسردگی و به دنبال آن تامین سلامت روانی دارد و به طور قطع یکی از سازوکارهای این پدیده جملة روح افزای دل آرام گیرد به یاد خدای، مُلهَم از آیه شریفه قرآن “ اَلا بِذِکرِاللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب ”، می‌باشد.

2ـ پیشگیری ثانویه (سطح دوّم)

هدف اصلی در این مقطع جلوگیری از عوارض اختلالات روانی در افراد جامعه با تشخیص به موقع، درمان مناسب و زودرس و پیگیری منظم می‌باشد.

انتظار می رود اهداف زیر در این سطح پیشگیری برآورده شود :

1 ـ بیماریابی به منظور تشخیص سریع و به موقع علایم غیرعادی و یا رفتارهای نامتعادل در افراد

2 ـ درمان فوری، زودرس و کامل، جهت رفع علایم سبک اختلالات در بین افراد شناسایی شده

3 ـ درمان نگهدارنده به منظور پیشگیری از بازگشت عوارض اختلالات تا حصول کامل بهبودی در بین افراد آسیب دیده جامعه

4 ـ پیشگیری از بروز علایم شدید در بین افراد مبتلا و ایجاد سازگاری بین آنها و خانواده

5- جلوگیری از بالارفتن میزان عود و دفعات بستری

6- ارائه خدمات مراقبت.

اهداف فوق از طریق زیر قابل حصول می باشد :

1 ـ آموزش چهره به چهره افراد جامعه در خصوص نقش پیگیری به خصوص پیگیری الزامی در موارد سایکوز و صرع

2 ـ شناسایی افراد در مدارس، خانواده ها و محل کار آن ها جهت تشخیص و درمانی به موقع

3 ـ ارائه خدمات درمانی مناسب و به موقع از طریق فراهم آوردن امکانات و شرایط لازم (اورژانی، سرپائی و بستری)

4 ـ همکاری بین تخصص های مختلف بهداشتی درمانی

5 ـ آموزش های لازم در جهت حذف باورهای غلط و تعصبات نادرست مردم و اصلاح نگرش، دانش، و مهارت آنها در خصوص تفسیر و تعبیر اختلالات روانی، انتخاب درمان و نحوه برخورد با بیماران روانی، در خانواده، مدرسه، محل کار و اجتماع.

3 ـ پیشگیری ثالثیه (سطح سوّم)

هدف اصلی، پیشگیری از تداوم اختلالات روانی مزمن در بین مبتلایان و کاهش ناتوانی های فردی، اجتماعی، شغلی و خانوادگی ناشی از آن می‌باشد. برای دستیابی به این هدف رعایت موارد زیر الزامی است :

1 ـ شناسایی مبتلایان به اختلالات روانی مزمن

2 ـ حمایت از مبتلایان شناخته شده به منظور جلوگیری از عوارض احتمالی ناشی از اختلال، مانند خودکشی، اعتیاد، فرار از منزل، فحشاء و سایر انحرافات اجتماعی، با درگیر ساختن خانواده ها و سایر مراجع ذیربط

3 ـ اقدامات عملی برای بازتوانی مبتلایان از طریق کاریابی، حمایت مالی و اشتغال در مراکز نیمه وقت

4 ـ  ارائه خدمات مراقبت

5 ـ تاسیس واحد های نوتوانی در بخش های روانپزشکی

6 ـ آموزش خانواده ها در نحوه برخورد با بیماران خود و مسئولیت پذیری آنها نسبت به بیماران.

 
 
  
بهداشت روان وباورهای اجتماعی
 
بهداشت روان وجامعه سالم
 
 
 
بهداشت روان و رسانه
 
بهداشت روان وسلامت خانواده
 
       
 
 
بهداشت روان و پزشک خانواده
 
بهداشت روان درمحیط های آموزشی
 
 
 
بهداشت روان در جمهوری اسلامی
    
بهداشت روان درگروه های خاص  


منابع:

1 ـ طرح کشوری بهداشت روانی 1367، اداره کل مبارزه با بیماری ها، وزارت بهداشت، درمان آموزش پزشکی

2 ـ بحثی کوتاه در باره اولویّت های بهداشت روانی در جمهوری اسلامی ایران، فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران، گروه علوم بهداشتی و تغذیه

 3 ـ سیمای سلامت روان در جمهوری اسلامی ایران، 1380، دکتر نوربالا و همکاران

 4 ـ طرح بهداشت روان مناطق شهری، تهیه شده توسط گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی  اصفهان

 5 ـ کتاب بهداشت روانی، دکتر بهروز میلانی فر، 1370،نشر قومس، تهران

 6 ـ گزارش اوّلین کارگاه برنامه ریزی تجدید نظر برنامه ملّی بهداشت روان، 1378، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها

7 ـ گزارش کارگاه برنامه ریزی پیشگیری اوّلیه در بهداشت روان، 1376، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها 

8 ـ گزارش دوّمین کارگاه برنامه ریزی پیشگیری اوّلیه در بهداشت روان، 1378، اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماری ها






چهارشنبه 24 مهر‌ماه سال 1392 :: 10:45 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس
به‌طور قطع و یقین، بین نوع تغذیه و افزایش یا کاهش استرس رابطه وجود دارد.نخستین توصیه برای کاهش استرس و فشار روانی در افراد، افزایش مصرف مایعات به‌طور منظم است، زیرا آب و مایعات در تنظیم سیستم عصبی نقش بسزایی دارند.60 تا 65 درصد بدن انسان بالغ را آب تشکیل می‌دهد که تنظیم‌کننده تمامی فعالیت‌های درون و برون‌سلولی بدن انسان است. البته باید دانست که افراد برای کاهش استرس حتما باید نیمی از مایعات را از طریق مصرف آب و نوشیدنی‌ها و مابقی را از طریق مواد غذایی که آب فراوان دارند، تأمین کنند.

مصرف سبزی و میوه سبب کاهش فشار روانی می‌شود

مصرف سبزی و میوه به چند علت سبب کاهش استرس و فشارروانی در افراد می‌شود، در میوه و سبزی مایعات فراوان وجود دارد. به طور مثال میزان آب موجود در کاهو بیشتر از آب موجود در شیر است و نوشیدن آب به افراد آرامش می‌دهد. علاوه بر این، رنگ‌های طبیعی که در میوه و سبزی وجود دارد باعث نشاط در انسان شده و این خود سبب کاهش استرس و اضطراب در افراد می‌شود.مصرف غذاهایی مثل میوه و سبزی به‌دلیل احساس خوشایندی که در فرد ایجاد می‌کند، اضطراب را در افراد کاهش می‌دهد. در میوه و سبزی، ویتامین، املاح و ریز‌مغذی‌هایی وجود دارد که به تنظیم خلق و خوی افراد کمک می‌کند.مصرف موز برای کاهش استرس در افراد توصیه می‌شود،ویتامین 6B در موز به ترشح سروتونین کمک می‌کند و این انتقال‌دهنده عصبی ترکیبی است که سبب کاهش استرس می‌شود. موز در عین کاهش استرس، خواب‌آور نیست اما آرام‌بخشی مناسب است.

علاوه بر میوه و سبزی، در دانه‌های غلات کامل (سبوس‌دار) و پروتئین‌های حیوانی و گیاهی هم ویتامین 6B وجود دارد که مصرف این نوع مواد غذایی هم می‌تواند به کاهش استرس در افراد کمک کند. اغلب ویتامین‌های گروه B به‌طور معمول در غلات و حبوبات یافت می‌شود که می‌تواند به کاهش استرس در افراد کمک کند.متأسفانه در کشور غلات به‌طور کامل مصرف نمی‌شود،غلات در ایران چه برنج و چه گندم بدون سبوس است و این درحالی است که افراد برای کاهش اثرات استرس و فشار روانی حتما باید غلات را به‌طور کامل و سبوس‌دار مصرف کنند، زیرا غلات تصفیه‌شده و بدون سبوس و بدون فیبر ارزش غذایی مطلوبی ندارند. حبوباتی که از 2 روز قبل خیس شده باشد و نفخ‌کننده نباشد نیز از دیگر مواد غذایی مفید است که باعث کاهش استرس در افراد می‌شود.

افرادی که غذاهای دریایی مصرف می‌کنند، آرامش بیشتری دارند

مصرف گوشت سفید به‌دلیل پروتئین و اسیدهای چرب به‌ویژه امگا 3 موجود در آن می‌تواند خلق و خوی افراد را تنظیم کند، به همین دلیل افرادی که غذاهای دریایی همراه با سبزیجات را مصرف می‌کنند، آرامش بیشتری دارند.مصرف مواد لبنی همراه با غلات از قبیل نان و ماست و خیار از غذاهای مناسبی است که به‌ویژه در فصل تابستان می‌تواند به آرامش افراد کمک کند. البته مصرف آجیل‌های تازه و بی‌نمک به دلیل داشتن فیبر، اسیدهای چرب غیراشباع، املاح و ویتامین و صدایی که هنگام خوردن ایجاد می‌کند، نیز سبب کاهش استرس می‌شود.

در هنگام استرس جوشانده لیموعمانی و گل گاوزبان مصرف کنید

مصرف جوشانده لیموعمانی و گل گاوزبان در مواقع استرس توصیه می‌شود،از مواد غذایی سرشار از ویتامین B،C ، D حتماً استفاده شود. همچنین مردم برای کاهش استرس نباید 3 وعده غذایی سنگین مصرف کنند بلکه باید رژیم غذایی در قالب 5 یا 6 وعده سبک داشته باشند. داشتن تنوع غذایی، تمرین آرام خوردن غذا و نیاشامیدن آب همزمان با خوردن غذا از مواردی است که می‌تواند به کاهش استرس افراد کمک کند. نمک، قندهای ساده و تصفیه‌شده، شکر، شیرینی، مربا، نوشابه، آبمیوه‌های صنعتی، چربی‌های حرارت‌دیده و کافئینی که در نوشابه، قهوه و چای وجود دارد سبب تحریک سیستم عصبی فرد شده و او را مستعد استرس و اضطراب می‌کند، علاوه بر این، خوردن فست‌فودهای غنی از نمک و چربی نیز باعث می‌شود که استرس افراد تشدید شود، زیرا مصرف این قبیل مواد غذایی سبب تحریک سیستم عصبی فرد می‌شود.






دوشنبه 18 شهریور‌ماه سال 1392 :: 12:37 ب.ظ ::  نویسنده : کارشناس
مصرف دخانیات به عنوان یک مشکل بهداشت عمومی درسطح جهان مطرح می باشد، همچنین می تواند موجب کاهش امید به زندگی ، افزایش هزینه درمانی، کاهش خلاقیت در ابعاد زندگی فردی شود. بیش از پنج میلیون نفر در سال در دنیا در اثر استعمال دخانیات جان خود را از دست می دهند که اغلب این موارد در کشورهای با درآمد پایین و متوسط است و پیش بینی ها بیانگر این نکته است که چنانچه این روند ادامه یابد، تعداد مرگ و میر ناشی از استعمال دخانیات تا سال 2030 به حدود 8 میلیون نفر در سال افزایش خواهد یافت.نتایج تحقیقات نشان می دهد که هر نخ سیگار هشت دقیقه از عمر انسان را کاهش می دهد و در هر شش ثانیه یک نفر در جهان در اثر استعمال دخانیات جان خود را از دست می دهد.افرادی که روزانه کمتر از پنج نخ سیگار می کشند به عنوان معتادان به مصرف نیکوتین به شمار نمی آیند.

معتادان نیکوتین به طور متوسط روزانه بین هشت تا 10 نخ سیگار مصرف می کنند ولی در بین آنها افرادی نیز هستند که بین 40 تا 80 نخ سیگار در طول روز استفاده می کنند.سالانه 10 هزار میلیارد تومان برای خرید سیگار و درمان بیماری های ناشی از آن در ایران هزینه می شود.بر اساس آمار حاصل از تعداد افراد سیگاری، میزان مصرف روزانه سیگار آنها و قیمت فعلی سیگار،سالانه دو برابر هزینه خرید سیگار در کشور صرف درمان بیماری های ناشی از مصرف این ماده دخانی می شود.طبق یک آمار حدود 20 میلیون نفر در کشور سیگار می کشند که از این تعداد بین 8.5 تا 10 میلیون نفر به عنوان افراد معتاد به مصرف نیکوتین شناخته شده اند.بسیاری از جهش‌ها و رخدادهای اجتماعی و سیاسی در چند قرن اخیر را به وجود آورده‌ایم اما در نگهداری، حفاظت و ادامه آن ‌مشکل داشته‌ایم. در بحث مبارزه با دخانیات چندین بار مقام اول را در جهان دریافت کرده‌ایم، پیشگام هستیم اما با وجود اینکه حرکت را آغاز کرده‌ایم و الگو می‌شویم اما در جا می‌زنیم و عقب‌گرد داریم.هم اکنون کشورهای عربستان و مصر در بحث کنترل دخانیات از ما جلو زده‌اند.طبق قانون،استعمال دخانیات در اماکن عمومی ممنوع است، آیا مطب دکتر اماکن عمومی نیست یا قهوه‌خانه و تاکسی محل عمومی حساب نمی‌شود که به راحتی سیگار و قلیان مصرف می شود؟

پدیده سیگار کشیدن در بین نوجوانان و جوانان یکی از مشکلات بزرگ در بسیاری از جوامع امروزی است. بسیاری از کار‌شناسان، سیگار کشیدن را آغاز راهی می‌دانند که در انتها باعث اعتیاد جوانان به مواد مخدر می‌شود.دوستان ناباب واژه آشنا در بررسی آسیب های اجتماعی است.در حقیقت باید اعتراف کرد که این یک حقیقت است و دوستان افراد نوجوان در شکل گیری شخصیت و رفتار آن‌ها بسیار مهم هستند. نکته مهم در اینجا این است که زمانی که فرد نوجوان در یک گروه همسال قرار می‌گیرد سعی در تقلید از رفتار سایرین می‌کند و در صورتی که یک یا چند فرد سیگاری در این گروه حضور داشته باشند احتمال آلوده شدن فرد بالا است.

بسیاری از نوجوانان در جامعه امروزی استفاده از دخانیات را نشان ویژه ای برای آزادی خود می دانند به ویژه زمانی که رفتار آنها توسط عده ای به ویژه هم سالان تحسین می شود.تاثیر گروه هم سن و سال در دوران نوجوانی به حداکثر میزان خود می رسد و هم سالان نقش پررنگی در تصمیمات آنها در خصوص چگونگی انجام این عادت دارند همچنین نوجوان ممکن است در خانه هایی زندگی کنند که والدینشان سیگار می کشند،در چنین محیطی اگر پدر و مادر یک نوجوان، سیگاری باشد احتمال اینکه او نیز سیگاری شود بیشتر دیده شده و زمانی که یک خواهر یا برادر سیگاری نیز داشته باشد این احتمال چندین برابر می شود.در بسیاری از اوقات استعمال دخانیات و سوء مصرف مواد مخدر و سایر رفتارهای مخاطره آمیز،اغلب بدان جهت توسط نوجوانان مورد توجه قرارمی گیرد که می خواهند استفاده از آنها را به عنوان نمادی برای رسیدن به دوران بزرگ سالی جلوه دهند.

نهادهای متولی باید نسبت به برخورد قانونی با فروش سیگار به افراد کمتر از 18 سال اقدام کنند.رسانه‌ها نیز در بیان زیاندهی‌های این رفتار نابهنجار تلاش چشمگیری نداشته و صدا و سیما باید در این زمینه با آموزش جوانان و خانواده‌ها، زیان‌های ناشی از مصرف سیگار را به آنها انتقال دهدنوع فرهنگ حاکم بر یک خانواده، شهر و جامعه در این مسئله بسیار مهم است. برای نمونه در جوامعی که ورزش کردن و تحرک داشتن به عنوان یک ارزش کلی مطرح باشد شما شاهد تعداد کمتری از افراد سیگاری هستید. اما در صورتی که در خانواده و یا محل زندگی شخص فرهنگ غالب بر استفاده از مواد دخانی باشد مطمئنا احتمال سیگاری شدن افراد بسیار بالا‌تر است. البته نباید از تاثیر رسانه ها و الگوهای رسانه ای غافل شد.تاثیر رسانه‌های جمعی بر تربیت و رفتار افراد مختلف در جامعه غیر قابل انکار است.

 امروزه بسیاری از ستاره‌های دنیا هنر و موسیقی و یا حتی تعدادی از ورزشکاران دخانیات مصرف می‌کنند. این مسئله می‌تواند در جذب بسیاری از نوجوانان و جوانان به سمت سیگار موثر باشد. مهمترین راه پیشگیری از این مشکل، شناخت علل گرایش به استعمال سیگار و در نهایت ارتقاء میزان آگاهی و نگرش مردم بویژه قشر نوجوان و جوان آسیب پذیر جامعه در مورد مضرات مصرف سیگار است.هرچند شیوع کلی مصرف مداوم سیگار نسبت به مطالعات دیگر نقاط کشور کمتر است ولی تجربه مصرف سیگار نسبتاً بالا است،بنابراین ضمن آنکه میزان آگاهی دانش آموزان از مضرات سیگار در حد مناسب نیست و با توجه به اینکه افراد سیگاری سطح آگاهی کمتری از مضرات سیگار دارند لذا افزایش سطح آگاهی دانش آموزان در جهت کاهش گرایش به سیگار و بهبود عملکرد مؤثر است. باید برنامه های آموزشی و تشویق به ترک در سطح محلی و کشوری انجام شود تا بتوان با ارائه مداخلات آموزشی مناسب در جهت پیشگیری از این معضل مهم بهداشتی در کشور گام های مهمی برداشت.باید در برنامه های تولیدی رسانه ها از جمله فیلم و سریال چنان قبح مصرف دخانیات برجسته گردد که جوانان به راحتی نتوانند از آن استفاده کنند و همواره شرم و خجالتی نسبت به مصرف آن داشته باشند.در رسانه‌هایی همچون رادیو و تلویزیون کارهایی در خصوص منع ترویج دخانیات صورت گرفته،اما اقدامات صورت گرفته ناکافی است.در این موازنه طرف مقابل یعنی کمپانی‌ها و شرکت هایی که از تولید و فروش دخانیات سود می‌برند تبلیغات بسیار گسترده‌تری دارند و نتایج نشان می دهد کفه ترازو به نفع آنها سنگین شده است.

نبود قبح اجتماعی سیگار در جامعه یک عامل افزایش مصرف سیگار است.متاسفانه مصرف سیگار در جامعه قبح لازم را نداشته و از طرف دیگر به راحتی در دسترس می‌باشد و تبلیغاتی هم که توسط کمپانی های آن صورت می گیرد جذابیت ظاهری به این محصول داده که جوانان و نوجوانان را به سمت خود می کشاند.در فیلم و سریال‌ها به شکل زنده و با تجسم عینی و واقعی مصرف و یا منع منصرف دخانیات ترویج داده می شود، به گونه ای که اگر بازیگر نقش اول فیلم سیگاری را بکشد، کشیدن سیگار توسط او می تواند تبلیغاتی را که در خصوص منع مصرف دخانیات در بسیاری از کتاب ها و نشریات به چاپ رسیده خنثی کند.متاسفانه در حال حاضر در فیلم ها و سریال های امروزی به خوبی به بحث مضرات دخانیات پرداخته نشده و قبح آن نیز اصلا نشان داده نمی شود.درفیلم ها و سریال ها با توجه به نقش تاثیرگذار آنها بر روی جوانان باید کشیدن سیگار به یک شخصیت منفی در فیلم واگذار شود.اگر اطرافیان شخصیت اول فیلم نیز دخانیات مصرف کنند و در فیلم واکنش منفی نسبت به این امر نشان داده نشود باز هم تاثیرگذاری خود را در ترویج دخانیات خواهد داشت. لذا ضروری است که در فیلم ها واکنش های منفی نسبت به مصرف دخانیات توسط بازیگران فیلم و سریال نشان داده شود".

بر اساس مباحث مطرح شده در حوزه روان درمانی و رفتار درمانی افراد سیگاری، لازم است به معرفی جایگزین هایی برای سیگار به این دسته از افراد توجه شود.از این طریق می توان سیکل معیوب مصرف مداوم و عادتی سیگار را شناسایی و با ارائه راهکاری جایگزین های مناسبی به آنها معرفی کرد. افزایش مصرف آب روزانه، انجام 20 تا 30 دقیقه ورزش و نرمش و به طور کلی تغییر سبک زندگی می تواند در این مسیر بسیارکمک کننده باشد.همچنین به تازگی روش های نوینی مانند رایحه درمانی و موسیقی درمانی برای ترک دادن افراد سیگاری در ایران (در بین 40 نفر به عنوان گروه شاهد) و استرالیا مورد بررسی قرار گرفته و نتایج آن مثبت گزارش شده است.

 بنابراین می توان از اینگونه روش ها نیز برای همراهی کردن با افراد سیگاری در ترک سیگار استفاده کرد.تولید سیگار در کشور باید تابع برنامه راهبردی شود، ما یکی از کشورهایی بودیم که دخانیات در انحصار دولت بود اما متأسفانه آن را خصوصی‌سازی کردند. دخانیات یک صنعت است و هدف آن تولید، برطرف کردن نیاز و سودآوری است بنابراین زمانی که از انحصار دولت خارج شود سلامت دیگر حرف اول را نخواهد زد.باید بر مصرف کننده سخت بگیریم و هر فردی در هر جا نتواند سیگار مصرف کند. استعمال دخانیات در اماکن عمومی ممنوع است و این شامل مطب، مدرسه، آموزشگاه، تفریحگاه، رستوران و قهوه‌خانه می‌شود. اگر مصرف را سخت بگیریم این یک عامل بازدارنده می‌شود و افراد نمی‌توانند به راحتی دخانیات مصرف کنند.






سه‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1392 :: 11:45 ب.ظ ::  نویسنده : کارشناس


ترامادول یک داروی ضد درد است. که با نام های مختلفی از جمله بایومادول در داروخانه ها عرضه می شود. از ترامادول برای تسکین درد های متوسط تا شدید استفاده می شود. با اینکه تاکنون مکانیسم اثر ترامادول دقیقا مشخص نشده است ولی این دارو مانند مورفین عمل می کند. ترامادول مانند مورفین در مغز به گیرنده های اپیوئیدی متصل شده، باعث ایجاد تسکین می گردد. این دارو بصورت آمپول، قرص یا کپسول های 50 و 100 میلیگرمی در بازار دارویی کشور وجود دارد و در داروخانه ها عرضه می شود. بالاترین دوز روزانه آن 400 میلیگرم است. خوردنش با غذا یا بدون غذا تاثیری در میزان جذب آن ندارد.

تداخلات داروییداروهایی مانند کاربامازپین و کینیدین مانع از خنثی شدن ترامادول در بدن شده، غلظت آنرا در خون بالا می برند! استفاده همزمان ترامادول با داروهای مهار کننده مونوآمینواکسیداز و مهارکننده انتخابی گیرنده های سروتونین مانند فلوکستین منجر به عوارض جانبی شدیدی از جمله تشنج می شود. این دارو در صورتیکه با الکل، داروهای بیهوشی، مواد مخدر، داروهای آرام بخش یا خواب آور استفاده شود خطر ایست تنفسی را به شدت افزایش می دهد.سالم بودن آن برای زنان حامله یا در مرحله شیردهی هنوز ثابت نشده است.عوارض جانبی آن عبارتند از:  تهوع، یبوست، سردرد، خواب آلودگی، خارش، اسهال، خشکی دهان، بثورات جلدی، اختلالات بینایی، سرگیجه واقعی، تشنج

و اما ارتباط ترامادول با اعتیاد و سوء مصرف مواد....

این دارو از بدو ورودش به بازار دارویی کشور مورد توجه بیماران معتاد به مواد مخدر قرار گرفت. و آوازه آن تا جایی پیش رفته است که متاسفانه گروه ها و خواننده های رپی وجود دارند که نام ترامادول را برای خود انتخاب کرده اند!تجربه نویسنده در زمینه مدیریت سایت های مشاوره درمان اعتیاد ، نشان می دهد که نام ترامادول بعد از کراک دومین نامی است که کاربران اینترنت با جستجوی آن به چنین سایت هایی راه پیدا می کنند. و سئوالی که همیشه چنین کاربرانی مطرح می کنند اینست که:

 آیا ترامادول باعث اعتیاد به مواد مخدر می شود؟

 آیا ترامادول  داروی مناسبی برای ترک اعتیاد است؟

آیا ترامادول باعث ایجاد تشنج می شود؟

در پاسخ به این سئوالات باید بگوییم که: با توجه به اینکه مکانیسم کنترل درد در ترامادول مشابه مورفین است. مصرف مداوم آن منجر به وابستگی فیزیکی و روانی مشابه اعتیاد به مواد مخدر می شود. و مصرف طولانی مدت ترامادول منجر به اعتیاد به آن شده و درمانی کاملا مشابه با درمان سوء مصرف مواد مخدری چون تریاک، کراک و هروئین دارد! باز هم تجربه نویسنده نشان می دهد که: بیمارانی که در مراکز بستری جهت ترک ترامادول بستری می شوند علایم خماری یا ترک غیر قابل تحمل تری نسبت به سایر بیماران وابسته به مواد مخدر از خود نشان می دهند!

 از جمله علایم ترک ترامادول عبارتند از: عصبانیت، تعریق، بی خوابی، تهوع، اسهال، لرزش اندام ها و توهم معتادان به مواد مخدر در مواردی که امکان تهیه یا استفاده از مواد مخدر را ندارند از این دارو جهت جایگزین کردن مواد مخدر استفاده می کنند. عده ای نیز به غلط آنرا برای ترک اعتیاد مورد استفاده قرار می دهند!

در حقیقت تعداد کسانیکه بواسطه مصرف ترامادول وارد وادی اعتیاد شده اند کمتر از کسانی است که این دارو را  جهت جایگزینی مواد مورد استفاده قرار می دهند. اینها معمولا کسانی هستند که به خاطر درد، ترامادول را طولانی مدت مصرف کرده اند و از عواقب اعتیاد به آن غافل مانده اند!

پس اگر شخصی به کلینیک مراجعه کند و بگوید که اعتیادش را با ترامادول شروع کرده و در ابتدا از آن برای نئشه بازی و سرخوشی استفاده کرده است کمی غیر معمول می نماید! همچنانکه گفته شد افراد وابسته به ترامادول بیشتر مصرف کنندگان مواد مخدری هستند که جهت جلوگیری از علایم ناخوشایند ترک یا خماری از این دارو به عنوان جایگزین استفاده می کنند.

بر اساس مقالات معتبر پزشکی ترامادول در دوز 200 تا 400 میلیگرم می تواند علایم ترک مواد مخدر را از بین ببرد و تجویز آن به مقدار کمتر از این دوز فرقی با تجویز دارونما در کنترل علایم ترک ندارد!

شخصی که از این دارو جهت ترک اعتیاد استفاده می کند وقتی دوز دارو را به کمتر از 200 میلیگرم برساند علایم ترک مواد مخدر را از خود نشان خواهد داد  و دوباره به مصرف ترامادول یا مواد مخدر رو می آورد حال چنین شخصی چگونه می تواند دوز دارو را به فرضا 2.5 میلیگرم در روز کاهش دهد؟! در حالیکه این قضیه در مورد داروهای مناسب ترک اعتیاد مانند متادون صدق نمی کند.

پس می توان نتیجه گرفت ترامادول داروی مناسبی برای ترک اعتیاد نیست!  بعلاوه اکثر قریب به اتفاق بیماران وابسته به مواد مخدر در کنار مصرف مواد مخدر از داروهای اعصاب، آرامبخش و خواب آور نیز استفاده می کنند و همچنانکه در قسمت تداخلات دارویی عنوان شد با مصرف همزمان ترامادول با این داروها خود را در خطر تشنج و ایست تنفسی قرار می دهند!

تشنج شایع ترین عارضه ای است که بیماران از ترس ایجاد آن جهت درمان وابستگی به ترامادول به مراکز درمان سوء مصرف مواد مراجعه می کنند! علاوه بر تداخل دارویی منجر به تشنج، ترامادول با کاهش آستانه تشنج باعث ایجاد تشنج در کسانی می شود که به علت تشنج در حال درمان هستند یا اینکه درمان شده اند!پس بخاطر داشته باشیم که ترامادول باید بر اساس نسخه و توصیه پزشک مورد استفاده قرار بگیرد و مصرف خودسرانه آن عواقب غیر قابل جبرانی بدنبال خواهد داشت.


ترک خودسرانه و قطع ناگهانی ترامادول خطرناک است

ترک ترامادول بدونه اطلاع از روش ترک و مطالعه قبل از ترک آن خیلی خطرناک است و چه بساء در مواردی باعث مرگ شده است پس خود سرانه از قطع ناگهانی دارو بپرهیزید توجه داشته باشید چنان چه شما مدت طولانی از قرص ترامادول استفاده میکنید از قطع ناگهانی دارو جدأ خوداری کنید قطع یکباره دارو باعث درد شدید و تب و لرز و عرق سرد و لرزش و توهم شدید و کم سو شدن دید و اسهال و استفراق و بی خوابی و افسردگی و کم اشتهایی شدید و درد خیلی شدید در مفاصل همراه است که اگر دوز مصرف بیمار زیاد باشد و بطور ناگهانی قرص را قطع کند باعث تشنج و کما میشود پس قبل از ترک حتما عوارض قطع ناگهانی دارو را مطالعه کنید

 

روش ترک کردن ترامادول

ترک ترامادول:

جهت ترک مصرف ترامادول توصیه شده است که از روش کاهش دوز مصرف در طی چند هفته استفاده شود.و برای کاهش دادن علایم احتمالی ترک ترامادول ، مصرف داروهای ضد درد مانند ایبوبروفن بلامانع می باشد.زیرا قطع ناگهانی ترامادول پس از مصرف طولانی مدت آن سبب ایجاد علایم قطع مصرف(علائم شبیه ترک مورفین) در بدن مانند بی خوابی، تحریک پذیری، اضطراب، تعریق،تشنج، لرزش، تهوع، استفراغ،اسهال، رعشه، توهم، اختلال خواب و مشکلات تنفسی، درد عضلات و درد شکم و... می شود. بهترین راه همینه که کم کم با پایین اوردن دوز مصرف دارو موفق به ترکش بشی. و بهتره وقتی مصرفتو نهایتا به روزی 2 یا 3 تا رسوندی از مسکن دیگه ای به همراه دیکلوفناک و کلونیدیوم سی جهت جلوگیری از اسهال و مشکلات گوارش و کلوندین برای جلوگیری از بقیه علائم ترک ترامادول با دوز کم به جای مسکن ترامادوک استفاده کنی. سالم و تندرست باشید. داروهای ترک اعتیاد عبارتند از نالوکسان (به صورت تزریقی )و نالتروکسان (به صورت قرص)در بازار موجود میباشد.ولی در اثر مصرف انها سریعا علائم ترک در بدن ظاهر می شود که شامل ضعف شدید عضلانی و درد و کوفتگی بدن و لرزش دستها می باشد . در مراکز ترک اعتیاد قبل از تزریق این دارو ها شخص را بیهوش نموده که علائم درد را احساس نکند. داروی ترامادول جزو داروهای مخدر و اعتیاد آور می باشد که شما به آن وابسته شده اید.قطع ناگهانی آن پس از مصرف طولانی مدت آن سبب علائم ترک مورفین در بدن مانند بی خوابی، تحریک پذیری، تشنج، لرزش، تهوع، استفراغ، درد عضلات و شکم و... می شود.برای درمان به گفته دوستان میتوان از ترک تدریجی استفاده کرد یعنی هر وز میزان مصرف دارو را نسبت به روز قبل کاهش دهید ولی توصیه میکنم به مراکز معتبر درمان مراجعه نمایید تا بتوانید سلامت خود را بدست آورده و حفظ نمایید بدون مشاوه مستقیم امکان ترک آن خیلی کم است.

 

روش دیگر ترک ترامادول

 

شما باید تا یک هفته یک چهارم از قرص را مصرف نکنید. از هفته دوم نصف کنید و در عوض قرص استامینون را نصف کرده در همان روز نه در یک زمان آن را بخورید هفته سوم فقط یک چهارم ترامادول بمدت دو هفته همراه با یک قرص کدیین دار مصرف کنید. و بعد از یکماه که دیگر اصلا نباید ترمادول را بخورید . شروع به کم کردن قرص کدیین دار از یک چهارم در یک هفته تا پایان یک ماه آنرا هم یک چهارم یک چهارم بکلی ترک کنید این راه حتما عملی هست اصلا شک نکنید.






دوشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1392 :: 01:20 ب.ظ ::  نویسنده : کارشناس
موز، کرفس، سیب‌زمینی شیرین و ... از جمله مواد غذایی هستند که می‌توانند برای شما آرامش را به ارمغان آورند.اضطراب، استرس و تنش‌های گوناگون عصبی و روانی جزئی از زندگی این روزهای بسیاری از افراد شده است که گاهی ممکن است برای آرام کردن روح و جسم خود حتی به مصرف بسیاری از داروها و مواد شیمیایی پناه آورند؛ اما جالب است بدانید که در اطراف ما مواد غذایی فراوانی وجود دارند که می‌توانند آرامشی طبیعی و دلپذیر را برای شما به همراه آورند. در این مقاله با ما همراه باشید تا شما را با چند ماده غذایی برای آرامش بخشیدن به اعصاب خود آشنا سازیم.
مخلوط میوه‌ها
میوه‌ها، تریپتوفان را به سروتونین تبدیل می‌کنند. سروتونین هورمون اصلی برای آرام بخشی است. میوه‌هایی چون موز، پرتقال، انبه، آناناس، سیب، انگور، توت‌ها و ... سرشار از انواع ویتامین‌ها هستند. هر زمان احساس تنش و ناراحتی کردید. یک پیش‌دستی میوه میل کنید تا روح، ذهن و بدنتان به آرامش برسد.
موز، میوه‌ای شادی‌آور
بسیاری از ورزشکاران بعد از یک رقابت سخت موز مصرف می‌کنند. این میوه سرشار از پتاسیم است. پتاسیم الکترولیتی است که به بدن کمک می‌کند تا هیدراته بماند. موز همچنین سرشار از منیزیم، ویتامین B6 و سایر مواد مغذی است، به همین علت باعث ایجاد شادی و آرامش درون بدن می‌شود. موز به علت داشتن مقادیر فراوانی اسیدآمینه تریپتوفان که در بدن به سروتونین و ملاتونین تبدیل می‌شود، اهمیت دارد. این دو هورمون خلق‌وخو و زمان خواب را تنظیم می‌کنند و نیز باعث بهبود استرس می‌شوند.
سیب‌زمینی شیرین، کنترل‌کننده فشارخون
سیب‌زمینی شیرین از کربوهیدرات‌های پیچیده، ویتامین A، ویتامین C، ویتامین‌های گروه B و ... تشکیل شده است. به همین علت سیب‌زمینی شیرین سیستم عصبی شما را آرام می‌کند، استرس را کاهش می‌دهد و فشارخون را کنترل می‌نماید.
کرفس، سبزی آرام‌بخش
کرفس به‌عنوان یک پادزهر استرس است و برای افرادی که از تنش‌های عصبی رنج می‌برند مناسب می‌باشد. متخصصان تغذیه عقیده دارند مصرف روزانه کرفس برای کاهش فشارخون بالا موثر است. کاهش فشارخون باعث القای احساس آرامش می‌شود.
سوپ سبزیجات، گرم و دلنشین
سوپ یکی از بهترین گزینه‌ها برای آرام کردن سیستم عصبی است. سوپ به بدن کمک می‌کند تا از شر میکروب‌ها، عفونت‌ها و اجسام ریزی که برای بدن مضر هستند، رهایی یابد. سوپ سبزیجاتی که دارای گوجه‌فرنگی، فلفل سبز، هویج، سیر، کرفس و اسفناج است؛ می‌تواند آرامش را برایتان به همراه آورد.
مغزها و دانه‌های روغنی
انواع مغزها و دانه‌های روغنی مانند پسته، بادام، فندق، گردو، تخمه آفتابگردان، تخمه‌کدو، تخمه هندوانه، کنجد، شاهدانه و ... سرشار از منیزیم، سلنیم، روی، آهن، ویتامین E و B کمپلکس هستند. این ویتامین‌ها و مواد معدنی به مغز کمک می‌کنند تا به آرامش برسد.
بادام برزیلی، آرام‌کننده سیستم عصبی
طبیعی‌ترین منبع سلنیوم، بادام برزیلی می‌باشد که برای آرام کردن سیستم عصبی مناسب است. بر اساس مطالعات صورت گرفته، خوردن سه عدد بادام برزیلی به‌صورت روزانه طی 3 ماه می‌تواند به‌صورت چشمگیری خلق‌وخو را بهبود بخشد، احساس آرامش را در فرد تقویت کند، اضطراب را کاهش دهد و سطح انرژی را بیفزاید.
رازک، مبارزه با اضطراب
رازک گیاه دارویی است که خواص فراوانی دارد. برگ‌های رازک مواد شیمیایی به نام اتانولیک اسید و دی‌اکسید کربن آزاد می‌کنند، این عوامل باعث خواب‌آلودگی می‌شود و اثرات آرام‌بخش دارد. در نتیجه رازک گیاهی بی‌نظیر برای تسکین اضطراب است و باعث ایجاد آرامش و خواب می‌شود.رازک برای تسکین عصبانیت، بی‌قراری و بی‌خوابی کاربرد گسترده‌ای دارد. در نتیجه رازک را می‌توان به‌عنوان یکی از قوی‌ترین گیاهان برای آرامش اعصاب معرفی کرد.






دوشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1392 :: 10:23 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس
زمانی که احساسات منفی و ناامیدی در زندگی ما ایجاد می‌شوند می‌توانیم با آن مبارزه کنیم تا در زندگی ما را با مشکلات بعدی روبه‌رو نسازد. به گزارش فارس، در صورتی که گاهی به ناامیدی رسیدید، خواندن این مقاله برای شما بسیار مفید خواهد بود؛

نکته مهم

به یاد داشته باشید که هرگز ناکامی‌های خود را در قالب عجز و ناتوانی یا خشم به نزدیکان خود نشان ندهید.اخبار نا‌امیدکننده و اتفاقات بدی که می‌افتد تمام ذهن شما را درگیر می‌کند و اینجاست که این اتفاقات بد از شما مطالبه می‌کند و شما باید مقرری‌اش را بپردازید. بنابراین، زمانهایی وجود دارد که شما به واسطه خبرهای بدی که ناگهان به شما می‌رسد احساس ناامیدی می‌کنید و تا حدودی این خبرها به شما القاء شده است که باعث شده که شما به این ناامیدی برسید، احساسی که منجر به ناامیدی در کار و ازدواج می‌شود و احساس بدی که به شما دست می‌دهد و این حقیقت است. اما واقعیت این است که ذهن انسان‌ها کاملاً به این مسائل واکنش نشان می‌دهد بنابراین شرایط دشوار و سختی که یک فرد در آن قرار می‌گیرد تاحدودی می‌تواند مسیر غلبه بر آن را پیدا کند و بدرخشد. درحقیقت شیوه‌‌ای که مغز ما طراحی شده است امکان ندارد که این غم و اندوه طولانی مدت ادامه یابد. بعضی زمانها ما نیاز به تلنگر داریم یک یادآوری ملایم که به ما کمک می‌کند که با ناامیدی خودمان کنار بیاییم . بنابراین، احساس ناامیدی با اخبار بد دم‌دست و ناگهانی به طریقی احساس ناامیدی را در خودتان و احساس ناامیدی در کار و احساس ناامیدی در ازدواج برگردانده و شما آن را در خود انباشته می‌کنید.

مقابله با ناامیدی

مقابله با هر ناامیدی که ممکن است در محیط کار، روابط اجتماعی با دوستان باشد تا حدودی از یک روش خاصی تبعیت می‌کند البته گام‌هایی که برای مقابله برداشته می‌شود بر اساس شرایطی که فرد در آن قرار گرفته است ناامیدی را تغییر خواهد داد اما این موضوع به شدت شرایط بستگی دارد و گرنه نحوه برخورد یکی است. مراحلی که در زیر می‌آید نحوه غلبه بر یاس و ناامیدی را نشان می‌دهد؛

‌لطفاً گریه کنید

گریه کردن به اشتباه علائم ضعف گفته شده است به ویژه جایی که مردان بیشتر نگران این مسئله هستند.گریه کردن مکانیزمی است که همه هیجانهای درونی را تخلیه می‌کند، همچنین تمام استرس ها و تنش‌ها را از شما دور می‌کند و احساس راحتی و سبکی می‌کنید. بنابراین اگر اشکتان می‌خواهد سرازیر شود جلویش را نگیرید و بگذارید سرازیر شود. تنها زمانی که شما به ذهنتان اجازه خلاصی از سموم را می‌دهید قادر خواهید بود که گام‌های مورد نیاز برای خوب شدن و التیام را بردارید.

اتفاقات را بپذیرید

هر چیزی را که برایتان اتفاق می‌افتد، بپذیرید، ‌بسیاری از افراد می‌خواهند از زیر بار احساسات غم‌انگیز شانه خالی کنند چرا که برای آنها دردناک است اما تنها پذیرفتن واقعیت است که آنها را آرام خواهد کرد. اتفاق ناامیدکننده‌ای را که در زندگی‌تان روی می‌دهد، بپذیرید. اما چرا پذیرفتن اتفاقات زندگی برای مقابله با احساسات ناخوشایند ضروری است؟ زیرا در این صورت شما افکارتان آرام نخواهد شد و شما با افکارتان کنار نخواهید آمد. افکار منفی و ناامید کننده در آینده با کمترین تحریکی اوج گرفته و حتی بیشتر از آنچه که شرایط ایجاب می کند،‌ منجر به آزار فرد می‌شود.

خودتان را متحول کنید

برخی از افراد وجود دارند که به شدت به عمق فاجعه می‌روند و آن قدر در غم خود فرو می‌روند که حاضر نیستند که از آن شرایط بیرون بیایند. انسانها در دلسوزی به خویشتن و فاز «وای بر من» مستعد هستند. اما اگر این فاز نگذرد و اجازه داده شود که احساسات بد در زندگی روزمره شما مداخله کند، در نتیجه بر بهره‌وری و آرامش ذهن شما تاثیر خود را می‌گذارد. این لحظه زمانی است که باید با خودتان بگویید که «دیگر بس است» و باید سعی کنید خودتان را تغییر دهید و به زندگی ادامه دهید.

خانه را به محل شادی تبدیل کنید

بدون شک، احساس ناامیدی از شکست‌های مکرر و شادی‌های اندکی که مردم به دنبالشان هستند بوجود می‌آیند.در چنین زمانهایی چه کار باید کرد؟ بسیاری از چیزهایی که افراد باید واقعا انجام دهند این است که به اموری بپردازید که خنده شما را تضمین کند. اوقات خودتان را با فردی که به آن علاقه دارید بگذرانید. زمانتان را با افرادی که شما را خوشحال می‌کنند، بگذرانید. به دنبال ورزش‌های پر تحرک بروید. چای بنوشید. با افرادی که به طبیعت علاقه‌مندند روابط داشته باشید. کتاب بخوایند. کشف کنید که چه چیزی در زندگی، شما را به پیش می‌برد و اینها هستند که جایگزین افکارناامید کننده می شوند. اگر هیچ کدام از اینها به شما کمک نکرد، خودتان را مجبور کنید که بخندید و این خنده اجباری علائمی را به مغزتان می‌فرستد و شما را خوشحال می‌کند و احساس شما به آهستگی اما مطمئناً بهتر می‌شود و چیزهای دیگری که در این زمینه موثر است فهرستی از چیزهایی را که شما را شاد می‌کند در نظر بگیرید که کمک می‌کند تا بدانید که چگونه به آرامش برسید.

با احساسات منفی مقابله کنید

در مورد رویداد غم‌انگیزی که رخ داده است بیندیشید و آن را با آنچه که اتفاق افتاده است، در چشم‌انداز زندگی خود قرار دهید. آیا این مسئله ‌ای که برای شما بوجود آمده اثر ماندگار و طولانی مدتی در زندگی شما خواهد داشت؟ آنچه که اکنون اتفاق افتاده آیا در سالهای آینده برای شما مهم خواهد بود؟ اگر حلقه پاسخ‌ها به یک «نه» برمی‌گردد پس شما می‌دانید که همه این چیزها به شکل جزر و مدی است که می‌گذرد. در این گونه مواقع احساسات منفی منجر می‌شود که به درستی فکر نکنید. بنابراین،‌ افکار خودتان را به فهم اینکه احساسات منفی و اثرات آنها ماندگار نیستند باز کنید و از اکنون اجازه دهید که با آنها مقابله کنید.

برنامه‌ ریزی کنید

آنچه که به شما کمک می‌کند تا به ناامیدی که شما را در درجات مختلف تحت تاثیر قرار می‌دهد دور باشید، کشیدن یک نقشه است. لیستی از همه چیزهایی که از اتفاقات و رویدادها یاد گرفته‌اید بنویسید. درسهایی که یادگرفته‌اید و مواردی که تجربه کرده‌اید و چیزهایی که به شما کمک کرده تا بیابید که کجا هستید و چرا این چیزها ضروری است، چرا که آن کمک می‌کند که بدانید که چیزهای بیشتری درباره مردم و خودتان می دانید و اینکه چگونه شما باید یا نباید اگر اتفاقات مشابهی درآینده اتفاق افتاد واکنش دهید یا ندهید.

این همان چیزی که ما همیشه به دنبالش هستیم، درسهایی که ما یاد گرفتیم و چیزهایی که می‌توانیم از یک اتفاق نتیجه‌گیری کنیم. بعد از این شما یک طرح و نقشه دارید و تشخیص می‌دهید که با انجام آن احساس راحتی کنید و آن کمک می‌کند که شما آن را به راحتی یک مکالمه ساده با دوستان انجام دهید. بعد از آن شما احساس راحتی بیشتری می‌کنید و این ناامیدی‌هایی که همواره شما را تهدید می‌کرد و احساس کاستی می‌کردید برطرف می‌شود و با این طرحی که شما برای مقابله با ناامیدی انتخاب کردید اکنون ایده‌ای دارید که نشان می‌دهد چه چیزی نیاز است انجام شود و چه دوره‌ای را باید پیگیری کنید. بنابراین بعداً شما درباره بسیاری از چیزها کوتاه می‌آیید. اما به خاطر بسپارید که همواره چیزهایی وجود دارند که باعث ناامیدی می‌شود اما آنچه که ما درباره آن باید بدانیم این است که چه چیزی مهم است.






سه‌شنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1391 :: 11:00 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس

صرع(تشنج) و علل ایجاد آن



بیمار)

پدری هستم که یک فرزند 14ساله دارم که از سه ماه پیش صبح‌ها که از خواب بیدار می ‌شود دچار پرش‌هایی در دست می ‌شود و تا کنون دو بار در خواب هم دچار تشنج‌هایی شده‌اند و من و مادرش از صدای خرخر و صدای تکان‌های تخت، متوجه تشنج ایشان شده‌ایم. پزشک معالج برای فرزند من تشخیص صرع گذاشته‌اند. لطفاً مرا راهنمایی کنید.



1- صرع چیست؟

صرع را به زبان ساده می ‌توان به صورت زیر تعریف کرد: چنان چه تنظیم جریان الکتریکی فرد به هم بخورد، مدارهای کل مغز دچار اتصال شده و در نتیجه هوشیاری به هم می ‌خورد.

صرع فقط افتادن فرد و عدم هوشیاری نیست، بلکه به چندین شکل می ‌تواند دیده شود. به ‌طور مثال صرع می ‌تواند به صورت افت تحصیلی در مدرسه باشد، جا انداختن کلمات در جمله به خصوص در هنگام املا نوشتن اتفاق می‌ افتد و متاسفانه معلم‌ها فکر می ‌کنند که این دانش‌آموز دچار حواس پرتی می ‌باشد.


2- عوامل زمینه ‌ساز صرع کدامند؟

یکی از علل صرع به دوران قبل از تولد برمی ‌گردد، ولی به طور عمده علل صرع به بعد از تولد مربوط می‌ شود. هم چنین علل زیادی از انواع صرع ناشناخته می‌ باشد.

از علل قبل از تولد می ‌توان به عفونت‌های داخل رحمی (در جنین) اشاره کرد. از عفونت‌های شایع ایجاد کننده ی صرع در دوران بارداری سرخجه  و توکسو پلاسموز می ‌باشد. سایر عفونت‌های ویروسی، سوء تغذیه و مصرف الکل و دخانیات  در مادر هم می ‌تواند باعث صدمه به جنین شود.

از دیگر علل می ‌توان به نقص‌های ژنتیکی ایجاد شده در حین بارداری در جنین اشاره کرد که می ‌تواند عامل بروز تشنج در سال‌های آینده باشد. هم چنین قرار گرفتن در معرض محیط‌ های آلوده (مانند اشعه ایکس) می‌ تواند باعث آسیب به جنین شود.

از دلایل دیگر می ‌توان به ضربه‌ های مغزی جنین در حین بارداری یا موقع زایمان اشاره نمود.

دسته ی دیگر از دلایل صرع، مربوط به ضایعات در حین زایمان است که به عنوان فلج‌های مغزی عنوان می ‌شود. چنان چه در حین زایمان سر بچه آسیب ببیند و منجر به اختلالات انعقادی یا خونریزی‌های مغزی شود، می ‌تواند فرم‌هایی از تشنج را ایجاد کند. این آسیب‌ها هنگام تولد یا هفته ی اول بعد از تولد گاهی از علل بسیار مهم، برای تشنج‌های بعدی می ‌باشد.

در دوران نوزادی عفونت‌های مغزی مانند مننژیت  و آنسفالیت (تورم مغز در اثر ویروس‌ها)، و ضربه‌هایی که به خاطر جنب و جوش یا تصادف با ماشین به مغز وارد می شود، ممکن است باعث تشنج شود.

صرع و تشنج طوری نیست که بلافاصله بعد از دیدن ضربه، این بیماری ایجاد شود، بلکه ممکن است 10 تا 20 سال بعد خود را نشان بدهد و آسیب‌های در حین زایمان یا بعد از زایمان نتایج خود را در اواخر کودکی و یا بزرگسالی نشان دهد.

هم ‌چنین سوء تغذیه در زمان کودکی می ‌تواند یکی از دلایل تشنج در سنین بالاتر باشد، به خصوص کمبود مواد معدنی مثل کلسیم و منیزیم می ‌تواند از عوامل ایجاد کننده ی تشنج باشد.

در سنین بالا (افراد مسن) سکته ی مغزی  می ‌تواند باعث تشنج باشد و هم چنین به هم خوردن پایداری الکتریکی بدن باعث ایجاد صرع و تشنج در بیمار می ‌شود.

در افراد دیابتی  که از داروهای دیابتی برای پایین آوردن قند خون استفاده می ‌کنند یا بیمارانی که قند خون پایینی دارند، استعداد ابتلا به تشنج بیشتر از سایر افراد است.

با وجود تمام دلایل ذکر شده، علل درصد زیادی از انواع صرع در حال حاضر شناخته شده نمی ‌باشد.

حمله تشنجی چیست؟

یک حمله تشنجی مانند توفانی کوچک در سیستم الکتریکی مغز است و علائم حاصل از آن می‌تواند از چند دقیقه مات و مبهوت شدن تا افتادن و از دست رفتن کامل هوشیاری متفاوت باشد.

درمان صرع

حتی یک شخص سالم ممکن است به ندرت دچار حمله تشنجی شود، اما به طور کلی حملات تشنجی در کودکان شایع‌تر از بزرگسالان است.

هنگامی که حمله تشنجی رخ می‌دهد، پزشکان مجموعه‌ای از آزمون‌ها را بر روی فرد انجام می‌دهند تا مطمئن شوند که عارضه وخیمی وجود ندارد.

آزمایشی که امواج مغز را اندازه می‌گیرد و الکتروانسفالوگرافی (EEG) نامیده می‌شود، می‌تواند با ثبت کردن امواج بلند و نوک تیز، وجود حمله تشنجی را ثابت کند.

تصویر برداری با تشدید مغناطیسی (MRI) می‌تواند علت زمینه‌ای تشنج مانند تومور، سکته مغزی یا ناهنجاری مادرزادی را نشان دهد.

تب اغلب باعث بروز حمله تشنجی می‌شود و گاهی علامت عفونتی مانند مننژیت است.

افت شدید قند خون و کم‌آبی بدن نیز می‌‌تواند حمله تشنجی را برانگیزد. با انجام آزمایش‌هایی ساده در اتاق اورژانس می‌‌توان این علل را تشخیص داد.

هنگامی که هیچ علت زمینه‌ساز ظاهری وجود نداشته باشد، پزشکان می‌گوید یک حمله تشنجی خوش‌خیم رخ داده است.

دو سوم افرادی که دچار حمله تشنجی می‌شوند، هرگز در طول عمرشان دوباره تشنج نمی‌کنند.

تصمیم‌گیری درباره اینکه برای جلوگیری از حمله بعدی باید تجویز دارو انجام داد یا نه و چه هنگامی باید این کار را انجام داد، در هر فردی متفاوت است و عمدتا بستگی به نوع و دفعات تشنج‌های یک فرد دارد.

صرع صرفا اصطلاحی دیگر برای اختلال تشنجی است، اما این کلمه دارای بار معنایی خاصی است، زیرا دفعات زیاد حمله تشنجی را در یک فرد به ذهن می‌آورد.

در هر حال متخصصان می‌گویند هر کسی که  دو بار دچار حمله تشنجی با علت نامعلوم شود، در معرض خطر بالا برای دچار شدن به حمله سوم است.

با اینکه برخی افراد به خصوص پس از حملات شدید نیازمند گذشت چند روز برای احساس بهبودی کامل هستند، اغلب افراد پس از 10 تا 15 دقیقه می‌گویند حال‌شان خوب شده است.



ادامه مطلب ...




   1      2       3    >>